امیدها  هنوز زنده است!

یکی از موضوعات جالبی که در قالب نمایشگاه مطبوعات، امسال در تهران به چشم می‌خورد نظرسنجی‌های بود که اهالی رسانه انجام می‌دادند. امروز حقوق شهروندی زنان در کدام کشور بیشتر است؟ ایران یا عربستان! این سؤال نمونه‌ای از این نظرسنجی‌ها بود که البته بخش عمده‌ای از شرکت‌کنندگان در آن را زنان تشکیل می‌دادند و رقابت نفس‌گیری میان دو کشور وجود داشت و نهایتاً این ایران بود که گوی رقابت را برد و پیروز نظرسنجی فوق گردید. این نظرسنجی نشان داد علی‌رغم اتفاقات مبارکی که در حوزه حقوق شهروندی زنان در عربستان در این دو ماه گذشته رخ‌داده است باز شهروندان ایرانی را قانع نکرده و هنوز معتقدند میزان آزادی‌های مدنی زنان ایرانی بسیار بیشتر از زنان سعودی است.
نظرسنجی دیگری که در واقع گل سر سبد نظرخواهی مردمی بود مربوط به انتخابات ریاست جمهوری امسال می‌شد، سؤال واضح و میزان مشارکت مردمی هم قابل توجه بود و البته نتیجه آن دور از انتظار می‌نمود. مضمون سؤال نظرسنجی بدین ترتیب بود: اگر امروز دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود، منتخب شما کیست؟ حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، مصطفی هاشمی طبا و نهایتاً میر سلیم؟
در طول چند روزه حضور در این نمایشگاه به دقت مناظره فوق را از نزدیک دنبال می‌کردم و اتفاقاً از کسانی که زیر نام روحانی تائید مجدد می‌زدند را دنبال می‌کردم و گاه از آنان دلیل این انتخاب را جویا می‌شدم. نهایتاً حسن روحانی باز رئیس‌جمهور منتخب بود و البته آرای رئیسی ریزش قابل ملاحظه‌ای داشت.
شعارهای انتخاباتی حسن روحانی و البته سخنرانی‌هایش در قالب سفرهای استانی بذر امید در دل شهروندان ایرانی کاشت! و همین موضوع از دلایل اساسی حماسه ۲۹ اردیبهشت بود. با وجود جو مسموم و سیاست “طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد” حتی تا آخرین لحظات هم نگرانی‌هایی در مورد نتیجه انتخابات وجود داشت آخر سر زور این کاندیدای حقوقدان بر سایرین چربید و علی برکت الله پیروز ماراتن طاقت‌فرسای انتخابات گردید. عمده اتفاقات سی‌ام اردیبهشت به این‌سو در راستای اهداف و شعارهای انتخاباتی رئیس دولت نبود! نه کابینه دوازدهم توانست انتظارات را برآورده کند و نه برخی قول و قرارهای سیاسی جامه عمل پوشید! همین شرایط باعث گردید که موجی از انتقادها حواله دولت شود و همین حالا هم فعالان سیاسی، رسانه‌های اصلاح‌طلب و عموم بدنه سبد رای روحانی انتقادات تند و بجایی نسبت به عملکرد دولت دارند، شعارهای انتخاباتی و عمل تناسب چندانی با هم ندارند و مطالبات بی پاسخ مانده است. فشار روزافزون اقتصادی هم که بر پیکره قشر متوسط و ضعیف جامعه سنگینی می‌کند قوز بالای قوز است و بر میزان اعتراضات افزوده است. نگارنده نیز در همین ستون بارها به سبب رفتارهای ضدونقیض رئیس‌جمهور بر وی شماتت ها کرده‌ام اما داستان انتقاد ما از رئیس‌جمهور همان است که گفت: “زان یار دلنوازم شکری است با شکایت” نه این که شکایتی نباشد اما تفاوت هاست میان یار ما با…!
با وجود همه این اتفاقات باز امیدها زنده است! باز منتخب این مردم حسن روحانی است! و باز کفه اعتماد مردم به سمت شیخ حسن سنگینی می‌کند! چرایی این اتفاق هم برای اصولگرایان آموزنده است و هم باید مورد توجه شخص رئیس‌جمهور قرار گیرد.
روحانی به هزار و یک دلیل از سایر کاندیداها برای کسوت ریاست جمهوری ارجح‌تر است، نکته قالب توجه برای اصولگرایان همین است، اصلاحات با تمام معایبی که دارد باز موجه‌تر از جریان اصولگرایی است و هنوز شهروندان علی‌رغم همه خلف وعده‌ها باز با او بیعت نشکسته‌اند! و منویات اصولگرایان جایگاهی در اندیشه‌های مدرن امروز ندارد و حتی رکود کمرشکن هم باعث نشده تا مردم به سمت آنان غش کنند!
از سویی روحانی هم این بیعت را به فال نیک بگیرد! این مردم او را رئیس‌جمهور منتخب خود می‌دانند علی‌رغم همه بدعهدی‌هایش! چه زیبا بود و خواهد بود اگر سیاست‌های جنابشان در راستای مطالبات مردم باشد! وقتی مردم تا این اندازه برای شما سنگ تمام می‌گذارند، لطفاً شما هم وعده های خود را از یاد نبر! جای دوری نمی‌رود!
وحید خدادادی