وحید خدادادی
دکتر بهشتی استاد اقتصاد ضمن اشاره به چهار مرحله ای بودن بودجه گفت: باید عرض کنم که بودجه چهار مرحله دارد؟ مرحله تهیه و تنظیم، مرحلۀ تصویب، مرحله اجرا و مرحاۀ نظارت. مرحله تهیه و تنظیم از بخشنامه بودجه شروع می شود که با امضای رئیس جمهور جهت اجرا به همه دستگاه ها ابلاغ می شود. برمبنای این بخشنامه مشخص می شود که چشم انداز سال آینده چیست و دولت چه کارهایی در سال آینده باید انجام دهد و بر چه مبنایی باید بودجه نوشته شود. این بخش نامه در مهر ماه ۱۴۰۰صادر شده است و درآن به چهار تا موضوع اشاره شده است که عبارتند از: رشد اقتصادی با تمرکز بر ارتقای بهره وری، ثبات اقتصادی، عدالت محوری، تغییر ساختار بودجه و تامین مالی اقتصادی. اما در لایحه ای که اخیرا توسط دولت تنظیم و به مجلس داده شد و مجلس هم کلیاتش را تصویب کرد، هیچ کدام از این موارد رعایت نشده است! یعنی لایحه بودجه به نظر من مخالف بخشنامه بودجه است!
میدانیم مهم ترین مشکل حال حاضر کشور اقتصاد است و به تعبیر دکتر طیب نیا ریشه مشکلات اقتصادی ما سیاسی است! میدانیم مساحت کشور ما برابر با مساحت هفت کشور انگلیس، آلمان، فرانسه، هلند، ایتالیا، نروژ و دانمارک است. ایران ۱/۱ جمعیت دنیا را دارد، ۱۶درصد گاز دنیا و ۹ درصد نفت دنیا در اختیار ما قرار دارد و علاوه بر این منابع متعدد دیگری هم داریم و تنها چیزی که در این کشور کم داریم آب است. پس ایران کشوری است غنی، با این حال در نزدیک به ۴۳سال گذشته ما اقتصاد را به بدترین شکل ممکن اداره کرده ایم و بهتر است بگوییم هیچ دستاورد برجسته ای در حوزه اقتصاد نداریم!
بزرگترین مشکل ما این است که فکرمی کنیم که انتخابات ریاست جمهوری یک زلزله هفت ریشتری! رخ میدهد و برای همین است بعد از انتخابات همه چیز را به هم می زنیم.
این استاد اقتصاد دانشگاه تبریز در رابطه با سند چشم انداز بیست ساله نیز گفت: از سال ۱۳۸۲ و در دولت محمد خاتمی چشم انداز بیست ساله تدوین و با ابلاغ مقام معظم رهبری قرار شد تا از سال ۱۳۸۴تا ۱۴۰۴با اجرای پنج برنامۀ پنجساله، در سال ۱۴۰۴ ایران در منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا و آسیای میانه بین ۲۵ کشور، از نظر اقتصادی، علمی و فن آوری، ،مقام اول را داشته باشد، ولی متاسفانه تا این لحظه چنین اتفاقی نیافتاده است. در چشم انداز مذکور قرار بود که چهار برنامه پنج ساله در طول هم اجرا شود که برنامۀ چهارم توسعه اولین برنامه بود که در چارچوب چشم انداز بیست ساله از سال ۱۳۸۴ آغاز شد و تا پایان سال ۱۳۸۸ ادامه داشت. باید گفت یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که فکرمی کنیم که انتخابات ریاست جمهوری یعنی زلزله هفت ریشتری و تا دولت جدیدی روی کار می آید همه چیز را به هم می زند. در انتخابات سال ۱۳۸۴ ریاست جمهوری، رئیس جمهوری رفت و دیگری که آمد همه چیز را به هم زد! در برنامه چهارم قرار بود که ما طبق قانون برنامه خیلی کارها انجام بدهیم. اما رییس جمهوری که روی کار آمد اعتقادی به برنامه نداشت و در نتیجه برنامۀ چهارم را کنار گذاشت! اگر توجه کنیم رئیس جمهور صرفا مجری قانون است در صورتی که روسای جمهور ما همه هیچ را به هم می زنند. احمدی نژاد ۸ سال رئیس جمهور شد و نه تنها برنامه چهارم توسعه را اجرا نکرد بلکه سازمان برنامه و بودجه را هم منحل کرد! ایشان در دور دوم ریاست جمهوری چون سازمان برنامه و بودجه ای نبود برنامه پنجم را با یکسال تاخیر و به صورت ضعیف تهیه کرد که با تلاش مرکز پژوهشهای مجلس به تصویب رسید و با یک سال تأخیر از سال ۱۳۹۰ به مورد اجرا درآمد.
