تعداد زنان مجرد در سن ۱۵ تا ۳۹ سال پنج میلیون نفر و تعداد مردان مجرد در سن ۲۰ تا ۴۴ سال هشت میلیون نفر است، بنابراین ما با مسئله عجیبی مواجه نیستیم.
مسئلههایی مانند ازدواج جوانان ایرانی، قانون جوانی جمعیت بعد از نزدیک به چهار سال اجرایی شدن و … در کافه خبر خبرآنلاین با حضور شهلا کاظمیپور بررسی شد، آنچه در ادامه میخوانید متن گفتوگو با این استاد جمعیتشناس است.
*مدتی قبل در یکی از کافههای تهران یک دورهمی برگزار شد که حسابی سروصدا کرد، دختران دهه هشتادی با پسران دهه شصتی دورهم جمع شدند تا به تعبیر خودشان یکدیگر را انتخاب کنند، این اتفاق یک فانتزی است یا واقعاً یک سبک زندگی است؟
احتمالاً شما هم شنیده باشید، خیلی مواقع گفته میشود مثلاً دختران در ۲۰ سالگی بالغ میشوند اما پسران در ۳۸ سالگی هنوز بالغ نشدهاند، بهطور کلی یک همچین چیزی هم وجود دارد، معمولاً بلوغ دختران از پسران حدود ۵ سالی جلوتر است، آنها نسبت به پسران زودتر بینش پیدا میکنند. من برای کارهای پژوهشی با تعداد زیادی از دختران مصاحبه کردهام خیلیهایشان اصلاً بهفکر انتخاب پسران همسن و سال نیستند چراکه معتقدند آنها هنوز اجتماعی نشدهاند، همین ایده هست که سبب شده انتخاب دخترها پسرهایی باشد از خودشان بزرگتر هستند.
از طرفی دیگر اعلام برخی آمارها درباره تعداد مجردها سبب چنین وضعیتی میشود، مثلاً اخیراً اعلام شده ۱۷ میلیون مجرد داریم که بهنظرم این یک نوع شانتاژ (هوچیگری) است، در این قبیل آمارها از کودک ۱۰ سال به بالا را محاسبه میکنند و در نهایت چنین آماری منتشر میشود. همین آمارهای غلط سبب شده برخی جوانان بهویژه دختران نگران مسئله ازدواج خودشان شوند، اگر هم با پسران همسن خودشان دوست شوند احتمال اینکه ارتباطشان به ازدواج منجر شود پایین است، بنابراین سراغ پسرهای بزرگتر میروند که به شرایط ازدواج نزدیکتر هستند، اینها مسائلی هست که میتواند سبب بروز موردی که گفتید شود.
*شما آمار ۱۷ میلیون مجرد را رد کردید، آیا خودتان آماری از تعداد مجردها دارید؟
تعداد زنان مجرد در سن ۱۵ تا ۳۹ سال پنج میلیون نفر و تعداد مردان مجرد در سن ۲۰ تا ۴۴ سال هشت میلیون نفر است، بنابراین ما با مسئله عجیبی مواجه نیستیم.
*بهعبارتی ۱۳ میلیون نفر مجرد زن و مرد داریم.
این کار اشتباه است و اصلاً نباید مجموع را درنظر بگیریم، چراکه هر ازدواجی ترکیب دو نفر است.
*آیا این آمار درباره تعداد مجردها، آمار نگرانکنندهای است؟
اصلاً نگران کننده نیست.
*پس چرا ما دائم از مراجع رسمی حاکمیتی این نشانهها را دریافت میکنیم که تعداد مجردها به مرحله نگران کنندهای رسیده است؟
بعضی از رسانهها برای تیراژ کارشان، اینکه بازدید بیشتری بگیرند چنین آماری را منتشر میکنند، درحالیکه من بارها در جلسات رسمی دولت، مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی گفتهام که ۵ میلیون زن مجرد اصلاً مسئله عجیبی نیست. در تمام سرشماریهای قبلی وقتی ازدواجهای همان سال را نسبت به مجردها درنظر بگیریم میبینیم که ۱۰ درصد جمعیت مجردها ازدواج کردهاند. در دهه ۹۰ حدود ۸۰۰ هزار ازدواج در مقابل ۸ میلیون دختر مجرد داشتیم، سال گذشته نزدیک به ۵۰۰ هزار ازدواج داشتیم در مقابل ۵ میلیون دختر مجرد، بنابراین نسبت ازدواج در تمام سالهای گذشته رعایت شده و کاهشی نبوده است.
