زلزله در فلات ایران در تمام دوره‌ها حتی پیش از میلاد، تن ایرانیان را لرزانده است. زلزله‌هایی که گاهی اوقات چیزی از شهر و آبادی و ساکنان آن باقی نگذاشته بود.
تبریز یکی از شهرهای تاریخی ایران است که در سدهٔ هشتم پیش از میلاد بنیان نهاده شده ‌است. این شهر از اواخر سدهٔ چهارم هجری به بعد همواره به‌عنوان مرکز منطقه آذربایجان شناخته می‌شده‌ است. شهر تبریز در طول تاریخ بارها بر اثر زمین‌لرزه‌های مهلک و ویرانگر نابود شده و از نو ساخته شده ‌است. با زلزله‌هایی که صدها سال قبل در مناطق شمال‌غرب از جمله آذربایجان‌شرقی رخ داده و جریان زندگی را برای مدت کوتاهی متوقف کرده بود.
بزرگترین زلزله تاریخی تبریز و احتمالاً مخرب‌ترین زلزله شهری ایران در طول تاریخ، در شب جمعه ۱۸ دی ۱۱۵۸ (۸ ژانویه ۱۷۸۰ میلادی) در منطقه تبریز با بزرگای Ms=7.7 و مختصات رو مرکزی ۳۸٫۲N و ۴۶E رخ داد. زلزله تبریز را تقریباً به تمام ویران کرد و حدود ۴۰۰ روستا از جمله مرند، تسوج و ارونق را درهم کوبید.
در خود تبریز، همه ساختمان‌های عمده که در اثر لرزه‌های پیشین سست شده بود و همه خانه‌های شخصی و هم چنین دژ و باروی شهر به تمام ویران شد. شعاع ویرانی، به‌طور متفاوت از ۷۲ تا ۱۲۰ کیلومتر از تبریز گزارش شده است. بیرون از این فاصله، در خوی، سلماس، ارومیه و گونای ساختمان‌ها آسیب دید اما تلفات جانی به بار نیامد. در اثر این زمین‌لرزه، شمار زیادی از مردم جان باختند. آمار کشته‌شدگان در این زمین‌لرزه را گوناگون نوشته‌اند، به‌طوریکه برخی از برآورد‌ها تعداد کشته‌شدگان را تا بیش از ۲۰۰ هزار تن دانسته‌اند.
شمار کشتگان احتمالاً پیرامون ۵۰ هزار تن بوده است که در این میان پسر فرمانروای تبریز، فضلعلی بیگ دنبلی، نیز بود که به همراه حدود ۷۰۰ تن از ملازمان و مستخدمانش در اثر فرو ریختن کاخ کشته شد.
زمین‌لرزه در وان و نیز تا دوریگی و ملطیه، یعنی ۷۰۰ کیلومتر آن سوتر در ترکیه، حس شد. پس‌لرزه‌ها فراوان بود و به مدت سه یا چهار سال پس از زمین‌لرزه، شاید هم برای مدتی طولاتی‌تر، در فواصل کوتاه از یک‌دیگر حس می‌شد. حدود یک ماه بعد در ۱۲ و ۲۰ فوریه۱۷۸۰، پس‌لرزه‌های نیرومندی رخ داد که موجب افزایش دامنه آسیب‌ها شدند.
زمین‌لرزه ۸ ژانویه ۱۷۸۰ با گسیختگی گسله‌ای همراه بود که حداقل ۶۰ کیلومتر طول داشت و از همسایگی شبلی در جنوب خاور تا نزدیکی مرند در شمال باختر کشیده شده بود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که گسلش از شمال خاور تبریز، در تپه‌های پای کوه سرخاب (عین علی)، به درازای حدود ۴۵ کیلومتر با روندی به سوی جنوب خاور تا شبلی کشیده می‌شد. در سرخاب، شکستگی گسلی به پهنای ۲ متر که به طول ۱۲ کیلومتر با روندی به سوی جنوب خاوری کشیده می‌شود، توصیف شده است، در حالیکه در سوی شمال باختری تبریز، شکستگی به صورت افتگاهی به‌طول ۱۵ کیلومتر و بلندی ۴ تا ۱۰ متر توصیف شده است که رو به جنوب باختر داشته و بارنگ خاکستری خود به روشنی باز شناخته می‌شود و در راستای شمال باختری کشیده شده است.