بین برنامه پنجم و ششم هم باز یک سال خالی داریم یعنی در سال ۱۳۹۵ هم ما هیچ برنامه ای نداشتیم! برنامه ششم هم از ۱۳۹۶شروع شد که امسال سال آخر آن است. نکته جالب آن است که گویا جمهوری اسلامی یاد گرفته است بعد از هر ۵ سال یک استراحت یکساله داشته باشد و با اینکه امسال سال آخر برنامه ششم بود، اعلام کردند که سال آینده هم این برنامه ادامه خواهد داشت! یعنی برنامه ششم توسعه به جای پنجساله، شش ساله خواهد بود، ضمن اینکه این برنامه ها هم درست اجرا نمی شود.
گفتیم مهم ترین مشکلات ایران مشکلات اقتصادی است اما باید بگویم مسئولان جمهوری اسلامی نمی دانند که اقتصاد یعنی چه؟
وی افزود: هدف چشم انداز بیست ساله این بود که اگر ما می‌خواستیم از نظر اقتصادی قدرت اول منطقه باشیم بایستی سالانه ۸ درصد رشد تولید داشتیم، اما این هدف را تحقق ندادیم. افزایش تولید با صدور بخشنامه یا تصویب قانون محقق نمی شود، و به بسیج همه مردم نیاز دارد، معنی این هشت درصد را متاسفانه نه دولت می داند و نه مجلس! چرا افزایش تولید و رونق اقتصادی نداریم؟ چون اصولا ما نمی دانیم تولید یعنی چه؟ و به نظر من مهم ترین مشکل اقتصاد ایران آن است که مسئولان آن فکر می کنند که تولید یعنی تشکیل جلسه دادن در هیات دولت و بازدید و از واحدهای تولیدی! یا بخشنامه صادر کردن و نصیحت نمودن.
بهشتی در رابطه با مدل نظام اقتصادی ایران گفت: نظام جمهوری اسلامی مدل اقتصادی مشخصی ندارد! اصل ۴۴ قانون اساسی ایران می گوید که مدل اقتصادی ایران دولتی است و جایی بسیار جزئی برای بخش خصوصی در آن هست. ۲۴ سال بعد از تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ متوجه شدیم که این اقتصاد باید از حالت دولتی خارج شود و خصوصی سازی صورت گیرد. این سیاست بر اساس اختیاراتی که قانون اساسی به رهبری داده است از طریق صدور سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی صورت گرفت تا سهم دولت به ۲۰ درصد اقتصاد محدود شود.
پس سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی خصوصی کردن اقتصاد بود. اما در جریان اجرای این سیاست ها منحرف شدیم و به جای خصوصی کردن اقتصاد آن را شبه دولتی کردیم. و فساد اقتصادی بیشتر از زمانی شد که اقتصاد دولتی بود. با این تفاسیر بنده به عنوان مدرس دانشگاه که اقتصاد خوانده و اقتصاد ایران را درس می دهم، نمی دانم نظام اقتصادی ایران چیست؟ طبق اصل ۴۴ قانون اساسی نظام اقتصادی ایران دولتی است، طبق سیاست های کلی اصل ۴۴ نظام اقتصادی خصوصی برای اقتصاد ایران تعیین شده است. از این روست که وقتی می گویم دولتی ها نمی دانند تولید یعنی چه؟ منظورم این است که حتی آنها نمی دانند نظام اقتصادی ایران چیست؟ و تولید بر اساس کدام نظام اقتصادی افزایش خواهد یافت. تولید در چارچوب نظام اقتصادی مشخص می شود، بنابریان باید از نظام اقتصادی ایران ابهام زدایی شود، بالاخره دوستان مشخص کنند به چه نظامی اعتقاد دارند. بنده فکر می کنم اگر در ایران ابهام نظام اقتصادی برطرف شود و دولتی قوی روی کار بیاید به مدت سی سال میتوان تولید کشور را بالاتر از ۱۰ درصد افزایش داد.
جالب تر این که رییس جمهور برای افزایش تولید متوسل به بخشنامۀ بودجه شده است، مگر دستگاه های دولتی واحد تولیدی هستند و کارخانه اداره می کنند؟ و اینکه دقیقا در کجای لایحه بودجه به افزایش تولید اشاره شده است؟ ضمنا در همان لایحه اشاره شده که مالیات و عوارض مناطق آزاد باید حذف شود. این یعنی دقیقا ضد تولید! اینکه می گویم خود لایحه بودجه بر ضد تولید است.
