بلایی که بر سر همه نظام‌های اقتدارگرا می‌آید. حصارهایی که بر گردشان کشیده میشود آنها را منظماً از واقعیت‌ها دورتر و دورتر میسازد. در دنیایی که   پوتین برای خودش ساخته بود، ارتش قدرتمند روسیه در همان یکی دو روز نخست یورش به اوکراین وارد کی‌یف شده و کار را تمام میکرد. ارتش اوکراین تارو مار و تسلیم میشد. زلنسکی یا همچون اشرف غنی متواری میشد همچنانکه آمریکاییها باو پیشنهاد خروج از کشور داده بودند، و یا تسلیم روس‌ها میشد و پوتین یک غلام حلقه بگوش دیگری همچون  لکوشنگو در بلاروس، در اوکراین هم بر سر کار میاورد. از همه جالبتر اینکه حتی تصور کرده بودند که اکراینی‌های روس تبار ممکنست باستقبال سربازان روسی بیایند.

اینها همه نتیجه سالها احاطه شدن توسط اطرافیان بله قربانگو هست. این فقط مقاومت دلیرانه مردم اوکراین در برابر تانکهای روسیه نیست که دنیا را شگفت زده کرده. در بسیاری از شهرهای روسیه و علیرغم سرکوب شدید، معترضین به حمله پوتین به اوکراین بخیابانها آمده‌اند. بیش از ۶۰۰۰ نفر از آنان تاکنون بازداشت شده‌اند.

پوتین دو راه بیشتر ندارد. یا ترک مخاصمه که با غرور و جاه‌طلبی وی نمی‌خواند. ویا همان بلایی که روسها بر سر مردم سوریه و چچن آوردند و با بمباران هوایی به شهرها و مناطق مسکونی و کشتار گسترده غیر نظامیان، آنان را وادار به تسلیم نمودند را در اوکراین ‌هم تکرار کنند. یعنی با براه انداختن حمام خون ساکنین کی یف و سایر شهرهای اوکراین را وادار به تسلیم نمایند.

شواهد حکایت از آن دارد که متاسفانه بسمت مقابله با مردم می‌خواهند بروند.پوتین در سوریه و چچن موفق شد، اما بعید بنظر می‌رسد در اوکراین با کشتار موفق شود.

  • نویسنده : صادق زیباکلام