بساط حواشی ثبت نامها و متعاقب آن جنجال بر سر لیست مسئله دار صلاحیت گرفتگان شورای نگهبان کم کم جمع می شود و روند انتخابات در ریل اعلام برنامه های این ۷ کاندیدای به اصلح می افتد. در همین راستا ادعاها و شعارهایی در این رابطه مطرح و ارائه می شود که عمدتا فاز نول قاطی می کنیم و چشمانمان از حدقه در می آید.
در واقع شمارش معکوس بیست روزه برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آغاز شده است و نامزدها و همراهان آن‌ها از هر فرصتی برای اعلام و ارائه برنامه‌های خود استفاده می‌کنند. شرایط کرونایی زمینه ساز کوچ تبلیغات انتخاباتی نامزدها به فضای رسانه خصوصا صداوسیما و شبکه های اجتماعی شده است و کاندیداهای عزیز هم تمام همتشان بر این استوار است تا از این فرصت به نحو احسن استفاده نمایند.
تا این جای کار روند امور یک روند مرسوم است و ایرادی به آن وارد نیست. داستان زمانی مسئله دار و ایضا خنده دار می شود که عمدتا شعارهای انتخاباتی این دوستان رنگ و بوی پوپولیستی به خود می گیرد. هر چند این احتمال که وعده با عمل ممکن است فاصله دار باشد، دور از ذهن نیست اما این که این فاصله کهکشانی باشد و اسباب طنز شود، این اشکال دارد.
ایجاد یک میلیون شغل، پرداخت یارانه ۴۵۰ هزارتومانی، وادار کردن آمریکا به التماس و متوقف کردن رشد تورم و پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان به جوانان تنها بخشی از وعده های تو خالی این دوستان است که به نوعی حوصله بر شده است. این شعارها نشان میدهد که اولا سواد اقتصادی دوستان کاندیدا کمی بیشتر از جمع و تفریق ساده ریاضی است و ثانیا یا اطلاعی از اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور ندارند و یا مردم را بلانسبت … فرض کرده اند!
همین شعارها خود دلیلی بر آن است که کاندیداهای محترم عملا برنامه ای برای احیای کشتی بر گل نشسته اقتصاد ندارند و آن چه بر زبان دارند، بازی با کلمات، عوام فریبی و ریشه در تفکری دارد که قرار است همواره مردم را وابسته به ساختار حاکمیت نگه دارد و جز گداپروری چیزی از این برنامه ها ندیدیدم. مگر مردم از شما انتظار پول پخش کردن دارند!؟ آیا خزانه کشور در شرایط تحریم و اختلاس اجازه این همه پول پراکنی را میدهد؟
دوستان با خود فکر کرده اند که یارانه ۴۵۰ هزار تومانی و سرازیر کردن این حجم از نقدینگی را می دهد؟ تورم حاصل از این نقدینگی را حساب کرده اید؟ امروز دولت برای پرداخت ۴۵ هزار تومان عزا می گیرد و چون دروغ هر قدر که بزرگ باشد، باورپذیرتر می شود و دوستان زیاد از عدد و رقم سر در نمی آورند، چیزایی می گویند که اگر در هر کجای دنیا کسی این حرف ها را در باب کشور داری بزند، اگر به ریشش نخندند، احتمالش بسیار قوی است که از او تست روانی بگیرند.
مردم را مسخره کرده اید؟ منابع تامین این پول از کجاست؟ خزانه که خالی است، نفت تحریم است و عایدی از این بابت نداریم، پس بفرمایید که این پول هنگفت را از کجا تامین خواهید کرد؟ به جای لاف زدن و ارقام گنده تحویل مردم دادن، راهکارهای عملی برای برون رفت از شرایط فعلی ارائه دهید. برای خروج از لیست سیاه اف ای تی اف، برقراری سوئیفت، کنترل تورم، احیای ارزش پول ملی چه برنامه ای دارید؟
مگر مردم به شما رای می دهند که مشتی مفت خور تربیت کنید؟ این مردم از گرانی کلافه اند و از طرفی جویای کارند، کار می خواهند تا نان عرق جبین شان را بخورند، مردم را مشتی مفت خور فرض کرده اید یا هالو! بازار مکاره دروغ و دغل را جمع کنید و درست و حسابی به مردم برنامه ارائه کنید. این مردم بینش و شعور سیاسی شان اجازه قبول کردن این چرندیات را نمی دهد. شهروند ایرانی عقل دارد، شرایط را می سنجد، از اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور آگاه است و می داند که به این زودی ها در صورت ادامه شرایط فعلی تورم و رکود قابل حل نیست. چیزی بگویید که از عهده انجامش برآیید، صادق که باشید، باورپذیرتر می شوید و مورد اعتماد تر. انصافا ما را دست انداخته اید! اگر من رییس جمهور شوم، فلان می کنم و بهمان می کنم، همه اش مشتی ادعاست، شما رییس جمهور شوید، اتفاق خاصی نخواهد افتاد، مطمئن باشید.