درست هنگامی که دیپلمات های ایرانی به ریاست محمدجواد ظریف و عباس عراقچی با اعضای ۱+۵ مذاکره می کردند و هنگامی که برجام به انجام رسید، عده ای در ایران، فریاد می زدند: “ای آن که مذاکره شعارت…استخر فرح در انتظارت“.

اینک اما از آن داد و قال ها خبری نیست، چون هم آن زمان می دانستند و هم، الان می دانند که ایران باید مذاکره کند ولی قبل از انتخابات می ترسیدند با به سرانجام رسیدن مذاکرات، پیروزی سیاسی در داخل نصیب رقیب شود.

اینان، همان طائفه ای هستند که در دوران ظریف، برجام را در صحن علنی مجلس با فندک به آتش کشیدند و اینک برای احیای آن سر از پا نمی شناسند.

برجام
هر چند نمی توان این تناقض ها را نادیده گرفت ولی واقعیت این است که اکنون، احیا یا مرگ برجام در سمت ایران، در دست تیم مذاکره کننده جدید است (که خوشبختانه دیدگاه اعضای تیم به تندی دلواپسان نیست و معقول ترند).

این تیم اینک به نمایندگی از ایران با طرف های مقابل گفت و گو می کند و از این رو، به همان اندازه که خنجر از پشت زدن به تیم ظریف، زننده و ناروا بود، تضعیف تیم جدید نیز رویکردی نابخردانه است.

بعد از دور اول مذاکرات احیای برجام، در داخل کشور شاهد هجمه ای پردامنه علیه سمت مذاکره کنندگان ایرانی بودیم. علت نیز آن بود که این دور از گفت و گو نتیجه ای نداشته است. من نیز مانند شما در جریان جزئیات آنچه در وین گذشته نیستم ولی عقل سلیم ایجاب می کند که بپذیریم در موضوع جدی و مهمی چون برجام که یک سمت آن فعالیت های هسته ای است و سوی دیگرش تحریم ها، الزاما در یک جلسه نمی توان به جمع بندی رسید.

خود برجام هم بعد از ۲۰ ماه مذاکره به دست آمد و این گونه نبود که ظریف و تیمش با یک سفر کاری، به توافق رسیده باشند. البته که در شرایط کنونی نمی توان ۲۰ ماه منتظر ماند ولی انتظار توافق مایکروفری هم چندان معقول نیست.

برجام
متاسفانه گروهی در داخل، چنان موضع می گیرند که گویا حامی طرف های غربی هستند و مثلا ارائه بسته پیشنهادی از طرف ایران را مورد تمسخر قرار می دهند؛ گو این که انتطار داشتند هیات ایرانی نه برای گفت و گو و بده بستان که برای قبول آنچه ۴+۱ می خواهند به وین رفته باشد!

مثلاً می گویند چرا طرف ایرانی پیشنهادی داده که مطلوب غربی ها نبوده است؟ خب معلوم است که در هر مذاکره ای طرف های درگیر، پیشنهادات حداکثری می کنند تا بتوانند بر سر آن مذاکره کنند و امتیار بگیرند. در یک خرید ساده هم وقتی فروشنده بالاترین قیمت را مطرح می کند و خریدار قیمتی بسیار پایین را پیشنهاد می دهد، معنایش این نیست که آن دو قصد معامله ندارند بلکه اتفاقاً بدین معناست که می خواهند معامله ای پرسود برای خود رقم برنند و بسته به شرایط و قدرت چانه زنی در عددی میانه به هم برسند.

در اینجا هم می توان تصور کرد که طرف های غربی گفته باشند ایران تمام فعالیت های هسته ای اش را فوراً متوقف کند تا تحریم ها گام به گام لغو شود و ایران هم خواستار لغو آنی تحریم ها و کاهش گام به گام برخی فعالیت های هسته ای شده باشد. بدیهی است که در بدایت امر، هیچ کدام از طرفین، پیشنهاد مقابل را نخواهد پذیرفت و کار به دوره های بعدی می کشد.

برجام
این مساله از آن جهت در دور جدید مذاکرات اهمیت مضاعف می یابد که تجربه توافق پیشین در دسترس است و طرف ایرانی حق دارد نگران باشد که توافق سریع امروز، با تغییر دولت در آمریکا از هم بپاشد و لذا باید تضمینات قوی تری برای جلوگیری از تکرار گذشته، دیده شود. بدیهی است که توافق بر سر این تضمین ها بسیار سخت خواهد بود، هر چند که ممکن و میسر است.

اگر ایران را دوست داریم و نگران آنیم که تحریم ها، بیش از پیش به نابودی اقتصاد کشور و معیشت مردم منجر شود، باید از تیم مذاکره کننده ایرانی حمایت کنیم و از آنها بخواهیم به توافقی جدی و بلند مدت و قابل اعتنا دست یابند؛ باید رویکردهای جناحی و تلافی جویانه را کنار گذاشت و به جای تهدید و تحقیر مذاکره کنندگان ایرانی، بدون ماندن در بند وزن و قافیه، خطاب به ایشان گفت: “ای آن که مذاکره شعارت…آغوش باز ملت در انتظارت“.