مدیران اقتصادی دولت مدرک اقتصاد دارند، اما سواد اقتصادی ندارند!
وی ادامه داد: دومین ویژگی ثبات اقتصادی است یعنی مردم باید آرامش فکری داشته باشند. با این روند افزایش قیمت ها که در لایحه بودجه پیش بینی شده و با مردمی که اغتشاش فکری دارند، این آرامش چگونه محقق خواهد شد؟ تیم اقتصادی دولت هیچ آدم های متخصصی ندارد، ممکن هست مدرک اقتصاد داشته باشند ولی سواد علمی و اقتصادی لازم را ندارند! مدرک اقتصاد داشتن یک چیز است و سواد اقتصاد داشتن چیز دیگری!
عضو سابق شورای شهر تبریز گفت: در برنامه چهارم توسعه تصویب شده بود که تولید طی ۵ سال سالانه ۲۰ درصد افزایش یابد و قیمت حاملهای انرژی به قیمت جهانی نزدیک بشود اما به صورت تدریجی، که متاسفانه دولت احمدی نژاد کلا آن را اجرا نکرد. دولت خاتمی بنزین را از ۱۸ تومان به لیتری ۸۰ تومان رسانده بود و متاسفانه در مجلس هفتم امثال آقای حداد عادل رییس مجلس و آقای توکلی که وقتی دیپلم داشت، وزیر کار شده بود، اعلام کردند که بنزین گران است و باید ۳۰ تومان بشود و اجازه افزایش تدریجی آن را ندادند. گویا در نظر برخی از مسئولان در مورد ژاپن اسلامی شدن ایران اشتباهی صورت گرفته و منظورشان گابن اسلامی بوده است و جای گ سهوا ژ نوشته شده است. دوستان فکر می کنند که علم اقتصاد هم از مصوبات این ها تبعیت خواهد کرد! و در نهایت مجلس هفتمی که اجازه افزایش قیمت بنزین را نمی داد در پایان کارش بنزین را سهمیه بندی کرد!
وی گفت: عزیزان ما غافلند که علم اقتصاد دستورپذیر نیست و از هیچ مرجعی تمکین نمی کند و من فکر می کنم که برخی از مسئولان ما احتمالا نمی دانند که علمی به نام علم اقتصاد وجود دارد و خود را بالاتر از علم می دانند و سلیقه را بر علم ترجیح می دهند. فرض کنید که طرح بنزین شهروندی را اجرا کنند، یک مشغولیت جدیدی برای مردم پیدا خواهد شد و مسابقه مزخرفی به نام خریدوفروش بنزین راه خواهد افتاد. از سویی این اقدام به بی ثباتی اقتصادی هم کمک خواهد کرد. من فکر میکنم در لایحه بودجه بر عدالت ظلم شده است و ساختار بودجه به هیچ وجه اصلاح نشده است. متمرکز کردن بودجه را می گویند، اصلاح ساختاری! افزایش مالیات بدون بهبود وضعیت اقتصادی و افزایش تولید، به معنای بدتر کردن اقتصاد کشور است. دولت تصمیم گرفته است تا صاحبان درآمد ثابت ۴۰ درصد در سال آینده فقیرتر بشوند.
