یکی از ویژگی هایی که ایرانیان در طول سالیان، در تلاش برای بقا در خود پرورده اند، شیوه ای خاص از زیستن در میانه ی هستی و نیستی است. این ویژگی هم در سطوح فردی، یعنی در تک تک افراد جامعه قابل مشاهده است و هم در نهادهای اجتماعی مختلف و حتی در سطوح حکومتی. یعنی ما یاد گرفته ایم که هم باشیم و هم نباشیم. هم فعلی را انجام دهیم و هم آن را انجام ندهیم.
عاطفه پیرایش
* عاطفه پیرایش
یکی از ویژگی هایی که ایرانیان در طول سالیان، در تلاش برای بقا در خود پرورده اند، شیوه ای خاص از زیستن در میانه ی هستی و نیستی است. این ویژگی هم در سطوح فردی، یعنی در تک تک افراد جامعه قابل مشاهده است و هم در نهادهای اجتماعی مختلف و حتی در سطوح حکومتی. یعنی ما یاد گرفته ایم که هم باشیم و هم نباشیم. هم فعلی را انجام دهیم و هم آن را انجام ندهیم. بگذارید دو مثال بزنم:
مثال اول، روزنامه ای است که در دست دارید. این روزنامه، یک روزنامه ی خصوصی است. یعنی مردم عادی که هیچ وابستگی ای به حکومت ندارند، آن را اداره می کنند. این روزنامه برای بقا، باید بودن خود را به حداقل برساند. یعنی وجود داشته باشد اما چنانکه تو گویی وجود ندارد. این شیوه ی حداقلی روشی است که این روزنامه با هدف عبور از بحران فرهنگی ای که ایران امروز به آن گرفتار است، اتخاذ کرده است. این روزنامه هر روز چاپ می شود، اما به تعدادی بسیار کم و مردم هم آن را می خرند اما نه برای خواندن. عوامل دست اندرکار این روزنامه آگاهند که کسی آن را نمی خواند. یعنی هدفی که از انتشار این روزنامه دارند، محقق نمی شود. با این حال، آنها با علم به اینکه این هدف محقق نمی شود، به انجام دادن آن ادامه می دهند. اگر روزنامه ای خوانده نشود، بودن یا نبودنش به حال کسی فرقی نمی کند و تاثیر فرهنگی چندانی نیز بر جامعه نمی گذارد. بر این اساس، از حیث آثاری که برای یک روزنامه قابل فرض است، این روزنامه وجود ندارد. اما وجود دارد. هر روز چاپ می شود، در آمدی دارد و حقوق پرسنلش را تامین می کند.
مثال دوم، دولت کنونی ایران است. برخی می گویند ایران در حال حاضر در وضعیت بی دولتی به سر می برد، آیا آنها دارند اغراق می کنند یا اینکه واقعا در ایران دولت نداریم؟ بالاخره چنین نیست که در ایران هر کس هر چه خواست انجام دهد. در ایران هنوز دولتی هست که مالیات می گیرد. نرخ قیمت هر چیزی را تعیین می کند. به سختی تلاش می کند که منابع آب و نیرو را مدیریت کند. نفت می فروشد و برای اقلام اولیه ی مردم یارانه پرداخت می کند. اصلا بخش قابل توجهی از جامعه ما، حقوق بگیران همین نهادند. پس باید دولتی باشد که همه ی این کارها را انجام دهد. درست است که امروز در ایران دولتی وجود دارد، اما در عین حال در ایران دولتی وجود ندارد. مثلا در هفته ای که گذشت، رئیس دولت در نشستی به ضرورت واگذاری اختیارات مدیریتی هر استان به استانداران منصوب دولت تاکید کردند. این سخن با سیاست کوچک سازی دولت که از اهداف اصلی دولت فعلی است، هم راستا است. اما آیا دولت واقعا این کار را انجام می دهد؟ شاید اگر دولت می توانست چنین کند، واقعا این کار را می کرد. تا به اینجا، دولتی وجود دارد که سیاست گذاری می کند و برای تحقق اهدافش سخنرانی می کند. این دولت تلاش می کند که به اهداف خود برسد اما خود از پیش می داند که کاری که انجام می دهد، عبث است.
