داستان گله مندی و رنجش از سازمان عریض و طویل صداوسیما نه در یک مورد خاص خلاصه می شود و نه مختص به یک دوره مشخص است. نهادی که از قضا نه از محل درآمدهای شخصی که از بیت المال امرار معاش می کند. هر از گاهی خود شیرینی و لوس بازی یک مجری یا یکی از کارکنان این رسانه که قرار بوده ملی باشد، آرامش کشور را به هم می زند و کلی بحران ایجاد می کند.
داستان توهین به قومیت ها و شخصیت های برجسته آنان هم از دیگر رفتارهای چندش آور این رسانه است که دیگر نمی شود آن را به اقدامات و رفتارهای خودسرانه گویندگانش محدود کرد و گویی یک رفتار سازمان یافته است، چون مطمئنا یک عمل ممکن است یک بار اشتباهی و سهوی باشد، نه اینکه به یک رفتار مرسوم تبدیل شده باشد. هر چند صداوسیما مدتهاست که از نظر برنامه سازی هم آن کیفیت گذشته را علی رغم توسعه کمی از دست داده و حواشی اش بر متنش می چربد.
از جنجالی که بابت تعطیلی یک برنامه با بیش از بیست سال قدمت سر خودخواهی های یک مدیر جوان به وجود آمد تا مجری دیگری که رسما از مردم خواست تا کشور را ترک کنند و هزارویک اتفاق دیگر که برای تحریرشان باید مجلات چند ده صفحه ای تدارک دید و ردیف کردنشان ساعت ها زمان خواهد برد. این بار هم در سلسله توهین های این رسانه به قومیت ها نوبت شاعر فرهیخته ترک زبان ملا محمد فضولی بود که با گاف و توهین آقای به اصطلاح دکترای ادبیات این رسانه شخصیت این چهره ممتاز ادبی را تختطئه نماید.
آقای مثلا دکتر ما معتقد است فضولی اشعار صائب را به ترکی برگردانده و به همین دلیل نامش را فضولی گذاشته اند! این در حالی است که اگر آقای دکتر قصه ما سری به اینترنت و بخش جستجوی گوگل می زد، هرگز این اشتباه خنده دار را متوجه نمی شد و می فهمید که این دو شاعر اصلا هم سده نبوده اند! در واقع فضولی خیلی پیش تر از صائب صاحب نام و آوازه بوده است. از سویی واژه فضول که در عربی یعنی زبان درازی و مداخله بیجا در کار دیگران در فارسی فضولی خوانده می شود. به هر حال محمدبن سلیمان این تخلص را به معنای عربی آن به کار می‌برد یعنی زبان دراز و مداخله‌کننده در کاری که به او مربوط نیست!
از سویی خود فضولی نیز در مقدمه دیوان اشعارش به زبان فارسی دلیل انتخاب این تخلص عجیب را با زبانی شوخ‌طبع توضیح داده است به این مضمون که “بنابر رفع ملابست التباس «فضولی» تخلص کردم و از تشویش ستم شریکان پناه بجانب تخلص بردم و دانستم که این لقب مقبول طبع کسی نخواد افتاد که بیم شریک او بمن تشویشی نتواند داد”. از طرفی وی یک دو بیتی را هم در این رابطه سروده تا دلیل انتخاب این تخلص را بیشتر توضیح داده باشد. قبل از آن که توهین به یک شاعر اسباب رنجش باشد، این نکته آزار دهنده است که چرا رسانه ملی از کارشناسی استفاده کرده که هر چند در معرفی اش از پسوند دکتر استفاده شده اما از حداقل اطلاعات لازم در این رابطه برخوردار نبوده و قرار بوده تا این عزیز بیسواد به کنکوری ها درس کنکور هم بدهد.
به هر حال شبکه چهار از در عذرخواهی درآمد اما به نظر می رسد پیگیری این موضوع از طریق مقامات استانی و نمایندگان محترم برای ریشه کن کردن مسائلی از این دست لازم است. اما نباید به این شبکه تلویزیونی هم خرده گرفت، به هرحال شبکه ای که بیننده ندارد باید از روش های زرد برای جذب مخاطب استفاده کند! از یک نظر هم برای این شاعر نامدار بد نشد و این نوع تبلیغ و شناساندن وی نیازمند صرف هزینه های گزاف بود که این شبکه تلویزیونی و کارشناس بی سوادش توانستند این مهم را بدون صرف هزینه انجام دهند و از این بابت ممنونیم.