با اعلام آمادگی برادر محسن برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دوره سیزدهم شمار افرادی که برای حضور در این عرصه اعلام آمادگی کرده اند، از تعداد تماشاگران دربی تهران هم بالا زده است. غوغایی برپاست، این روزها شور خدمت چنان شعله ور شده که بعید نیست تعداد ثبت نام کنندگان برای انتخابات ریاست جمهوری از میزان رای دهندگان بیشتر شود. در روزهای منتهی به ثبت‌نام نامزدهای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، به هر طرف که نگاه کنی فعالان و حتی غیرفعالان سیاسی با احساس تکلیف نسبت به حضور در انتخابات، نامزدی خود را اعلام میکنند و سندروم من هم میخواهم رئیس‌جمهور شوم در حال سرایت در میان سیاسون است.
این سرایت بعضا از میزان شیوع کرونا هم بالا رفته و این روزها بایستی در کنار محدودیتهای کرونایی بایستی تدبیری هم برای کاهش عطش قدرت و شیوع این سندروم انجام داد، تا میزان مبتلایان را کنترل و کاهش داد.
با همین روال پیش برویم از روز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت احتمالا پلیس راهور در خیابان فاطمی به دلیل حجم زیاد شرکت کنندگان مقررات آمد و شد تعیین نماید. تا به حال صف کسانی که برای ثبت‌نام در این انتخابات اعلام آمادگی کرده‌اند به صف بسیاری از کالاهای مورد نیاز مردم تنه میزند. صفی که البته هنوز در آن از چهره‌های سرشناسی که از ماه‌ها پیش گمانه‌زنیهایی از احتمال حضورشان مطرح میشد، خبری نیست، اما از سوی دیگر بسیاری از کسانی که نه تنها برای مردم شناخته شده نیستند، بلکه سوابق اجرایی چندانی هم ندارند خود را در این صف جا کرده‌اند.
این انتخابات یکی از عجیب ترین انتخابت های سال های اخیر است که در فاصله ۴۰ روزه مانده به انتخابات هنوز آرایش دقیقی از جناح‌های سیاسی کشور دیده نمی شود. مشکل حضور تعداد زیادی از کسانی که خود را شایسته ریاست جمهوری می دانستند از انتخابات دوره هشتم در سال ۱۳۸۰ آغاز شد، تا جایی که میزان شرکت کنندگان در آن به ۸۱۷ نفر رسید که از این میان صلاحیت ۱۰ نفر هم احراز شد. این رقم در سال ۸۴ به ۱۰۱۴ نفر رسید و نهایتا در سال ۹۶ به ۱۶۳۶ نفر رسید. نفراتی که در این عرصه اعلام آمادگی کرده اند بعضا تنها یکی دوبار حکم مشاوره و معاونت گرفته اند و بعضا مثل آن پیرمرد ساده ای که تفاوتی بین کابینه و کابینت را نمی دانست، هستند.
با این حجم از تعداد اعلام آمادگی کنندگان در سطح رجال سیاسی و با توجه به این که بیشتر این عزیزان خود متوجهند که توان اداره اجرایی کشور را ندارند، این تلقی ایجاد می شود که شاید هدف از این اعلام آمادگی ها نوعی بازی رسانه ای، خودنمایی، معروف شدن و رسیدن به مناصب بالای مدیریتی و یا وزارت و سهم‌خواهی از رئیس‌جمهور آینده و یا جریانات سیاسی کشور است. و گرنه این مقدار از اعتماد به نفس مثال زدنی نمی تواند دلیلی جز این داشته باشد مگر این که سلامت روانی شان دچار اختلالاتی شده باشد.
متاسفانه واکسنی هم برای جلوگیری از شیوع این سندروم وجود ندارد، مگر این که دوستان خود به این نتیجه برسند یا در روزهای آینده زعمای قوم وارد میدان شوند و اجماعی بر روی یکی دو کاندیدای خاص صورت بگیرد. صورت خوشی هم در رسانه ها و افکار عمومی داخل و خارج ندارد که یک لشکر برای رسیدن به پاستور له له بزنند. البته می توان با تصویب قوانینی تعداد ثبت نام کنندگان را تعدیل کرد از جمله قطع یارانه نقدی.
خوب است که سرنوشت روسای جمهور قبلی از ناامنی این پست حکایت دارد. با این تصویری که از شرایط سیاسی کشور داریم، احتمالا موسم ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری فرصتی برای طنز نویسی و کلیپ های خنده داری باشد که در بستر شبکه های اجتماعی شاهد خواهد بود.