من اگر  جای مسئولین بودم…

پادگان فروریخته، مدارس به تلی از آوار تبدیل شده، بیمارستان تازه تأسیس ویران شده، مسکن مهر، با بی‌ مهری از دم فروریخته. دیگر نمی‌شود به جایی اعتماد کرد که ایمن باشد.
هواشناسی اعلام کرده، دمای هوای کرمانشاه در شب به صفر درجه رسیده است! و توآن جا کودکانی یتیم، پدر و مادرانی بی‌فرزند، بی کاشانه، بی‌یاور می‌بینی که تمام شب را در سرمای سوزناک غرب به این امید سحر می کنند که شاید دل مسئولین به رحم آید! با نمایش ضعیفی که بخش مسکن در قبال حوادثی همچون زلزله از خود نشان داد باید به جامعه مهندسین و همه دوستان بساز و بنداز تبریک و دست ‌مریزاد گفت! قطع به یقین وضعیت مسکن سایر شهرها هم تفاوت چندانی با کرمانشاه ندارد و باید دست به دعا بود که در کلان‌شهرها چنین فاجعه‌ای رخ ندهد که از صدقه سر همین مهندسان و فعالان بخش مسکن باید یک فاجعه بشری را به انتظار نشست.
از اولین ساعات وقوع زلزله بخش عمده‌ای از مسئولان ذی‌ربط جز وزیر محترم مسکن (البته با توجه به اینکه این اتفاق ارتباطی به حیطه کاری ایشان نداشت!) بقیه مسئولان عازم کرمانشاه شده‌اند! برای همدردی! سیخی چند رفیق! همدردی من و تو در دمای صفر درجه به چه درد مردم بی پناه می‌خورد؟ برخی هم زحمت سفر را به جان نخریدند و در دفتر کارشان به یک اظهار همدردی بسنده کردند! نحوه توزیع اقلام مورد نیاز هم جای تأسف دارد! هر مسئولی هم که پشت تریبون قرار می‌گیرد به این جمله کلیشه‌ای بسنده می‌کند: همه چیز تحت کنترل است! نیست برادر من! همه چیز تحت کنترل نیست! شما زمانی می‌توانید از تحت کنترل بودن همه چیز سخن به میان آورید که شب‌ها کسی در آن سرمای طاقت فرسا بی‌پناه، بی چادر، بی پتو نباشد! که چنین نبود! بیایید قراری با هم بگذاریم! در مواقع بحران لطفاً کاری نکنید، کمک به آسیب دیدگان را به خود مردم بسپارید، به شما اطمینان می‌دهیم اگر بهتر از شما امدادرسانی نکنند، کمتر از شما نخواهند کرد.
مصداق ادعای ما هزارو یک اتفاقی است که در این کشور بلاخیز افتاده و هر بار همین مردم بوده‌اند که سنگ تمام گذاشته‌اند. جنگ را همین مردم مدیریت کردند، در واقعه زلزله ورزقان صف خودروهای شخصی که برای کمک به آسیب دیدگان عازم شده بودند کیلومترها ترافیک داشت! صف‌های دیروز اهدا خون را ببینید، خوب تماشا کنید، برای حضور این مردم در مناطق زلزله‌زده نیازی هم به بنر خیر مقدم نیست! خودرو ضد گلوله، محافظ شخصی، بگیروببند هم نمی‌خواهد!
به جای کمک به آسیب دیدگان هر سازمان فقط شماره حساب می‌دهد! تکلیف بودجه‌های هنگفتی هم که سالانه اخذ می‌کنند مشخص نیست! هست چرا دروغ! قرار است با این بودجه حقوق‌های نجومی را پرداخت کنند!
من اگر جای مسئولین بودم، شب را با همین مردم سپری می‌کردم، نترسید اتفاق خاصی نمی‌افتد! به دریا رفته می‌داند مصیبت‌های طوفان را!
من اگر جای مسئولین بودم ردای علی بر تن چادر به چادر، روستا به روستا و محله به محله به مردم داغدار سر می‌زدم، بایستی من بیدار می‌ماندم تا آن‌ها به این امید که مسئولشان بیدار است راحت بخوابند!
من اگر از مسئولین بودم در بازدید از مناطق فوق از خودروی شخصی پیاده می‌شدم، اطمینان داشتم مردم آسیب دیده ای که اطرافم را گرفته‌اند بیماری واگیردار ندارند، سو قصد جان من هم نکرده‌اند، این‌ها برای استمداد آمده‌اند! جان من به درد این‌ها نمی‌خورد مدیریت من است که به کارشان می‌آید. این‌ها جان مرا نمی‌خواهند، چادر و پتوی مرا می‌خواهند!
من اگر جای مسئولان بودم و فردی برای خودشیرینی بنر خوشامدگویی نصب می‌کرد عذرش را از دستگاه دولتی می‌خواستم!
شنیدم نوعروس بجنوردی تمام جهیزیه خود را به زلزله‌زدگان اهدا کرده است! من اگر جای مسئولین بودم نمی‌توانستم از دست سرکوفت‌های وجدانم برآیم!
من اگر جای مسئولان بودم! خدا را چه دیدی، شاید من هم یکی می‌شدم مثل این‌ها! از دفتر کارم پیام تسلیت می‌فرستادم. کاش بلایای طبیعی اقلاً در مناطقی از دنیا رخ بدهد که مسئولش خواب نماند! زلزله این مردم را نکشد سو مدیریت‌ها و ضعف در کمک‌رسانی خواهد کشت!
وحید خدادادی