در طول همه این هشت سال بارها و در همین ستون اشاره کرده ایم که یکی از ایرادات اساسی به دولت حسن روحانی ضعف فاحش اش در نبود یک استراتژی رسانه ای و عدم بکارگیری نیرو های متخصص در حوزه روابط عمومی است.
روی همین اصل دولت در طول همه این هشت سال بعضا به صورت ناجوانمردانه آماج حملات رسانه ای بوده و نتوانسته به طرز موفقیت آمیزی از حق خود دفاع کند. برای مدتی نوبخت با حفظ سمت عهده دار سخنگویی دولت بود و بعدها برای مدتی این کرسی خالی ماند تا نهایتا روحانی وزیر کار دولت اولش را به این سمت گمارد. مشاور رسانه ای رییس جمهورآقای گاف بود و هر از گاهی با توییت های مسئله دارش نه تنها کمکی به دولت نمی کرد، بلکه بعضا کار دست دولت می داد و روحانی مجبور بود تا حواشی به وجود آمده را شخصا رفع رجوع نماید.
اوج این بی تدبیری ها و ضعف ها در ماجرای افشای فایل صوتی ظریف نمایان شد و نهایتا به اخراج آشنا از پاستور منجر گردید. به بیان دیگر فقدان استراتژی رسانه ای امروز برای مدیران دولتی، معضل اساسی و به پاشنه آشیل دولت روحانی تبدیل شده است.
داستان فایل صوتی ظریف از ابعاد مختلفی مورد بررسی، نقد و یا حتی حمایت قرار گرفت و تنها بخشی که مغفول ماند، بررسی آن از ابعاد رسانه ای بود. خود دستگاه سیاست خارجی هم نتوانسته آن طور که باید در جذب و به کارگیری از نخبگان رسانه ای جهت نمود هر چه بیشتر عملکردش بهره جوید.
چه در سازمان ها و وزارتخانه ها و چه در سطح افراد و نخبگان و کنشگران سیاسی همچون نامزدان انتخاباتی عدم شناخت ماهیت رسانه، مخاطب هدف، مقطع حضور رسانه ای، عدم وجود نقشه رسانه ای پیش و پس از رویداد از جمله مسایلی است که امروز عمده مدیران به آن بی توجه هستند یا اساسا شناختی نسبت به این مفاهیم ندارند. مسئولان در موضوعات راهبردی، آن هم پس از وقوع بحران از رسانه‌ها استفاده‌ حداقلی، تاخیری و تشریفاتی می‌کنند.در حالی که باید از قبل استراتژی رسانه ای تنظیم شده باشد! چیزی که تا به حال نمونه آن را در طول دوران حیات دولت ندیده ایم.
ظریف در طول روزهای بعد از انشتار فایل صوتی به حریفی باخت که او را می شناخت، اما دست کم اش گرفت. به نظر می رسد این مشکل تا زمانی که مسئولان ما با ماهیت رسانه و اصل مهم روابط عمومی آشنایی نداشته باشند و در گماردن افراد برای پست هایی از این قبیل کمترین دقت ممکن را کرده باشند، ادامه دار خواهد بود. این مهم نبایستی فراموش شود که رسانه و ابعاد آنرا باید خوب شناخت و مناسب عمل کرد. البته نبایستی فراموش کرد که ضعف دولت صرفا در فقره بی اعتنایی به روابط عمومی ها و نشناختن مفهوم رسانه خلاصه نمی شود و بی مهری های صورت گرفته در طول این سال ها نسبت به ارباب جراید در بزنگاه فعلی نمود داشته و او را در مواجهه با دیو دو سر تحریم و کرونا تنها گذاشته است.
و این نکات همان چیزهایی هستند که جریان رقیب آن را خوب شناخته، درک کرده و استفاده ها از آن برده است و وجهه نا موجه دولت تدبیر و امید در میان افکار عمومی نشان دهنده این واقعیت غیر قابل کتمان است. اما دولت مستقر همواره شخص محور بوده و مدیران آن این تلقی را داشتند که خود میتوانند از عهده کار برآیند و خود را از داشتن رسانه های قدرتمند و آگاه به زمان بی نیاز دیده اند.