*اما جدا از رسانهها از مراجع رسمیِ حاکمیتی هم این گذار را دریافت میکنیم که ازدواج کم شده یا دیر شده است، اینطور نیست؟
برای اینکه آنها هم فقط به آمارهای خام توجه میکنند.
*یعنی تحلیل اشتباهی از آمار دارند؟
دقیقا تحلیل اشتباهی دارند، بعد هم میگویند وامصیبتا که آمار ازدواج کم شده، اما در اصل بهخاطر باروری پایین دورههای قبل جمعیت در معرض ازدواج کم شده است.
*درباره طلاق هم همین تحلیل غلط وجود دارد؟
بله، ما در سال ۱۳۸۵ حدود ۱۶ میلیون زن متاهل داشتیم، در سال ۱۳۹۰ این تعداد ۲۰ میلیون شده است، سال ۱۳۹۵ به ۲۲ میلیون نفر افزایش پیدا کرده است و اخیراً که من محاسبه کردم تعداد زنان متاهل ۲۴ میلیون نفر شده است، وقتی تعداد زنان متاهل زیاد شود طبیعی است که تعداد طلاق هم زیاد میشود، بهخاطر اینکه جمعیت در معرض طلاق زیاد شده است. ضمن اینکه کیفیت طول ازدواج این آمار ۲۴ میلیون زن متاهل با گذشته تفاوت دارد، مثلاً ۵۰ سال قبل امید زندگی در ایران ۶۰ سال بوده است، یعنی یک زوج ممکن بود بعد از ازدواج ۳۰ سال زندگی کند، اما الان امید به زندگی حدود ۷۶ سال شده و طول دوره زناشویی بیشتر شده است، بنابراین کیفیت تاهل ۲۴ میلیون نفر زن متاهل در این سالها با گذشته فرق دارد، قبلتر هم تعداد زنان متاهل کم بود هم طول زناشویی کمتر بوده است، آن موقع فوت جایگزین طلاق بود، یعنی یکی از زوجین زود فوت میکرد، ولی الان که طول ازدواج بیشتر است اتفاقات بیشتری هم برای زندگی متاهلها رخ میدهد مثلاً احتمال طلاق بیشتر میشود.
*سیر سیاستهای جمعیتی ایران چه سمتوسویی دارد؟
سیاست جمعیتی باید در راستای باروری، کاهش مرگ و میر، بهبود تغذیه، مدیریت مهاجرت، اشتغال، ازدواج و طلاق باشد، بنابراین هر جامعهای حتما باید سیاست جمعیتی داشته باشد. در ایران این سیاستها از سال ۱۳۴۶ شروع شد و از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ وضعیت اجرایی به خود گرفت، رویکرد این سیاستها هم بیشتر کنترل موالید بود. در دهه اول انقلاب ما تقریباً هیچ سیاست جمعیتی نداشتیم بنابراین باروری در کشور افزایش پیدا کرد، از سال ۶۸ به بعد مجدد سیاست کنترل موالید اعمل شد، اما از سال ۱۳۹۰ به بعد سیاستهای کنترل موالید کنار گذاشته شد و سیاستهای تشویقی باروری در دستور کار قرار گرفت. درهمین راستا سال ۱۳۹۳ ابلاغیه ۱۴ مادهای از طریق مقام رهبری مطرح شد که بسیار سیاستهای مناسبی است چراکه همه جنبههای جمعیتی از قبیل باروری، خانواده، مرگومیر، مهاجرت، اشتغال، سرمایهگذاری دران وجود دارد، اما از سال ۱۳۹۳ که ابلاغ شد تا حالا اجرا نشده است.
*پس قانون جوانی جمعیت ذیل همین ابلاغیه است؟
فقط ذیل یک بند ابلاغیه است، آنهم بندی که مربوط به فرزندآوری میشود. قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده بیشتر در راستای ازدواج و فرزندآورری است.
*آیا موفق هم بوده است؟
این قانون از حیث حمایت از سلامت مادر و کودک قانون خوبی است، اما با موادی که دارد نمیتواند به هدف اصلی خود یعنی افزایش ازدواج و بارآوری تاثیر مثبت بگذارد. این قانون بار مالیِ زیادی دارد مانند دادن وام بعد از تولد فرزندان یا در مواردی دادن زمین و امتیاز ثبتنام خودرو، اینها همگی مواردی هستند که برای دولتها بار مالی دارد و آنها معمولاً از اجرای آن شانه خالی میکنند، از طرفی با این تورمی که وجود دارد ارزش وامهایی که پیشبینی شده امروز کم شده است و ارزشی ندارد.
منبع خبر «خبرگزاری امین» است و پایگاه خبری _تحلیلی امین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد ( 421376 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره 09141143384 پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری _تحلیلی امین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.