پایان امید در مجلس!

روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/ روزنامه نگار

انگار همین دیروز بود، دو سالی از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی کاندیدای تدبیر و امید در آزمون پاستور گذشته بود و علی رغم رد صلاحیت تیم ملی اصلاح طلبان، باز نیمچه امیدی به لیست امید و فراکسیون برآمده از آن می رفت.
مجلس دهم با فراکسیون امید و با امیدهای بسیار برای بازگشت مجلس به راس امور، کار خود را آغاز کرد، اما در همان ابتدای کار امیدها با ریاست لاریجانی و کارشکنی فراکسیون در رای به عارف کم رنگ شد.
چالش های آغاز مجلس به داستان ریاست لاریجانی و غش کردن فراکسیون امید به سمت او خلاصه نشد و داستان عکس های شخصی مینو خالقی نماینده اصفهان و انتشار آن در فضای مجازی بر میزان حواشی و چالش های پیش روی مجلس و سایر نهادها من جمله شورای نگهبان افزود.
نمایندگان، اعتقادی به نظارت شورای نگهبان در دوران بعد از انتخاب نداشتند و این موضوع به چالشی داغ میان دو نهاد تبدیل گردید.
بررسی حساب های مالی دستگاه قضایی و دستور بازداشت شبانه محمود صادقی نماینده تهران پیش آمد و فراکسیون امید و البته لاریجانی دم فرو بست و در بررسی صلاحیت وزرای کابینه هم یا سیاست وکیل الدولگی پیش گرفته شد و یا رویکرد مغرضانه، خصوصا در تایید صلاحیت وزرای علوم، تا نهایتا حسن روحانی به گزینه ۲۱ به تعبیر خود اکتفا نماید.
حوادث دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ هم از دیگر مواردی بود که سروصدا کرد و باز مجلس رویکردی انفعالی از خود نشان داد و به قول مطهری با تلاش لاریجانی هم قضیه پرسش از رییس جمهور و قانع نشدن نمایندگان به بایگانی تاریخ رفت و هم استیضاح وزیرکشور!
عارف آرام ترین و ساکت ترین نماینده مجلس در این دوره نام گرفت و همه چهار سال را در غم از دست دادن کرسی ریاست عزادار بود.
همه این انتقادات وارد بود و نمی توان از در حاشا درآمد! اما با همه آنچه رخ داد و با وجود همه گلایه ها، باز مجلس دهم را نمی توان حتی در مقام مقایسه با مجالس دو دوره قبل ترش یکی پنداشت.
همین یک افتخار که مجلس دهم شیرمردانی چون مطهری و صادقی و شیرزنانی چون پروانه سلحشور داشت، برای کسب نمره قبولی اکتفا می کند. بی انصافی است که قدرت و توان نمایندگی امثال سلحشور را به اندازه یک فراکسیون ندانیم.
بی شک جای خالی او و امثالهم در مجلس یازدهم و در راستای بازگرداندن مجلس به جایگاه واقعی خود به شکل شگرفی احساس خواهد شد.
با وجود همه محذوراتی که وجود داشت و علی رغم وجود جلساتی مانند سران قوا و مجمع تشخیص باز تا جایی که مقدور بود، برخی از پا ننشستند و تا آخرین لحظه تمام همت شان بر آن استوار بود که مجلس در راس امور باشد.
در داستان شبیخون بنزینی دولت، مجلس توپ را به زمین دولت انداخت و فرافکنی کرد، اما نباید فراموش کرد که این تصمیم مافوق مجلس تصویب شد و با وجود آن که اصولگرایان و بخش تندرو آن برای وداع لاریجانی سور و سات راه انداختند اما در مواردی من جمله همین موضوع این او بود که نتوانست از شان و جایگاه مجلس دفاع نماید و به جای همه تصمیم گرفت.
پایان داستان کلاس دهمی ها کمی تا قسمتی با بی مهری و بی انصافی همراه بود و بایستی منتظر ماند و دید کسانی که در انتقاد از فراکسیون امید و برنامه مجلس روز و شب نمی شناختند چنین رویکردی را در قبال یازدهمی ها نیز خواهند داشت یا مصالح جناحی بر سایر امور سایه خواهد افکند.