*وحید خدادادی

دکتر ناصر خدایاری استاد دانشگاه تبریز در رابطه با اوضاع فرهنگی کشور در مصاحبه اختصاصی با امین گفت: از جمله لذت‌بخش‌ترین فعالیت‌ها، فعالیت در بخش فرهنگ و مسائل اجتماعی است. فرهنگ به جهت پیچیدگی‌هایی که دارد نیازمند آن است تا نوع نگاه ما به آن چگونه است و از آن چه تعریفی داریم؟ مصادیق و مفاهیم فرهنگی را چگونه تشخیص می‌دهیم و نوع نگاه ما به چالش‌های فرهنگی به چه ترتیب است؟
پیچیدگی فرهنگ از آن جهت است که نمی‌توان آن را به عنوان مقوله‌ای مجرد از سیاست، اقتصاد، تکنولوژی، مدیریت، حقوق، روابط بین‌الملل، صنعت، مورد مطالعه قرار داد. در واقع وقتی از فرهنگ صحبت می‌کنیم ناخواسته باید وارد این حوزه‌ها هم بشویم.
تعبیر دنیا به دهکده جهانی باعث کاهش دایره قلمروهای فرهنگی شده است و از این منظر فاصله‌های فرهنگی که در جوامع گذشته شاهد آن بودیم، به شدت کاهش یافته است و می‌رود که یک نوع یکپارچگی فرهنگی در دنیا حاکم شود. جغرافیای سابق فرهنگی که تنوع و گستردگی خاص خودش را داشت، کم کم از بین می‌رود لذا از این منظر وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه ما هم نمی‌تواند جدای از وضعیت ما در حوزه‌های دیگر از جمله اقتصاد، سیاست باشد و همانطور که در این حوزه‌ها با چالش روبرو هستیم، بی‌تردید حوزه فرهنگ هم از این قاعده کلی مستثنی نخواهد بود البته به مراتب پیچیده‌تر و عمیق‌تر! اگر تحول و توسعه‌ای در حوزه مدیریت، اقتصاد، سیاست و تکنولوژی و … رخ دهد این توسعه ناچارا خود را در حوزه فرهنگ نیز نشان خواهد داد و در تحولات فرهنگی بروز و ظهور خواهد داشت.
رتبه آذربایجانغربی در میان سایر استان‌ها از جهات مختلف جایگاه قابل تعریفی نیست! و از استان‌های تقریبا محروم است و با لحاظ این مسئله که این استان از شرایط خاصی برخوردار است از جمله اینکه ۹۶۷ کیلومتر نقطه مرزی دارد و تنوع قومی‌و فرهنگی آن زیاد است به پیچیدگی مقوله فرهنگی آن می‌افزاید. این استان به جهت داشتن تنوع قومی ‌و حتی دینی متمایز از سایر استان‌ها است و داشتن این مقدار مرز مشترک با کشورهای همسایه فی‌الواقع به معنای داشتن چالش‌های مختلف فرهنگی است. و مراودات نزدیک با آن سوی مرز، پیوندهای تاریخی و فرهنگی مشترک بر این پیچیدگی‌ها می‌افزاید. و سنتز این ارتباطات به جهت کمبود اعتبارات نهادهای فرهنگی باعث شده تا بضاعت فرهنگی ما آنگونه باید نتواند خود را نشان دهد و عمده تلاش ما در طول دوره مدیریت نهادینه کردن فرهنگ به عنوان زیربنای توسعه بود. اگر در حوزه فرهنگ لنگ بزنیم و یا دیگر ابعاد توسعه را نتوانیم خوب روی فرهنگ قرار دهیم و مبنایمان مبنای فرهنگی در توسعه نباشد، این بنا ارتفاع جالبی نخواهد داشت. همه استان‌های ما از این نقطه‌نظر شبیه هم هستند و اگر این جایگاه را به فرهنگ قائل شویم که زیربنای توسعه است، لازم است مشکلات فرهنگی را حل کنیم و برای این مهم باید این مشکلات را درست بشناسیم.
در حوزه فرهنگ خیلی چیزها هست که نباید باشد در مقابل خیلی چیزها نیست که باید باشد و لازمه اینکار مسئله‌شناس بودن و حتی مسئله‌ساز بودن ماست و اینکه از انفعال فرهنگی خارج شویم، تا زمانی که در این حوزه پدافندی عمل می‌کنیم، مطمئن باشید که دیگران برای ما مسئله ایجاد خواهند کرد و ما باید دنبال روی آنان باشیم. در این صورت مجبوریم توان خود را معطوف به حل مسایل آنان کنیم و بعدش هم باز مسئله جدیدی ایجاد خواهد شد.