فراتر به سوی شمال باختر، در همسایگی مرند، زمین از هم گشوده گشت اما بار دیگر برهم بسته شد. در اثر وقوع زمین‌لرزه ۸ ژانویه ۱۷۸۰ در منطقه پست باختر تبریز، خاک دچار روانگی شد و گل از زمین بیرون زد. در اثر لرزه، چشمه‌ها و قنات‌ها خشکید و روانه‌های جدید آب در جاهای دیگری جریان یافت که در برخی جاها آن‌قدر زیاد بود که بیم آن می‌رفت که ناحیه زلزله‌زده را سیل فرا گیرد، اما جریان آب پس از حدود ۲ ساعت متوقف شد و آب‌ها به‌سوی دریاچه ارومیه روان گردید. در حدود ۱۲ کیلومتری خاور تبریز، زمین‌لرزه سبب ایجاد زمین‌لغزش و فروریزش گسترده‌ای در ناحیه بزرگی از سبزه‌زاران شد.
این زمین‌لرزه مسبب ویرانی همه ساختمان‌های تاریخی در تبریز بود. در میان آنهایی که بازسازی شدند و امروزه (به شکلی بسیار دگرگون شده) هنوز موجودند، می‌توان از مسجد جمعه واقع در بازار نام برد که کار بر روی آن بی‌درنگ پس از زمین‌لرزه توسط احمدخان دنبلی آغاز شد.
۱۴ سال بعد، مرمت مسجد صاحب الامر در سال ۱۷۹۴ میلادی توسط جعفر خان دنبلی در مجموعه‌ای که بلافاصله در شمال مهران رود جای دارد و مسجد ثقةالاسلام را نیز در بر می‌گیرد، انجام شد. این مجموعه‌ها هر دو ساختمان‌های دیگری را در بر می‌گیرند که از آنها هم‌چون بناهایی که در اثر زمین‌لرزه به سختی آسیب دیده‌اند، نام برده شده است.
‌برای نمونه مدرسه طالبیه پیوسته به صاحب الامر که در اصل به وسیله اوزون حسن (درگذشته به سال ۱۴۷۸ م.) ساخته شده بود. مدرسه صادقیه که آن نیز یک بنای دوره صفوی است، هنوز در ناحیه بازار بازمانده است و بقعه و مدرسه سیدحمزه (در گذشته به سال ۱۳۱۴ م.) نیز در محله سرخاب در سوی شمالی شهر است. ویرانه‌های مسجد علیشاه نیز که امروزه به نام ارگ شناخته می‌شود و مسجد استاد شاگرد و مسجد دال ذال نیز تا به امروز بازمانده‌اند. در این زلزله، مسجد کبود تبریز نیز ویران شد.
تبریز به تدریج بر همان جایگاه پیشین بار دیگر ساخته شد. خانه‌های تازه را کوتاه، بدون طبقه بالا، و با استفاده بیشتر از چوب ساختند. حتی کاخ فرمانروا نیز با مهاربندی چوبی ساخته شد و شیوه ساختمانی تازه‌ای به نام «تخته پوش» کاربرد گسترده‌ای یافت.
«خطرناک‌ترین گسل ایران» در تبریز
همیشه حرف از گسل که می‌شود پایتخت و گسل‌های مثلثی شکل آن از ذهنمان گذر می‌کند اما نکته‌ای که تا به حال به آن پرداخته نشده و شاید در مورد آن حرفی زده نشده گسل تبریز است که از گسل شمال تهران و گسل‌های البرز و زاگرس و سایر گسل‌های ایران خطرناک‌تر بوده و در صورت رخ دادن زلزله در تبریز، شهر با تکان‌های شدیدتری مواجه می‌شود، اما بدتر از همه این است که شمال و شرق این کلانشهر که بر روی گسل واقع شده است، دچار لغزش شده و در نتیجه گسیختگی به وجود می‌آید و در واقع این سامانه از مرند (دامنه شمالی میشو داغی تا بستـان‌آباد با راستای شمال باختری – جنوب خاوری) امتداد دارد.
حالا نکته اینجاست که گسل تبریز از شمال این شهر عبور کرده و شهرک‌هاى مختلفى را در معرض خطر قرار داده است، همچنین بخش اعظمى از حدود هزار حاشیه‌نشین شهرستان تبریز در قسمتى از کمربند شمالى شهر اسکان یافته‌اند که ساختمان‌هاى آنها به هیچ وجه در مقابل حتی کوچکترین تکان‌ها نیز مقاوم نیست. گسل تبریز به دلیل بیشترین ساخت و ساز و تراکم جمعیت بر روی آن خطرناک‌ترین گسل ایران است.

  • نویسنده : وحید زینالی