هرچند این در حوزه ی اختیارات رئیس دولت است که بخشی از اختیاراتش را به استانداران واگذار کند اما او نمی تواند چنین کاری بکند. اگر قرار باشد هر استان را استاندار آن، به صورت مستقل از دولت مرکزی اداره کند، باید یک مجلس استانی تشکیل شود که قوانین آن استان را وضع کند. استاندار، باید مالیات بگیرد و مالیات را به خزانه ی استانی واریز کند. مجلس استانی باید بودجه استانی را تصویب کند و آن گاه استاندار مطابق بودجه، امور استان را اداره کند. تا زمانی که استاندار خود بودجه ای نداشته باشد و بودجه را از دولت مرکزی بگیرد، نه اختیاری دارد و نه استقلالی. برای اینکه استقلال استانها متحقق شود، باید نظام حکومتی ایران از بنیاد تغییر کند و به حکومت ایالتی تبدیل شود. این یعنی باید تجدید نظری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرد. برای این کار، لازم است که رئیس دولت پیشنهاد تجدید نظر در قانون اساسی را مطرح کند و رئیس دولت این کار را نمی کند و اگر فرض کنیم که او چنین کند، این پیشنهاد باید به تایید مقام معظم رهبری برسد تا مورد رفراندوم قرار گیرد. بدین ترتیب، مادامی که مقام معظم رهبری با استقلال نسبی استان ها در ایران موافقت نکند، رئیس دولت می تواند به شعار دادن و سخنرانی کردن ادامه دهد.
در این مثال نیز می بینیم که دولتی وجود دارد و این دولت پرسنل و رئیسی دارد و سیاست گذاری می کند اما او این کار را با علم به اینکه قوه ی تحقق سیاست هایش را ندارد، انجام می دهد. دولت خود نیز به اینکه وجود ندارد، آگاه است. این دولت اصلا امکانات حرکت به سمت هدفی که برای خود ترسیم کرده است، ندارد. دولتی هست که سخنرانی کند اما هیچ دولتی وجود ندارد که کاری را انجام دهد که در مورد انجام دادنش سخنرانی می کند. در این وضعیت دوگانه، دولت ایران یک ویژگی حیاتی را در خود ایجاد کرده است که در عین نیستی، باشد و در عین هستی نباشد.
مردم ایران نیز همین ویژگی را دارند و فهمی عمیق از آن دارند. مردم به اینکه در ایران امروز، دولتی وجود دارد که نیست، آگاه هستند و به ناچار با چنین موجودیتی به شیوه ای خاص وارد تعامل می شوند.به این دلیل که سالها و شاید دهه هاست که دولت در ایران به همین شکل برقرار بوده که امروز هست. دولتی هست که مشکل آب و برق و گاز به گردن اوست اما همه می دانند که در مورد مشکل آمریکا، یا مشکل رانت خواران یا مشکل ارزهای گمشده دولت کاره ای نیست. گویی این رانت خواران هستند که سیاست های کلان حکومتی را تعیین می کنند و دولت کارگزاری است در خدمت منافع شخصی این آدم های خاص که با پاشیدن دانه ی یارانه، مردم عادی را ساکت نگه می دارد. دولتی وجود ندارد که مشکل آب در ایران را حل کند اما در عین نیستی، دولتی وجود دارد که هشدار می دهد که ذخایر آب کشور تمام شده است و به زودی آب را هم مانند برق و گاز جیره بندی خواهد کرد. به همین ترتیب، گاهی مردم دولت را هست در نظر می گیرند و با سازی که می زند، می رقصند و گاهی مردم دولت را نیست می دانند و دیگر حتی حاضر نیستند به وعده های پوچی که سالهاست دارد تکرار می کند، گوش بدهند. در چنین جامعه ای، دیگر توانی در آدمها برای دروغ شنیدن باقی نمانده است. آدمها این روزها آن قدر درگیر تلاش فرساینده برای بقا در میانه ی نیستی هستند که جایی برای این ظاهرسازیها باقی نمانده است. کسی که این وضعیت دوگانه را نادیده بگیرد، ابلهی است که گمان کرده است می توان واقعا مردم را فریب داد، تو گویی که این مردم بیست سال گذشته را زندگی نکرده اند.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 428400 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.