توان مسئله ‌سازی و مسئله ‌زدایی باید در ما تقویت شود و اگر فرهنگ حالت آفندی و هجومی ‌پیدا نکند و خروج از حالت دفاعی رخ ندهد، عدم توانایی در مسئله ‌سازی می‌تواند از بزرگترین نگرانی‌های حوزه فرهنگ باشد چرا که فرهنگ در اشکال مختلف آن از جمله اقتصاد، صنعت، روابط بین‌الملل و مراودات اجتماعی صادر می‌شود. امروز فرهنگ در قالب کارتون و انیمیشن و حتی یک بسته‌بندی تجاری هم صادر می‌شود و دیگر روش‌های سنتی علی‌رغم ارزشمند بودن دیگر جواب نمی‌دهد و کارایی لازم را ندارد.
قطعا روش‌های واحد به نتایج واحد منجر می‌شود و ما برای متاسفانه در یک سلسله روش‌های محدود محصور شده‌ایم که این هم به شرایط فعلی فرهنگی منجر شده است. ما نیازمند روش‌هایی هستیم که علی‌رغم درست بودن جوان‌پسند و برای جامعه قابل قبول باشد و این امر نیازمند موضع‌گیری منجسم و قدرتمند ما در حوزه جامعه‌شناسی فرهنگی است. سبک زندگی و نوع نگاه مردم به زندگی در طول این سال‌ها تغییرات بنیادین داشته و شما می‌توانید این تغییرات در نوع پوشش، فرزندآوری، نامگذاری فرزندان، فعالیت اقتصادی به وضوح ببینید و از سویی ما نیازمند توان لازم برای ایجاد الگوهای مناسب هستیم، افراد و چهره‌ها بسیار مهم اند! برای نمونه اینکه مردم به شماره ۱۰ در فوتبال علاقه دارند باید ما را به این فکر بیاندازد که چه کسی باید این شماره را بر تن کند؟ وگرنه پیراهن همان پیراهن است و تولید یک کارخانه است. مهم است که چه کسی از فلان مدل گوشی برای اولین بار استفاده کرده، چه کسی فلان مدل لباس و مانتو و آرایش را استفاده کرده است؟ چه کسی فلان مدل ریش را برای اولین بار استفاده کرده؟
لذا ما برای پیشبرد اهداف فرهنگی و تغییر سبک پوشش و زندگی بایستی دنبال چهره‌ها باشیم، چهره‌هایی که توانایی تاثیر گذاری لازم را داشته باشد. هر چند تاثیر جامعه بر فرد و فرد بر جامعه هر دو وجود دارد ولی برای انتخاب سبک زندگی نیاز به الگوهای رفتاری خاصی می‌باشد و باید به دنبال کسانی باشیم که محور تبعیت باشند و تا زمانی که فرهنگ سازی در همه حوزه‌ها صورت نگرفته نوع نگاه هم یک نگاه فرهنگی نخواهد بود و نحوه استفاده از آن هم با مشکلاتی مواجه خواهد شد خصوصا در مورد پدیده‌های جدید. فرهنگ که نباشد مجبورید برای کنترل رانندگان و نحوه صحیح رانندگی از اینجا تا تهران ۶۰۰ کیلومتر آهن و گارد ریل در جاده‌ها تعبیه کنید. هر اقدامی‌در حوزه‌های مختلف نیازمند یک سری اقدامات فرهنگی بنیادین است تا ثمر بخشی لازم را داشته باشد.
این استاد دانشگاه در رابطه با ابرچالش‌های فرهنگی موجود در کشورمان نیز گفت: به تعبیری اولویت بندی چالش‌های فرهنگی سخت است اما از مهم ترین موضوعات مطرح در حوزه فرهنگ بحث خانواده به عنوان هسته اولیه هر جامعه است. چون یک جامعه متشکل از خانواده‌های مختلف است هر گاه که آسیب ببیند، جامعه نیز آسیب خواهد خورد. در حوزه جامعه شناسی فرهنگی چیزی که امروز خانواده‌های ایرانی را تهدید می‌کند، تغییر مفهوم خانواده است. خانواده از تعریف سابق آن رفته رفته فاصله گرفته و مفاهیم جدیدی مانند هم خانگی و ازدواج سفید، بی میلی به تشکیل خانواده و یا دیر تشکیل دادن خانواده، بی‌میلی به فرزندآوری و تک فرزندی و در نهایت خشونت در مناسبات خانوادگی و در نهایت رشد انواع طلاق بویژه طلاق عاطفی و به تعبیری طلاق ساکت و گسست روابط خانوادگی بین پدر و مادر و فرزندان که متاسفانه شبکه‌های اجتماعی آن را تشدید کرده است، از جمله تهدیدهای جدی هستند که نهاد خانواده را تهدید می‌کنند.
فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی از دیگر چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه ماست، مثل هر پدیده دیگری که بدون آمادگی لازم وارد آن شده‌ایم و نحوه زایش آن‌ها نارس بوده و مصداق جنین نارس را داشته‌اند که دچار زایمان زودرس شده‌اند و یک سری فرزندان معلول از خود بر جای گذاشته‌اند، این موضوع نیز چالش‌آفرین شده است. پدیده ای که می‌توانست به فرصت تبدیل شده و فواید بسیاری در حوزه آگاهی‌بخشی داشته باشد به محلی برای عقده‌گشایی، تاخت و تاز‌های شخصی و عقده‌گشایی‌ها تبدیل شده است که از قبل نداشتن سواد رسانه‌ای است! سوادی که بتواند در تولید، توزیع و مصرف محتوا کمک حال باشد. سوادی که بتواند رسانه‌های درست و نادرست را از هم تشخیص بدهد، انگیزه‌های خبر، مقاصد و منابع آن را بشناسد، سوادی که بتواند به افزایش قدرت نقد مردم در مواجهه با اخباری که دریافت می‌کنند. ما از رسانه فقط گوشی موبایلش را دست مردم داده‌ایم، یعنی فقط ابزار رسانه را در اختیار مردم قرار داده‌ایم و بسترسازی مناسبی در این رابطه صورت نگرفته است. لازمه استفاده از این پدیده داشتن سواد رسانه در مردم و داشتن سعه صدر مسئولان در مقابل نقدها و پذیرش آنهاست. از دیگر چالش‌های فرهنگی ضعف اقتصاد فرهنگ است که مسئله بسیار مهمی‌است.
یعنی ما در تشخیص محل سرمایه‌گذاری فرهنگی مشکل داریم و عمده توجه مسئولان ما به مظاهر تمدن از جمله جاده، بندر، فرودگاه و … است تا به سینما، تئاتر، کتاب و سایر اقلام فرهنگی. برای شکوفایی فرهنگی باید کاشت، داشت فرهنگی داشت تا به برداشت فرهنگی رسید و لازمه این کار سرمایه‌گذاری فرهنگی است و این یعنی ایجاد امیدواری فرهنگی. منظور از اقتصاد فرهنگ یعنی روزنامه یک روزنامه نگار بتواند معیشت او را تامین نماید تا بتواند استقلال خود را حفظ نماید و قلم فروشی نکند. باید شرایط را به گونه‌ای ترتیب داد تا سینما رفتن، خرید کتاب، روزنامه جزویی از سبد خرید روزانه مردم باشد. مسئولان باید با دقت و وسواس خاصی سرانه فرهنگی را مورد بررسی قرار دهند.
امروز سریال‌های خانگی کشورهای همسایه در ۷۰ کشور نمایش داده می‌شود و کلی به بحث کسب درآمد کمک می‌کند. همه چیز که صادرات سیب، گلابی و صیفی‌جات نیست که!
صادرات فرهنگی باعث معرفی جامعه دیکته فرهنگی به جوامع دیگر می‌شود و از این حیث قابل مقایسه با دیگر وجوح صادرات نیست. به اندازه میزان آشنا کردن کشور و فرهنگ آن به دنیای جدید گردشگری هم رونق می‌گیرد و توریست جذب می‌شود و در نهایت درآمد ایجاد می‌شود. سرمایه‌گذاری در حوزه فرهنگ دیر بازده است ولی در صورت ثمر دادن مستمر و پایدار خواهد بود و می‌تواند ما را به توسعه پایدار سوق دهد. منابع درآمدی که نه تنها پایان‌پذیر نیست، تجدید پذیر نیز می‌باشد. انفعال فرهنگی که عرض می‌کنم یعنی همین که ما مراودات فرهنگی‌مان با کشورهای همسایه ضعیف است و نیازمند برقراری توازن فرهنگی اقلا با کشورهای همسایه هستیم.
