خاورمیانه تب دارد!

اتفاقات بی سابقه و غافلگیر کننده این روزهای خاورمیانه عجیب و نگران کننده است.
در طول قرن اخیر این منطقه عمدتاً به دلیل منابع سرشار زیرزمینی و داشتن حاکمانی دیکتاتور آبستن حوادث بوده و هر دم از باغ آن بری می‌رسید.
زمانی ایران خود را به عنوان ژاندارم منطقه نشان می‌داد و به‌عنوان بزرگ‌ترین متحد ایالات متحده آمریکا عرض‌اندام می‌کرد و بعدها صدام این منطقه را عرصه تاخت‌وتاز خود تلقی کرد و با حضور نظامی قدرت‌های بزرگ در منطقه و بالأخص خلیج‌فارس شرایط آن حساس‌تر و پیچیده‌تر شد. امروز هم که جوان جویای نام سعودی به بهانه‌های مختلف این منطقه را در شرایط ویژه قرار داده و همچون دزدان سر گردنه این روزها سر در هر پستویی می‌کند!
رئیس دولت یک‌ساله لبنان را به خاک خود فرامی‌خواند و مجبور به استعفا می‌نماید و اگر بخواهیم شنیده‌ها را هم جدی بگیریم بحث حصر او نیز مطرح است! محمود عباس را از فلسطین فرامی‌خواند و ملزم به عادی سازی روابط با اسراییل می‌نماید! همچنین شنیده می شود که منصور هادی هم وضعیت مشابهی همچون حریری دارد!
عربستان که این روزها میزبان دولتمردان مختلفی بوده، این میهمانی‌ها را جدی گرفته و به مدد میلیاردها دلار سلاحی که از روس‌ها و آمریکایی‌ها خریده، استنباطش این است که می‌تواند گربه‌رقصانی کند و این‌هایی هم که دست دوستی داده‌اند وفادارترین دوستان‌اند!
البته وضعیت داخلی این کشور هم شرایط آرامی را سپری نمی‌کند، بازداشت ده‌ها شاهزاده و سرمایه‌دار در چارچوب اصلاحات اقتصادی و نیز اجرای برخی امورات رایج در دنیا که در آن کشور ممنوع بوده است! موجبات انبساط یک‌باره اجتماعی را فراهم آورده و تحلیلگران معتقدند جامعه عربستان شاید این تغییرات ناگهانی را برنتابد و نهایتاً به نابودی کل سیستم منجر شود. سکوت علمای وهابی و سلفی هم درازمدت نخواهد بود و احتمال اعتراضات وسیع را نباید فراموش کرد.
هر چند کسانی که تاریخ تحولات نیم قرن اخیر در این منطقه را دنبال کرده‌اند خوب به یاد دارند که صدام هم قبل از حمله نظامی به ایران در سال ۵۹ اقدام به تسویه ارشدترین نفرات حزب بعث زد و به اتهامات واهی آنان را کنار گذاشت اما عمده دلیل صدام از این اقدامات نگرانی وی از اعتراضات داخلی نسبت به اقدامی نظامی بود که قصد داشت بعدها علیه ایران ترتیب دهد.
در همان ایام هم باز روس و آمریکا تجهیزات میلیاردی به عراق می‌فروختند و طرح دوستی ریخته بودند! تا منافعشان را در آینده تأمین کنند. که چنین نیز شد و اشتباه فوق استراتژیک صدام در حمله به کویت کافی بود تا ابرقدرتی همچون آمریکا امروز بر سر چاه‌های نفت این کشور کنگر بخورد و لنگر بیندازد.
شلیک موشک نیروهای یمنی به سمت فرودگاه بین‌المللی ریاض نیز مزید بر علت شده است که تکه پاره این موشک پیراهن عثمانی شود و دلیل بر ادامه رفتارهای نابهنجار! که از آن به اعلام جنگ رسمی تهران به ریاض تعبیر می‌کنند!
مبدأ تحولات اخیر، بن‌بست استقلال کردستان عراق بود، بعد از شکست در این پروژه این روزها بیروت از بیشترین پتانسیل برای آغاز یک تشنج جدید برخوردار است. عربستان به عنوان یک کارگردان از نوع فیلم هندی‌اش، پس از برچیده شدن بساط داعش مسئله کردستان را طراحی کرد و اکنون با کمک اسراییل سعی در ناآرام کردن اوضاع لبنان دارد. هرچند تلقی ظاهری همین است اما دخالت در لبنان قطعاً با واکنش حزب‌الله و متعاقب آن ایران همراه خواهد بود و عربستانی‌ها هم بر این موضوع واقف‌اند. البته این پایان کار نیست و انتخابات آتی پارلمان عراق هم شاید گزینه بعدی برای این تنش‌زایی باشد.
از سویی سفر ترامپ به شرق آسیا برای آرام کردن کره شمالی صرفاً بدین جهت صورت گرفته است که ترامپ بتواند تمام حواس خود را متوجه خاورمیانه نماید و در دو جبهه به نزاع نپردازد! هدف آمریکا از حل مسئله کره شمالی زوم کردن در خاورمیانه است! عربستان بسیار علاقه‌مند است که مشکلاتش با ایران را از دروازه آمریکا حل‌وفصل کند و اگر به این مهم دست نیابد چندان بی‌میل به تقابل مستقیم نیست! در این بین از سیاست یکی به نعل یکی به میخ روس‌ها هم نباید غافل بود!
مخلص کلام آن‌که احوال خاورمیانه ناخوشایند و تب‌دار است! در این وضعیت نابسامان سیاست خارجی ایران باید هوشمندانه و در راستای منافع ملی باشد! دستگاه سیاست خارجی بر این امر کاملاً واقف است و تاکنون بر اساس منطق حرکت کرده است اما شواهد نشان می‌دهد که روزها و ماه‌های آتی به ذکاوت بیشتری نیاز دارد.
در شطرنج خاورمیانه یک حرکت اشتباه می‌تواند کار را بسیار دشوار نماید. البته باید اصل هم‌صدایی در مورد مواضع رعایت شود و اشتباهات کیهانی تکرار نشود!