مجلس اگر لایحه بودجه را بدتر نکند، باید خوشحال باشیم
بهشتی گفت: این مجلس نمی تواند اقدامی در رابطه با بهتر شدن لایحه بودجه انجام دهد چون لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ را بدتر کرد و اگر لایحه امسال را هم بدتر نکند باید خوشحال شویم. کجای دنیا بابت بی کفایتی دولت ها و بالا رفتن قیمت و گران شدن دارایی های شخصی از مردم مالیات می گیرند؟ بهتر بود دولت به جای این کارها دنبال کسانی برود که فرار مالیاتی دارند. پرسش نامه غلطی که در سال ۱۳۸۹ توسط احمدی نژاد تهیه شد، امروز مبنای پرداخت یارانه نقدی شده است. در واقع لایحه بودجه سال بعد به دنبال مالیات گرفتن از اغنیا نیست و این سیاست به فقیرتر شدن مردم می انجامد. قرار است عمده مالیات از طبقات متوسط اخذ شود تا به طبقات فقیر تبدیل شوند. از سویی دولت منبعی برای تامین افزایش یارانه نقدی ندارد. کدام کشور در دنیا بیش از ۵۰ سال است که تورم دو رقمی داشته است؟ این چه روش مدیریت اقتصادی است؟
ما با دنیا سر جنگ نداریم، و نیز قدرت چنین کاری را هم نداریم
وی در رابطه با قیمت ارز و حذف ارز ترجیحی هم گفت: در شرایط عادی باید ارز یک قیمت داشته باشد اما ایران کشوری با شرایط اقتصادی عادی نیست و آرزوی وزیر امورخارجه ما آن است که بتوانیم پول نفتی را که می فروشیم دریافت کنیم. باید در ایران در زمینه مشکلات عدیده اقتصادی علت یابی صورت گیرد و تا این مهم انجام نشود، کاری از پیش نخواهیم برد. یکی از جدی ترین سیاست ها باید در این زمینه، نرمالیزه کردن ایران باشد. از ما بهتران اجازه عادی سازی شرایط را نمی دهند. ما باید با دنیا روابط سالم داشته باشیم، یکی از اهداف چشم انداز ۲۰ ساله داشتن روابط سازنده و موثر در روابط بین الملل است. ما با دنیا سر جنگ نداریم، و نیز قدرت چنین کاری را هم نداریم. ارزش تولید دنیا ۸۴ هزار میلیارد دلار است، و ما کمتر از نیم درصد این تولید را داریم. چرا سهم تولید ما به اندازه سهم جمعیت ما در دنیا نیست؟ به نظر بنده این از ناشایستگی مدیران اقتصادی ما در طول همه این سال ها بوده است. صادرات به علاوه واردات تقسیم بر ارزش تولید ناخالص داخلی را شاخص آزادی اقتصادی گویند. این عدد در سال۱۳۹۸ حدود ۵/۵۸ بوده است که نشان وابستگی اقتصاد ما به خارج دارد و لذا نیازمند بهبود روابط با دنیا هستیم.
مبادله کالا به کالا مربوط به هزار سال پیش است!
این استاد دانشگاه افزود: امروز دولت ما مفتخر به صادرات نفت و واردات چای و برنج در مقابل نفت است، دوستان مبادله کالا به کالا مربوط به هزار سال پیش است! در لایحه بودجه باید ارقام سنگین پرداختی به نهادهای غیر دولتی کم یا حذف شود. چرا دولت باید به این نهادها پول بدهد؟ ما در دهه ۱۳۶۰ به این نهاد ها پول نمیدادیم، اقلا ساختار بودجه را دهه شصتی بنویسید. به گفته خود آقایان نرخ تورم ۴۵ درصد است، بعد چگونه انتظار دارند تا مردم اضافه درآمدشان را در سیستم بانکی که تنها ۱۸ درصد سود می دهد، نگه دارند؟ در واقع ضرر سالانۀ ۲۷ درصدی! آنچه بانک ها به نام سود می دهند، تنها جبران بخشی از ضرر سرمایه ای اشخاص است.
تفکرات سوسیالیستی بلای جان اقتصاد ماست!
وی در رابطه با طرح مسکن ملی هم گفت: تفکرات سوسیالیستی بلای جان اقتصاد ماست، دولت حق ندارد مسکن تولید کند، این مهم بر عهده بخش خصوصی است و دولت باید زمینه های سودآوری آن را برای بخش خصوصی فراهم نماید. به عنوان معلم اقتصاد باید بگویم که اقتصاد ایران در این ۴۳ سال نمره قبولی نمی گیرد. مدیریت های اقتصادی در ایران مدیریت های غیر توسعه ای است و در مدیریت توسعه ای استفاده از دانش تراکمی (مدیریت طولی) یعنی استفاده از تجربیات گذشته، تقویت نقاط حسن و ترمیم نقاط ضعف از اولویت ویژه برخوردار است. نحوه مدیریت مسئولان ما به این می ماند که هر دولتی که سر کار می آید گویا می خواهد ماشین بخار را از اول اختراع کند! در جمهوری اسلامی عموما روال بر این است که مسئولان تا به قدرتی می رسند، تمام کارهای گذشته را به صفر ضرب می کنند و خود دوباره از صفر شروع می کنند و به این دلیل هیچگاه ما به مدیریت توسعه ای دست پیدا نکرده ایم.
این استاد اقتصاد دانشگاه تبریز ضمن اشاره به وضعیت بودجه ای استان در لایحه ۱۴۰۱ گفت: طبق آن چیزی که دولت ارائه داده سهم همه استان ها از لایحه بودجه ۹/۱۶ درصد است و این بدین معناست که برای ۸۳ درصد باقیمانده در تهران تصمیم گیری می شود. بودجه استانی و ملی آذربایجانشرقی ۸/۲۶ همت (هزار میلیارد تومان) است و نشان می دهد که بودجه نویسی در ایران از آفت تمرکز گرایی رنج می برد.