فرض کنید دو کشور با یکدیگر وارد جنگ شوند و هر کدام از این کشورها اعلام کنند که دلیلشان برای جنگیدن، اهداف سیاسی نیست بلکه وظیفه ای اخلاقی برای مقابله با اشرار و ستم گران دارند و چاره ای جز جنگ برای دفاع از خود در مقابل خشونت و بی اخلاقی ندارند.
عاطفه پیرایش دانشجوی دکتری فلسفه
فرض کنید دو کشور با یکدیگر وارد جنگ شوند و هر کدام از این کشورها اعلام کنند که دلیلشان برای جنگیدن، اهداف سیاسی نیست بلکه وظیفه ای اخلاقی برای مقابله با اشرار و ستم گران دارند و چاره ای جز جنگ برای دفاع از خود در مقابل خشونت و بی اخلاقی ندارند.
در این میان، ممکن است غیرنظامیانی که نه سلاحی برای جنگیدن دارند و نه توانی برای دفاع از خود کشته شوند اما دو طرف اعلام می کنند که برای خنثی کردن نقشه ی دشمن خود یا برای پیروزی در جنگ برحقشان علیه شر مطلق، چاره ای جز این نداشته اند و نباید به خاطر مرگ غیرنظامیان سرزنش شوند.
البته به سیاق هر جنگی، هر کدام از دو طرف، کشته شدگان خود را تکریم می کنند و آنان را قهرمانانی می دانند که دشمن با بی عدالتی به قتل رسانده است و وظیفه ی ایشان است که انتقام کشته شدگان خود را بگیرند.
مرگ هر انسانی بی شک غم انگیز است اما نباید مرگ نظامیان را با کشتار غیرنظامیان یکی دانست. نظامیان آموزش می بینند، تجهیز می شوند و از حقوق و مزایای نظامی گری استفاده می کنند تا در موقع لزوم، در جنگ شرکت کنند.
به نظر می رسد این اخلاقیات است که تابعی از سیاست است، نه برعکس. اگر مردمی در یک کشور علیه حکومت، دست به ایجاد آشوب بزنند، باید اول دید که جبهه گیری سیاسی شان چیست و آیا ایشان با ما در سیاست جهانی هم سنگر هستند یا نه. اگر آنها با ما هم عقیده باشند، مردم مظلومی هستند که با دست های خالی، سنگ های کوچک خود را در آروزی آزادی به سوی دشمن سر تا پا مسلح پرت می کنند و همه ی مردم جهان باید از این ستم دیدگان حمایت کنند. اما اگر با ما هم عقیده نباشند، اغتشاش گرانی هستند فریب خورده که با سنگ پرت کردن به سوی نیروهای حافظ امنیت، دست به خشونت زده اند و مستحق مجازاتند. برای نابودی تروریسم می توان از حمله به بیمارستان ها حمایت کرد، می توان برای تهییج افکار عمومی، دروغ گفت یا واقعیت را پنهان کرد و می توان کارهای بسیار دیگری کرد و اینها صرفا تاکتیک هایی نیست که یکی از طرفین انجام دهد. بلکه هرکسی که درگیر جنگی می شود، از همین ابزارها برای توجیه خود استفاده می کند. گاهی حتی مهم نیست که چه تعداد آدم کشته شده اند. آنچه مهم است صرفا این است که کشته شدگان به کدام جبهه تعلق داشته اند. اگر کودکی در این میان بمیرد، باید خانواده اش هرچه سریعتر موضع خود را اعلام کنند تا بدانیم آیا می توانیم برای مرگش ناراحت باشیم و یا اینکه باید آن را نادیده بگیریم.
ممکن است یکی از طرفین به خاطر به کار گیری چنین روش هایی سرزنش شود اما او همیشه می تواند استدلال کند که چون دشمن دقیقا از همین تاکتیک ها استفاده می کند، او نیز باید همین کار را بکند و سیاست همین است و چاره ای جز این نیست. با این وضعیت، آیا اصلا جبهه حق علیه باطل هنوز معنایی دارد؟ البته هر کسی که از یکی از طرف های درگیر حمایت می کند، باور دارد که در جبهه های حق ایستاده است و اگر چنین باوری نداشت، شاید اصلا وارد درگیری نمی شد. او اصرار دارد که باید به هر طریقی شده، جلوی بی اخلاقی دشمن را که عمدتا معلول وجود آن است، گرفت و برای نابودی شر، راهی جز جنگ باقی نمانده است و شر از بین نخواهد رفت مگر اینکه دشمن از بین برود. این عده، بر این باورند که نه تنها همراهی با دشمن بی اخلاقی است، بلکه حتی کناره گیری و بی طرف ماندن نیز بی اخلاقی است. اگر مردمی در جایی از جهان مورد ظلم واقع شده اند، ما چگونه می توانیم این ظلم را نادیده بگیریم و به کمک نشتابیم؟
کسانی که به جنگ روی آورده اند، همیشه اهداف سیاسی خود را در پس دغدغه های اخلاقی شان پنهان می کنند. آنها وانمود می کنند که صرفا می خواهند دنیا جای بهتری بشود و به منافعی که با پیروزی در جنگ به دست می آورند، اشاره ای نمی کنند.
