مزه خبر خوب  را فراموش کرده ایم

#روزنامه امین
#سرمقاله
✅مزه خبر خوب را فراموش کرده ایم
📝وحید خدادادی
به صفحه حوادث روزنامه خاورمیانه (همان ایران خودمان) سری می‌زنم، خصوصیت بارز این بخش به آن است که معمولا هر ماه یک خبر مهم و دردناک داریم که خوراک خبری بشود! سقوط هواپیما و وداع با ۶۵ هم وطن! به همین سادگی! مسیر صعب العبور و وضعیت آب و هوا به گونه ای است که عملیات یافتن لاشه به کندی پیش می رود!
این ادبیات چقدر به نظرم آشناست! آری یادم افتاد عین همین جملات را در حوادث قبلی هم شنیده بودیم! شدت آتش به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(پلاسکو)، شدت انفجار به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(معدن یورت)، دمای حرارت به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(سانچی) و امروز رسیده ایم به دنا و این که منطقه ی سقوط هواپیما به حدی صعب العبور است که امکان امداد رسانی نیست(هواپیمای یاسوج)!
ما این روزها سقف انتظارات مان را به شدت پایین آورده ایم! همین چند روز پیش که با برف ۲۰ سانتی، پایتخت قفل شد! حساب کار دستمان آمد! در میان همه این بدبختی ها یک بار هم نشنیدیم که مدیری بگوید امکانات کم است، مدیریت ما ضعیف بود! استعفا! و خداحافظ! اعلام عزای عمومی و عرض تسلیت به مردم و بازماندگان هم کلیشه ای شده است!
خوب به خاطر داریم که بعد از برجام زمانی که دولت قرارداد خرید ۱۴۰ فروند هواپیمای مسافربری را بست، همین هایی که امروز رگ مسئولیت شناسی شان در قبال این حادثه وحشتناک بیرون زده، با تیتر فرود تحقیرآمیز به استقبال این موضوع رفتند و از حیف و میل بیت‌المال گله‌ها کردند! امروز که هواپیمایی سقوط کرده، دولت متهم به کم کاری شده است! کلا فاز این عزیزان معلوم نیست! صفحه شخصی برخی از این آقایان نگران که همه تیپ آدمی هم در بین شان وجود دارد، پر از پست‌هایی مبنی بر استیضاح آخوندی است! همانی که تا دیروز متهم به خرید هواپیمای نو بود! فردای پلاسکو هر کسی از قالیباف انتقاد کرد متهم به بهره برداری سیاسی شد!
امروز الحمدلله همه از سر دلسوزی برای کشور به آخوندی حمله می کنند! داستانی تکراری به نام منافع شخصی و جناحی! آنچه در این میان گم است، اهمیت جان شهروندان است! بگذریم، مطالبی از این قبیل را آنقدر ما گفتیم و آنها نشنیدند که باز تکراری شده است.
آری بگذریم، اما انصافا ریسک حیات در ایران به شدت بالا رفته است! شهادت مرزبانان، حادثه پلاسکو، زلزله کرمانشاه، سانچی، سقوط هواپیما، تصادف قطار، سیل آذربایجان! همین یک خط برای پر کردن دهه ای از تاریخ پر مشقت یک ملت کافی است!
چقدر سهم ما از سوگ ملی زیاد است! برای ما که هنوز پیکر شهدای سانچی را تحویل نگرفته ایم! چرا این کابوس های بیداری تمام نمی شود!؟ مهران فر خوب نوشته بود، یکی استعفا بده الکی! دل خوش باشیم، حالا بعدا یواشکی جایی دیگر دوباره رییس بشود! چه اشکالی دارد!؟ ما یازده راند از بازی سرنوشت ورژن ۹۶ را به سلامت گذراندیم! حال در راند پایانی هستیم و عموما آخرین مرحله سخت تر از مراحل بعدی است! به جرات می توانیم بعدها برای فرزندانمان تعریف کنیم که ما بازماندگان سال ۹۶ هستیم! البته اگر بتوانیم مرحله دوازدهم را به سلامت عبور کنیم! اما توصیه ای که می شود این روزها به همه شهروندان داشت! حال عزیزان مان را زود زود جویا شویم، انصافا زنده ماندن در این گربه همیشه سیاه شانس بالایی می طلبد! آن قدر با انواع و اقسام اخبار حوادث تلخ عجین شده ایم که کلا مزه خبر خوب را فراموش کرده ایم!نهایتا این واقعه ناگوار را به پیشگاه ملت شریف و داغدیده تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان صبر مسئلت داریم.