زمان زیادی تا ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نمانده و هر دو جناح سیاسی غالب کشور یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان اکنون وارد بررسی مصادیق کاندیداتوری در انتخابات شده اند. در حقیقت اکنون انتخابات ریاست جمهوری دوره سیزدهم وارد فاز جدی‌تری شده است.
همزمان با ورود جریانات سیاسی به مصادیق انتخاباتی، ارزیابی شرایط و فضای انتخابات و همچنین وضعیت نامزدهای احتمالی در حال رصد و پایش است و شبکه‌های اجتماعی و ارزیابی اولیه مردم در چنین فضاهایی مورد توجه جریانات سیاسی قرار گرفته است. بخصوص که در این دوره از انتخابات به جهت فضای کرونایی شبکه های اجتماعی رسانه غالب در بحث تبلیغات خواهند بود.
تکلیف جریان اصلاح طلبی تقریبا مشخص است و شواهد نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش‌ روی به دلایلی همچون تکرار تاریخی گردش قدرت، عملکرد ضعیف دولت تدبیر و امید، شرایط اقتصادی نامناسب، به توفیقی دست نخواهند یافت و امر مسجل آن است که رییس جمهور آینده از بین چهره‌های اصولگرا باشد!
البته دنیای سیاست بخصوص در کشور ما شرایط خاص خودش را دارد و البته متاثر از شرایط بیرونی است. یعنی همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، برچیده شدن بساط تحریم و واکسیناسیون می تواند شانس پیروزی اصلاح طلبان را به شدت افزایش دهد. اما با وضعیت فعلی جریان غالب اصولگرایان هستند که این روزها یک لشکر کاندید دارند و غوغایی بر سر حضور در پاستور برپاست.
اما در میان توده مردم این تلقی ایجاد شده که روحانی عاجز از بهبود شرایط است و از این رو چشم امیدشان به دولت بعدی است. چون مردم توقع دارند دولت سیزدهم خیلی سریع، اگر شرایط را به کلی تغییر نمی‌دهد، گام‌های اساسی در جهت بهبود وضعیت در حد و اندازه های قابل قبول بردارد. اما علی رغم صف طول و دراز تشنگان خدمت در کسوت رییس جمهور، در طول این مدت هیچ کدام از کاندیداها برنامه مشخصی در این رابطه ارائه نداده اند. امر مسلم آن است که در این شرایط کاندیداها ابتدا کابینه خود را مشخص نمایند تا عموم بدانند که نفرات دولت بعدی چه کسانی هستند. در گام بعدی باید برنامه های کشور داری و مواضع آن ها نسبت به چالشهای فعلی پیش روی سیاست داخلی، خارجی و البته مسائل اقتصادی بایستی روشن شود. مثلا مشخص شود که اگر فلان کاندیدای عزیز اگر راهی پاستور شد، موضعش نسبت به تصویب لوایح چهار گانه به چه ترتیبی خواهد بود؟ یا این که چه موضعی نسبت به برجام و نحوه تعامل با ایالات متحده آمریکا خواهد داشت؟ یا این که موضع دولت در قبال دستورات فرادولتی به چه ترتیبی خواهد بود؟
شرایط فعلی کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند ارائه و تبیین برنامه‌های کارشناسی برای اداره مملکت توسط دولت بعدی است. با کلی گویی و حرف های قلمبه که نمی شود کار از پیش برد! مردم به اندازه ای از درک سیاسی رسیده اند که وارد مصادیق کشور داری شوند و نظرات آنان را در باب موضوعات مختلف جویا شوند.
در نظام‌های حقوقی و دموکراسی‌های قدرتمند جهان، شعار نقشی در رقابت انتخاباتی ندارد. این که عموما شعارهای انتخاباتی ابتر می ماند شاید یک دلیلش این باشد که شعارهای‌های انتخاباتی کاندیدا‌ها متصل به برنامه‌هایی مشخص و تبیین شده نیست و به تعبیر ساده تر برنامه مشخصی برای نیل به اهداف انتخاباتی وجود ندارد و پشت پرده همه این شعارها خالی است.
تمام همت اصولگرایان روی انتخابات و پیروزی در آن استوار شده و برای فردای پس از پیروزی تقریبا هیچ برنامه ای وجود ندارد. اساس کار علمی و منطقی بر این است که کاندیدای مدنظر ابتدا تیم اقتصادی اش را مشخص نماید و این تیم در برنامه های مختلف تلویزیونی و در مواجهه با کارشناسان اقتصادی و منتقدان این حوزه در باب دغدغه های آنان پاسخگو باشد. در مناظرات تلویزیونی هم روال بر این باشد که اگر موضوع مناظره مسائل اقتصادی است، کاندیدای محترم با وزیر اقتصادش حاضر شود و اگر در باب مسائل سیاست داخلی است، وزیر کشورش او را همراهی کند. البته آن چه گفتیم آرزویی بیش نیست و ما تا رسیدن به این مباحث راه طولانی داریم و صرفا از باب رسالت رسانه ای این مسائل را عنوان می کنیم و امیدی برای تحقق آن نداریم.