جا مانده از سیمرغ!

#روزنامه امین
#سرمقاله
*️⃣جا مانده از سیمرغ!
📝وحید خدادادی
مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر شامگاه یکشنبه در برج میلاد تهران برگزار شد و البته حواشی خاص خود را داشت. دو نکته جالب در میان این حواشی بیشتر به چشم آمد واظهار نظرهای متفاوت در مورد آن ها زمینه ای شد برای طرح و پرداختن به آن. مطلب کلیشه ای اول که مربوط به پوشش زنده این مراسم از طرف صداوسیما بود. این رسانه در ادامه رفتارهای خسته کننده و توهین آمیز مراسم فوق را به نوعی پوشش داد که انگار بانویی در سالن مراسم حضور ندارد!
این همانی است که چند روز پیش هم در همین ستون به آن اشاره شد، یعنی تفکر برخی در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب و هم زمان با ۲۲ بهمن و سالگرد پیروزی همچنان شبیه رفتارهای بچه لج بازی است که عمدا می خواهد اطرافیانش را اذیت کند! البته ناگفته نماند که همین رسانه چند ساعت قبل پوشش هایی به مراتب منشوری را به تصویر کشید و نشان داد که سیاست های این رسانه میلی است و به فراخور منویات خود امور پخش را پیش می برد!
از سویی نوع پوشش تصویری این مراسم در شبکه های مختلف با هم تفاوت داشت! یعنی چیزی که به عنوان مثال برای داخل پخش می‌شد با مراسمی که برای نمونه در آی فیلم عربی به تصویر کشیده شد، کمی تا قسمتی ابری بود! سوتی رشید پور مجری پر کار این روزهای سازمان هم در اعلام زمان دقیق نشان داد که ما اقلا طبق گفته رشیدی مراسم با دو دقیقه تاخیر، آنلاین! تماشا می کنیم. در واقع معنا و مفهوم پخش زنده را هم به مدد عزیزان رسانه ملی فهمیدیم!
البته می شد با دعوت از تماشاچی والیبال بانوان این مشکل را به این طریق حل نمود که هر زمان دوربین اراده به تصویر کشیدن بازیگران زن را داشت، چهره این بزرگوار را نشان بدهند! البته یادی کنیم از مجری مراسم که تقریبا این روزها همه جا هست!
مطلب بعدی و حائز اهمیت در مورد جشنواره امسال و مراسم اختتامیه، افاضاتی بود که کارگردان به وقت شام، انجام دادند. از خیلی وقت ها پیش این چهره شناخته شده فیلم هایی با هزینه های گزاف می سازند، بهترین شرایط اکران را هم همین بزرگوار در اختیار دارد، به قول خودش هر سال روی صحنه است و جوایز را درو می کند، اما باز طلبکار است و از تلویزیون (همانی که فیلم های حاتمی کیا را یک در میان پخش می کند) به خدا شکایت می برد!
یعنی داوران جشنواره فیلم فجر اساسا باید هر سال سیمرغی برای این کارگردان کنار بگذارند و اگر احیانا چنین نشود شاکی می‌شود. ادبیات وی هنگام دریافت سیمرغ در شان کارگردانی همچون حاتمی کیا نبود، توانایی و آثار ارزشمندش غیر قابل کتمان است و ما با سختی های جنگ با “از کرخه تا راین” آشنا شدیم. اما اقلا صداوسیما در حق هر کسی کم لطفی کرده باشد، استثنا در مورد این کارگردان سنگ تمام گذاشته و بر کسی پوشیده نیست که کارگردان سوگلی این رسانه است. حاتمی کیای عزیز باید اجازه دهد تا چهره های جوان تر و با استعداد تر هم فرصت ارائه توانایی های خود را داشته باشند، و جشنواره در حاتمی کیا خلاصه نشود. چنان از زمین و زمان شکایت کرد که اگر کسی با تاریخ سینمای انقلاب آشنا نبود پیش خود فکر می کرد که بزرگترین جنایت تاریخ هنر در حق وی صورت گرفته است. این که همیشه من باشم و من سیمرغ بگیرم، برای کارگردانی در قواره حاتمی کیا شایسته نیست. از طرفی ایشان امسال هم بدون سیمرغ نماند، برخی با ملاحظه جایگاه وی یک حق ویژه در نظر گرفتند و سریعا سیمرغی یهویی به جمع سیمرغ ها اضافه شد، با در نظر گرفتن جایگاه همین کارگردان بود که سیمرغ امسال سی و یک مرغ شد! در هیچ بخشی کاندیدای اصلی نبود و باز سیمرغ بهترین کارگردانی را گرفت! هر چه بود تمام شد، اما آنچه ما دیدیدم ابراهیمی نبود که سینمای ایران می شناخت، البته برخی آن قدر عزیز دل شده اند که تحمل کوچکترین کم توجهی را ندارند، لوس شدن واژه غریبی برای این رفتار نیست!