۱- پارسال در همسایگی ما جنگی در گرفت که بازنده آن ارمنستان بود. این برای کسانی که تحولات منطقه را طولانی مدت رصد می‌کردند عجیب نبود چو ارمنستان برای ادامه حضور در قره‌باغ نه پشتوانه حقوقی داشت نه اقتصادی و نه نظامی.
۲- قره‌باغ کجاست؟ منطقه‌ای کوچک در خاک آذربایجان که ارمنی/آذری نشین بود. ارمنی‌ها جدایی‌طلبی کرده و با پشتیبانی دولت ارمنستان ۸ شهر دیگر را که جمعا یک پنجم خاک آذربایجان را شامل می‌شد، اشغال کردند.
۳- این حوادث از سال ۱۹۸۸ شروع شد، با فروپاشی شوروی تبدیل به یک جنگ تمام عیار شد و در سال ۱۹۹۴ با یک آتش بس تعلیق شد.صدها هزار نفر کشته شدند و گفته می‌شود یک میلیون آواره.
۴- جز یکی دوشهر ارمنی نشین، همه شهرها غارت و به ویرانه تبدیل شدند. تصاویر شهر ویران شده آغدام جزو تجربه‌های تلخ بشریت از جنگ شد. دیدنش برایتان مفید است.
۵-از ۹۴ بین دو کشور به میزبانی گروه مینسک مذاکره شروع شد ولی نتیجه‌ای نداشت و در این سالها همواره درگیری‌های کوچک در جریان داشت. دوکشور در صلح مسلح بودند.
۶- سال گذشته یکی از همین درگیری‌های کوچک، بزرگ شد و ادامه یافت تا جایی که آذربایجان توانست بخش بزرگی از خاکش را آزاد کند.
۷- پایان جنگ اخیر با توافق سه کشور آذربایجان، ارمنستان و روسیه انجام شد. خلاصه توافق این بود که در مناطق ارمنی نشین قره‌باغ، نیروهای روسیه بین مدت ۵ سال مستقر شوند، ارمنستان هم از منطقه خارج شود.
۸- مناطق ارمنی نشین با یک جاده تحت نظارت روسیه، به ارمنستان وصل شوند و در مقابل، ارمنستان اجازه تردد جاده‌ای و ریلی بین نخجوان و آذربایجان را فراهم کند.
۹- این بند از توافق اهمیت بیشتری پیدا کرد، چون قفقاز جنوبی را از بن‌بست مواصلاتی رها می‌کند. با این کوریدور ترکیه می‌تواند به آذربایجان مسیر زمینی داشته باشد، روسیه می‌تواند به ارمنستان وصل شود و آذربایجان به نخجوان.
۱۰- این دالان برای روسیه مهم است چون از گرجستان بی‌نیاز می‌شود. برای ترکیه و آذربایجان هم مهم است چون برای مسیری که از ایران می‌گذرد، آلترناتیو پیدا کردند.
۱۱- خب چه اشکالی دارد؟ برخی می‌گویند اینطوری ما، یعنی ایران بازنده است برخی هم برعکس، می‌گویند ایران هم با اتصال به همین مسیر، از شمال غرب به یک کوریدور تجاری متصل می‌شود و بازاری متشکل از ۵ کشور شکل می‌گیرد.
۱۲- مخالفین می‌گویند این کوریدور مرز ایران و ارمنستان را قطع و راه ایران به اروپا را مسدود خواهد کرد. واقعیت ندارد، چون مرز قطع نمی‌شود راه ایران به اروپا از جاده‌های فرسوده ارمنستان نیست.
۱۳- واقعیت این است که مسئله این کوریدور بین‌المللی نیست، مسئله این است که ایران مایل به حل شدن بحران قره‌باغ نبود و تصور می‌کرد اگر وضعیت غیر رسمی آنجا ادامه یابد، به نفع ماست.
۱۴- نمی‌دانم واقعا ادامه وضعیت اشغالی در قره‌باغ به نفع ما بود یانه، ولی می‌دانم که آن وضعیت قابل ادامه نبود و قطعا تغییر می‌کرد. این را ۶ سال پیش در یادداشتی در خبرآنلاین نوشتم و سال گذشته تقریباً همان شد که گفته بودم.
۱۵- مسئله اینجاست که تصمیم سازان و تصمیم‌گیران کشور ما، این واقعیت را قبول نداشتند و فکر می‌کردند ارمنستان همان ارمنستان ۳۰ سال پیش است و آذربایجان همان.
۱۶- نه، شرایط عوض شده بود ولی ما متناسب آن منافعمان را تشخیص نداده بودیم. نتیجه این شد که هیچ جایی در این معادله نداشتیم. با همین واقعیت هم نتوانستیم کنار بیاییم و مواضعمان اغلب احساسی بود.
۱۷- از تفسیر اشتباه آقای ظریف از شعری که اردوغان خواند بگیرید تا سخنرانی های غرّایی که در چند هفته اخیر کرده‌ایم.در اولی با فاصله کوتاه به حضور اردوغان رفتیم در دومی، حرفمان را از تریبون نماز جمعه پس گرفتیم!
۱۸- چه شد؟ این شد که علیف با چند کلمه چنان از خجالت ما در آمد که در جوابش مجبور شویم لشکر به جلفا کشیده و بگوییم اسرائیل را در همسایگی تحمل نخواهیم کرد و شما حق ندارید به جنوب ارمنستان حمله کنید!
۱۹- کدام حمله؟ ارمنستان در حال عادی سازی روابط با آذربایجان است و ما شده‌ایم کاسه داغ‌تر از آش؟ کدام اسرائیل؟ همانکه در جولان جواب حملاتش را ندادیم حالا در جلفا، در خاک خود می‌دهیم؟
۲۰-متاسفانه به زودی این شور حماسی خواهد خوابید، و به احتمال بسیار زیاد کوریدور زنگه‌زور تشکیل خواهد شد و متاسفانه دست اسرائیل در همسایگی ما بازتر. صدای ماهم برای اقناع مخاطب داخلی بلندتر و چماقمان محکم‌تر!
۲۱-چه می‌توان کرد؟ بیایید از دشمنان یاد بگیریم، از اسرائیل. در قفقاز چه کرد؟ اسب برنده را شناخت، از کمترین فرصت‌ها بهره برد و روابطش رو قدم به قدم گسترش داد.
۲۲- چگونه گسترش داد؟ اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد! و عملیات روانی حساب شده. همان دو چیزی که ما اهلش نیستیم و همواره گل به خودی می‌زنیم، آنقدر که سه جوانک جرأت بی‌احترامی به پرچم‌مان پیدا کنند.
۲۳- یعنی از ابتدا باید چه کار می‌کردیم؟ طولانی است ولی کوتاه کنم، از توهمات تاریخی دوری کرده و واقعیت‌های قفقاز را به رسمیت می‌شناختیم. گزارش‌های واقعی می‌گرفتیم نه آنچه دوست داشتیم بشنویم را.

محسن هادی