آخر هفته گذشته، مجسمه «زانو زنندگان در برابر ایران» که تصویر شاپور اول ساسانی، پادشاه ایران و والرین، امپراتور روم را به نمایش میگذارد، در میدان انقلاب تهران نصب شد.
نسیبه پیرایش
مراسم رونمایی از این مجسمه با حضور جمعیت قابل توجهی از مردم همراه بود و مردم ضمن تماشای مراسم، از کنسرت خیابانی رایگان نیز بهرهمند شدند.
اگر چه با برگزاری این رویداد، شهرداری تهران و سایر نهادهای مرتبط نشان دادند که علیرغم مخالفتهای چند ماه پیش با برگزاری چنین کنسرتی توسط همایون شجریان، توانایی برگزاری آن را دارند اما این موضوع باعث نشد که سیل انتقادات به سوی شهرداری روانه نشود. جمعی از هنرمندان مجسمه ساز با انتقاد از شیوه عملکرد شهرداری، معتقد بودند که این پروژه بدون برگزاری فراخوان تخصصی، بدون مشارکت انجمن مجسمهسازان و بدون شفافیت در روند انتخاب و اجرا پیش رفته است و خواستار آن شدند که در انجام پروژههای مشابه، از نظر و همکاری نهادهای تخصصی استفاده شود تا نتیجه کار مورد نکوهش قرار نگیرد. همچنین آنها به کیفیت جنس و اجرای اجرای مجسمه هم ایراداتی وارد می کنند.
اما این تنها هنرمندان نبودند که نسبت به اجرا و برگزاری چنین طرحی انتقاد دارند. تاریخدانان هم دسته دیگری از منتقدان هستند. از نظر آنها بدون شک سازندگان این اثر نمیدانستند اصل اثر داستان پیروزی شاهنشاه ایران بر امپراتوران روم است نه امپراتور روم! برای همین مجسمهساز احساس کرده مرد ایستاده که دستش در دست شاهپور است در تصویر اضافه است برای همین امپراتور والریانوس را به رأی خود حذف نموده و امپراتور فلیپ عرب را چون زانو زده، ترسیم کرده است!
از هنرمندان و تاریخدانان هم که بگذریم میرسیم به سیاسیون که مشکوک هستند و معتقدند که این باستانگرایی باسمهای هیچ نسبتی نه با سیاستهای کلان نظام سیاسی امروز دارد و نه با شعارهای رایج. صرفا یک شوی تبلیغاتی بیمزه است. برای سرگرمی خلایق. شاید هم برای پُرکردنِ جیبِ مشتی پروژهبگیرِ مردِ رِند که اوضاع کنونی را بهترین فرصت برای اجرای این شعبدهبازیها دیدهاند.
هرچه هست تناقضی است که روی دیگر تناقضهای بیشمار حکمرانی موجود تلنبار میشود و مثل خوره تهمانده باورها و اعتقادات این مردم را میخورد. آنها همچنین معتقدند که از این به بعد باید سخت مواظب باشیم که مبادا علیه برخی پادشاهان دوران پیش از اسلام، نکتهای انتقادی مطرح کنیم، مشخصاً آنها که فاتح جنگی بودهاند و امیری از دشمن را در مقابل خود به خفت و خواری واداشتهاند! البته اگر پادشاهی در جنگی به مغلوبان خود رحم کرده و مقام انسانی آنان را پاس داشته است، حمله به او همچنان مجاز است!
در نهایت اما آنچه مردم میبینند چند دهه مخالفت با نمادهای ملی است و به یک باره برگزاری مراسمی این چنینی در پایتخت با کنسرت خیابانی آن هم با حجاب اختیاری برای بانوان. البته از قدیم گفتهاند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است اما بهتر است هر چه زودتر تکلیف برخی سختگیریها و ممنوعیتها در کشور هم مشخص شود. چون سیاست یکی به میخ یکی به نعل زیاد دوام نخواهد آورد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 428002 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.