اما واقعیت این است که بی طرف ماندن، بسته به موقعیت فرد، او را خواسته یا ناخواسته در صف یکی از طرفین قرار می دهد. از این روست که اقدامات رئیس جمهور کشوری که از حمایت اروپایی ها برخوردار است، عین فریبکاری، خیانت، ذلت و… است درحالیکه اقدامی مشابه از جانب متحدین، مایه غرور و نشان برتری و حاصل درایت آنها و معلولی است از وعده ی الهی مبنی بر پیروزی حق علیه باطل. خشونت، در نظر جبهه ای سیاسی، گاهی صرفا آشوبی است که عده ای خلافکار بی سواد به راه انداخته اند در حالیکه، عملی مشابه، قدرت قهری پرولتاریا است که باید تقویت شود. در نظر برخی، دخالت در امور کشورهای متحد آمریکا، مصداق حمایت از تروریسم بین المللی است در حالی که دخالت در امور کشورهای متخاصم، به ارمغان آوردن آزادی برای مردم ستم دیده ی این کشورها است. اما آن مردمی در سیاست پیروزند که بتوانند چهره ی واقعی سیاست را ببینند، نه نقاب اخلاقی آن را و خواست خود را برمبنای منافع واقعی شان و راه های وصول به این اهداف تعیین کنند.
کشتن غیرنظامیان غیراخلاقی است اما غیرنظامیان باید این را بدانند که هیچ کدام از طرفین، برای دست یافتن به منافع سیاسی شان ابایی از کشتن ایشان ندارند. گفته می شود که خشونت را جز با خشونت نمی توان پاسخ داد و پرهیز از خشونت سانتیمانتالیسم بی دردان است، گویی چاره ای جز مقاومت قهری باقی نمانده است. اما اگر مقاومت تنها راه است، چرا کسانی را که در جایی دیگر، علیه حکومتی دیگر مقاومت می کنند، سرزنش می کنید و می گویید مسبب اصلی خشونتی که حکومتشان بر ایشان روا می دارد، خودشان هستند؟ آیا با این حرف، به طور ضمنی، خشونت حکومت علیه معترضین داخلی را توجیه نمی کنید؟ اگر حکومتی حق دارد برای ریشه کن کردن تروریسم به بیمارستان حمله کند، چرا حکومت ما چنین نکند؟ و این استدلالی دو طرفه است. اگر حکومت ایران حق دارد آشوب گران داخلی را سرکوب کند، چرا حکومت های دیگر چنین حقی نداشته باشند؟
همه ی ما باید حد و مرزهایی اخلاقی برای خود مشخص کنیم و نگذاریم جانب داری از یک جبهه سیاسی، این حد و مرزهای اخلاقی را به بازی بگیرد. نباید اجازه داد یک جبهه ی سیاسی، احساسات مان را به ما دیکته کند و به ما بگوید چه زمانی باید ناراحت شویم و چه زمانی حق نداریم ناراحت باشیم.
باید دانست که این ما هستیم که یک جبهه ی سیاسی را می سازیم، نه اینکه جبهه ی سیاسی مان، هویت ما را بسازد. نباید فراموش کرد که هر فعل سیاسی، نتایجی اجتناب ناپذیر دارد. سیاستمداران ترجیح می دهند مردم آنچه را که آنها می خواهند، بدون نظر به پیامدهای آن انجام دهند و هر زمان که لازم باشد، به نام مردم سخن می رانند. برای این کار لازم است مردم باور کنند که این سیاستمداران قرار است منافع مردم را تامین کنند. در این مسیر، مردم باید بپذیرند که خود توان برآوردن خواستشان را ندارند و اعمال سیاسی شان، اگر قدرتمندان به کمک ایشان نیایند، تاثیری ندارد و نتیجه نخواهد داد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 434716 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.