مهم‌ترین چالش نهادهای فرهنگی حتی مهم‌تر از فقر امکانات فقر نیروی انسانی کارآمد است. در این بخش دستگاه‌های فرهنگی نیازمند نوسازی و تقویت است. دستگاه‌های فرهنگی ما از سویی از دستگاه‌های محروم سیستم هستند و پایین‌ترین دریافتی را دارند. از سویی در این دستگاه‌ها معمولا نیروی انسانی به کار رفته ارتباطی با وظایف سازمانی خود ندارد و چنین نروهایی نه جذب می‌شوند و نه تربیت! تلاش‌های ما در مسیر ارتقای فرهنگ کشور باید باشد نه کار فرهنگی! نیروی انسانی ما عمدتا در مقابل وظایف سازمانی که دارد خود را مسئول و جوابگو می‌داند، نه فرهنگ کلی کشور! در واقع قرارگاه مشخص فرهنگی و فرماندهی واحدی در این بخش وجود ندارد و نهادهای فرهنگی تلقی واحدی از فرهنگ داشته باشند و فهم واحد فرهنگی از اصل‌های بدیهی در رابطه با اعتلای فرهنگی است.
وی در رابطه با نقش رفتار و کردار مدیران در به وجود آمدن چالش‌های فرهنگی هم گفت: طبیعی است که رفتار و کردار مدیران در رشد و توسعه یا عقب ماندگی جامعه نقش اساسی دارد. اما عناصر یک جامعه در کنار هم و پیوسته به هم مورد بررسی قرار می‌گیرد، هر چه در بالاست، بازتاب پایین است و به نوعی عملکرد مسئولان ما بازتابی از همان چیزی است که در جامعه وجود دارد و برای مونیتورینگ طبقات پایین و متوسط جامعه باید طبقات بالا را تماشا کرد و مدیریت جامعه بیگانه از خود جامعه نیست! نوعی‌ هارمونی و هماهنگی بین این دو وجود دارد و فهمی‌که مدیران ما از تلقی و برداشت مردم دارند، در نحوه مدیریت آن‌ها کاملا مشخص و ظهور دارد.
مدیران خود را در قالب همان آهنگ و چارچوبی می‌دانند که مردم از آنها می‌خواهند. مردم می‌توانند آهنگ حرکت مسئولان را تعیین کنند! شاید انحرافات برخی از مسئولان بهانه به دست مردم بدهد ولی اینکه کاملا چنین چیزی مصداق داشته باشد، نه اینگونه نیست. عمده تخلفات مسئولان به دلیل بی‌پاسخ ماندن رفتار آن‌ها و نبودن واکنش‌های منطقی و عقلی در جامعه است. به تعبیری در جامعه ما هم مردم و هم مسئولین هر کدام به سهم شان بخشی از مشکل هستند. یک درصد جامعه را مسئولان تشکیل می‌دهند و باقی ۹۹ درصد آن مردم هستند. اگر مردم مصمم باشند که با هوشیاری خود اجازه هیچ تخلفی را ندهند، قطعا میزان تخلف به کمترین حد خود خواهد رسید.
وی در رابطه با مفاهیم جدیدی مثل حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و یا نگهداری حیوانات خانگی گفت: برخی چالش‌ها و موضوعات جدید نیازمند فرهنگ سازی هستند. یا می‌توان با ساختن ورزشگاه‌هایی که جایگاه‌های ویژه برای بانوان در آن تعبیه شده باشد، می‌توان از میزان نگرانی‌ها در این حوزه کاست. همانطور که در بالا هم اشاره کردم اقتصاد فرهنگ در این بخش هم نقش بازی می‌کند و امکانات مالی می‌تواند بسیاری از این مسائل را براحتی حل و فصل نماید. در واقع با فرهنگ سازی و تزریق منابع مالی می‌توان بسیاری از این موضوعات را در مسیر درست آن هدایت کرد. البته در این زمینه باید روی ورزشکاران که درواقع هیجان پرور هستند نیز به لحاظ فرهنگی کار شود. منظورم این است که صرف نظر از مشکلات فقهی که باید علمای دین آن را حل کنند، ما یک سری مشکلات اقتصادی و فرهنگی هم برای نهادینه کردن این مسئله داریم که باید حل شود.