آیا توقع اصلاح طلبان  از روحانی نابجاست؟

چرخش های اخیر در گفتار و رفتار حسن روحانی، رئیس جمهور دوازدهم از مواضع انتخاباتی اش، باعث ایجاد شکاف تحلیلی میان حامیان انتخاباتی او شده و صدای عده ای از اصلاح طلبان را درآورده است.
در این بین عده ای در جواب اعتراضات جریان اصلاح طلب،آنها را متهم به قدرت طلبی یا سهم خواهی می کنند و برخی دیگر نصیحت می کنند که اصلاح طلبان نباید از روحانی عبور کنند!
از طرفی برخی دیگر نیز معتقدند اصلاح‌طلبان توقعات غیرواقعی از دولت و رییس آن دارند! آنان راهی جز رای دادن به روحانی نداشتند! اگر این کار را نمی‌کردند، مواجه با گزینه‌ای می‌شدند که امروز صدبار پشیمان بودند!
برای تحلیل این ادعاها لازم است فلش بکی به انتخابات ۹۲ بزنیم. وضعیت اصولگرایان در سایه اتفاقات ۸ سال گذشته به قدری فاجعه بار بود که اگر اصلاح طلبان یک ربات را هم برای انتخابات کاندیدا می کردند باز رای می آوردند.
مواضع روحانی هم در گذشته به گونه ای نبود که بشود او را در هیئت اصلاح طلبان دید! اگر عارف آن اقدام فداکارانه را در حمایت از روحانی انجام نمی داد در خوش بینانه ترین حالت روحانی مجبور بود با عارف در دور دوم رقابت کند و در این صورت قطعا اجماع نهایی اصلاح طلبان بر حول عارف تشکیل می شد و کفه موفقیت به سمت وی سنگینی می کرد، پس این ادعا که اصلاح طلبان راهی جز رای دادن به روحانی نداشتند ادعای صحیحی نیست.
حتی در ماراتن ۹۶ هم اگر بنا بود اصلاحات بر سر حمایت از روحانی به اجماع نرسد می توانست با معرفی گزینه ای صرفا اصلاح طلب از کارزار انتخابات سربلند بیرون آید. حتی اگر اصولگرایان در انتخاب کاندیداهای خود دقت بیشتری می کردند و به مهره های سوخته ای همچون قالیباف اعتماد نمی کردند، نتیجه به آن راحتی که روحانی می خواست پیش نمی رفت چه برسد به این که رقیبی از جریان اصلاحات داشته باشد.
موضوع بعدی ادعا بر سر نابجا بودن توقعات است. این که اصلاح طلبان انتظار داشته باشند که نجفی در راس مدیریت شهرداری پایتخت معاونان و نزدیکان قالیباف را بر مسند نگمارد توقع نابجایی است؟
که اگر چنین است اصلا چه لزومی به تغییر شهردار و برگزاری انتخابات است!؟ یا این که اصلاح طلبان توقع داشته باشند رییس جمهور برای انتخاب وزیر علوم یا کشور از در معامله وارد نشود و نهایتا به گزینه ۲۱ قانع نشود، توقع نابجایی است؟ اگر در مقطعی تاریخی در این کشور جبهه اصلاحات و در راس آن شخص آقای خاتمی سرمایه اجتماعی خود را در حمایت از دولت صرف کند اما حق نداشته باشد که از رئیس جمهور منتخب در قبال تصمیمات بودارش توضیح بخواهد، این اجحاف در حق اصلاحات نیست؟ ضمنا اصلاحات از روحانی خواسته است به شعارهای که خودش داده عمل کند و از او انتظار شق القمر ندارد.
زمان انتخابات که فرا می رسد کارگزاران از دم در گوشه ای آرام می گیرند و هزینه انتخابات در کف خیابان ها بر دوش جوانان اصلاح طلب است و فعالان سیاسی اصلاح طلب در مدت تبلیغات انتخاباتی از این شهر به آن شهر در دور افتاده ترین مناطق این کشور خطابه حمایت از دولت می خوانند و امثال محمد رضا خاتمی، عارف، رمضان زاده و … ندای حمایت از روحانی در شهرها سر میدهند و در مقابل برخی در ماه عسل تشریف دارند! راستی اگر شما دو خط در حمایت از روحانی در همین ایام از امثال واعظی، نوبخت، نهاوندیان و قس علی هذا دیده اید! ما هم دیده ایم. اما زمان اهدای پست که فرا می رسد اصلاح طلبان متهم به سهم خواهی می شوند! اما کارگزاران و اصولگرایان پست های بالا را ارثیه اجدادی خود می دانند و این سهم خواهی در مورد آنان مصداق ندارد! هدف از تحریر یادداشت های این چنینی به هیچ وجه تخریب دولت یا به تقابل کشیدن اصلاحات و اعتدال نیست! و چنین برداشتی از این مقال مذموم است، اما این که اصلاحات سکوت پیشه کند تا نهایتا در ۱۴۰۰ بر سر امثال لاریجانی ائتلاف شود، این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست.
شهردار تهران، رئیس شورای شهر و مجموعه دولت یازدهم و دوازدهم از وزرا گرفته تا آبدارچی نهاد ریاست جمهوری یا کارگزارند یا اصولگرایی که بسته به شرایط حال معتدل شده اند! اینجا کسی از اصلاح طلبان آنان را به سهم خواهی متهم نمی کند اما همین که اصلاح طلبی بر نحوه چیدمان وزرا و رفتارهای رئیس جمهور انتقاد کوچکی داشته باشد هر کسی به خود حق می دهد که او را به سهم خواهی متهم کند.
اصلاحات بر سر حمایت تمام و کمال از روحانی خواهد ماند و او را در این عرصه پر فراز و نشیب تنها نخواهد گذاشت اما این که برخی فکر کنند ائتلاف با اعتدال الی الابد ولاتغییر است و در ۱۴۰۰ هم وضع همین خواهد بود باید بگوییم متاسفیم دیر آمدید، تمام شد!
وحید خدادادی