تمام روز با تمیز کردن خانه، مرتب کردن کمدها و حتی پختن یک کیک، خودش را سرگرم کرد. وقتی محمد خانه نبود کارها سریعتر پیش می رفتند. ولی در تمام این مدت فکرش حسابی درگیر بود: چه کنم اگر برای همیشه محمد را با خود ببرد؟ نباید نقطه ضعف نشان می دادم. اینطور پیش برود نمی گذارد زندگی کنیم. باید کاری کنم!
سعید پیرایش
تمام روز با تمیز کردن خانه، مرتب کردن کمدها و حتی پختن یک کیک، خودش را سرگرم کرد. وقتی محمد خانه نبود کارها سریعتر پیش می رفتند. ولی در تمام این مدت فکرش حسابی درگیر بود: چه کنم اگر برای همیشه محمد را با خود ببرد؟ نباید نقطه ضعف نشان می دادم. اینطور پیش برود نمی گذارد زندگی کنیم. باید کاری کنم!
شب قبل از این که به رختخواب برود دوباره با شهاب تماس گرفت تا شده حداقل چند دقیقه ای صدای محمد را بشنود. کودک قبل از این که سلام دهد از جشن پرسید: مامان جشن چطور بود؟ خوش گذشت؟ صدای آهنگ بلند بود؟ باند موسیقی هم آورده بودند؟ چند تا بچه آومده بودند؟ شیرینی خامه ای هم خوردی؟ ولی بعد غمگین ادامه داد: مامان لباس هامو بذار تو کمد کثیف نشه!
ساغر بغضش را جمع و جور کرد و گفت: اولا سلام!
– ببخشید مامان سلام!
– کی میای عزیزم؟
– بابا گفت فردا قبل از این که بره سر کار منو میاره خونه!
– خوبه عزیزم! شام خوردی؟ مسواک زدی؟
– بله مامان کوکو سیب زمینی خوردم. مسواک رو فردا تو خونه خودمون میزنم باشه؟
– باشه ولی فقط این دفعه ها!
– چشم!
– آفرین سر خوبم حالا دیگه دیر وقته برو بخواب صبح زود بیدار بشی
– چشم مامان!
ساغر آهی کشید و خداحافظی کرد. نمی خواست شهاب بفهمد که به مقصودش رسیده است به همین دلیل چیزی از عروسی نگفت. ولی در دل بیشتر مطمئن شد که باید در مورد شهاب کاری اساسی می کرد تا تهدیدهای او را از بین ببرد.
از روز عروسی به بعد مشغله ذهنی اصلی ساغر، شهاب و تهدیدش بود. با خود تعارف نداشت. زندگی بدون محمد برایش تقریبا غیرممکن بود. ولی پیدا کردن راه حل به این راحتی ها نبود. شهاب آدمی نبود که به این راحتی چنین نقطه ی فشاری را از دست بدهد. ساغر کاملاً از این موضوع آگاه بود که حتی حالا هم، شهاب ترجیح میدهد کنترل نسبی روی زندگی او داشته باشد.
بعد از مشورت با خانواده و دوستانش ساغر تصمیم سختی گرفت. او باید کاری می کرد کارستان و این شامل خودش و محمد هم می شد. اگر می توانست فکری که در ذهن داشت را به سرانجام برساند، شهاب عملا قدرت خود را از دست می داد و دیگ نمی توانست در زندگی او دخالتی بکند ولی کاری که در ذهن داشت به قدری سخت بود که او را بترساند و شک به دلش بیاندازد.
بعد از چند روز این دست و آن دست کردن بالاخره تصمیمش را گرفت: مرگ یک بار شیون یک بار!
محمد را روبرویش نشاند و در حالی که او را نوازش می کرد شروع به صحبت کرد: محمد جان مامان! دوست داری پیش من بمونی یا بابا؟
– هردو رو دوست دارم ولی اگه مجبورم پیش یکی باشم اینجا بهتره!
– عزیزم من می دونم، حالا اگه من ازت بخوام که چند روزی بری پیش بابا تا من کارامو بکنم قبول می کنی؟
– یعنی برم اونجا دیگه نیام پیشت؟
– نمیشه که نیای پیشم؛ فقط کمتر بیا. مثل حالا که پیش منی بعضی وقتا میری بابا رو می بینی، چند وقتی هم پیش بابا بمون بعضی وقتا بیا منو ببین.
نگاهی به کودک نگران انداخت و ادامه داد: میدونی که من چقدر دوستت دارم! اگه این کار رو بکنی دیگه بابا نمی تونه تو رو موقع جشن ببره. اینطوری دوست داری؟ محمد با چشمانی نگران و مظلوم پاسخ داد: آره! ساغر می دانست که شهاب امکان نگهداری از کودک شش ساله را ندارد و نخواهد توانست بیشتر از چند روز و نهایتا چند هفته او را نگه دارد. اگر مادر و پسر این دوری کوتاه را تحمل می کردند شهاب دیگر نمی توانست آنها را از جدایی بترساند. ساغر آهی کشید و با قیافه ای مصمم به کاری که باید انجام می داد اندیشید.
برای انجام این کار ساغر به بهانه ای احتیاج داشت و چه موقعیتی بهتر از عروسی. مادرش تصمیم داشت برای برادرزاده اش پاگشا کند و این بهترین فرصت برای ساغر بود. او تصمیم گرفت تا جای ممکن شهاب را عصبانی کند. بنا بر این به محمد سپرد که چیزی در مورد مهمانی به پدرش چیزی نگوید. محمد با آن بچگی اش می فهمید که کار بزرگی به او سپرده شده است، پس با تمام توان مواظب بود که حرفی از دهانش بیرون نپرد. روز مهمانی که رسید ساغر همان لباس هایی که برای عروسی خریده بود تن بچه و خودش کرد و خوش و خرم در مهمانی حاضر شد. با همه گرم گرفت و خوش گذراند. چقدر از نازنین خوشش آمد. نازنین هم در این میان به ماموریت خود فکر می کرد و تا می توانست با ساغر صمیمی شد. روز خوبی بود و به همه خوش گذشت.
ادامه دارد
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 422050 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.