پورحسن: احزاب ما با بحران اخلاقی روبرو هستند

* وحید خدادادی-سرویس سیاسی: دقیقه نود مهر تایید صلاحیت خورد و در لیست امید برای انتخابات شورای شهر تبریز قرار گرفت اما در رقابت های انتخاباتی با اختلاف کمتر از ۳۰۰رای با آخرین عضو علی البدل در رده ۲۲ قرار گرفت و نتوانست به عمارت شهرداری راه یابد. با او در مورد اتفاقات اخیر شورا و موضوع انتخاب شهردار به گفتگو نشستیم، انتقادات بعضا تندی نسبت به جریانات اخیر داشت و صمیمانه آن ها را مطرح کرد. گفتگوی روزنامه امین را با محمد پور حسن در ادامه می خوانید:

با توجه به اینکه خود حضرتعالی هم در لیست امید اصلاح طلبان قرار داشتید بفرمایید روند انتخاب اعضای لیست امید را چگونه ارزیابی می کنید و دلیل تغییرات پیاپی لیست در آخرین لحظات از چه باب بود؟
-برای این که بخواهیم لیست امید را بررسی کنیم، ابتدا چگونگی تشکیل شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان را بررسی کنیم و بپرسیم ، نحوه شکل گیری این شورا به چه ترتیب بود؟
این شورا اسما احزاب، گروه های سیاسی و اشخاص حقیقی اصلاح طلب بودند که در یک مقطع زمانی با توجه به سیاست گذاری و حمایت آقای خاتمی و مشاوران ایشان تصمیم گرفتند در قالب گروه و احزاب اصلاح طلب تشکل یابی کنند و این گروه شورای هماهنگی اصلاح طلبان نام گرفت.
در اینجا قبل از این که به سوال شما پاسخ بدهم به یک نکته اشاره می کنم. واقعیت بحث آن است که در استان آذربایجان شرقی موضوعاتی مثل تشکیل شورای هماهنگی اصلاح طلبان به درستی مورد بررسی قرار نگرفته است. همین امر باعث شده است تحلیل مسایل سیاسی استان به صورت ناقص صورت بگیرد.
به نظر می رسد ذات تشکیل شورای هماهنگی با ابتکار و حمایت آقای خاتمی درست بوده است. ولی تجویز نسخه ای واحد برای سراسر کشور به نظر صحیح نیست. بی توجهی به همین امر به پاشنه آشیل اصلاح طلبان در طول سالهای مختلف تبدیل شده است. وقتی به اوایل تشکیل شورای هماهنگی بر می گردیم می بینیم برخی از افرادی که در آن زمان مبادرت به تشکیل شورای هماهنگی کردند واجد خصوصیاتی که ما در بطن جریان اصلاح طلبی دیده ایم، نبودند و جالب است برخی از افرادی که در آن زمان مبادرت به راه اندازی شورای هماهنگی اصلاح طلبان کردند در ادوار مختلف نسبت به آقای خاتمی و مشی سیاسی و اصلاح طلبی ایشان منتقد بودند و در ترکیب تیم رقبای آقای خاتمی حضور داشتند. به هر حال نقد های مختلفی در خصوص شورای اصلاح طلبان وجود دارد. و در پاسخ به سوال شما این نکات به نظر من اهمیت دادرد: اولا برخی از احزابی که در شورای اصلاح طلبان استان وجود دارند اسما نام حزب را یدک می کشند! و هیچ دفتر و تشکیلاتی ندارند و صرفا در تهران به نام حزب تایید شده اند و در تبریز فاقد عده و عده هستند.
بجز معدودی که تعدادشان حتی به اندازه انگشتان یک دست هم نمی شود، عملا نمی توان بقیه احزابی را در شورای اصلاح طلبان عضو هستند و حق رای دارند حزب بماهو حزب نامید!
برخی از احزاب هم در ردیف احزاب فصلی هستند، صرفا در موسم انتخابات فعال می شوند! برخی از افراد هم هستند که با چند تشکل و حزب همزمان همکاری می کنند!
از آسیب های دیگر این حوزه احزاب تک نفره هستند! علی رغم اینکه شورای استانی ندارند و از کمترین شرایط تشکیلاتی برخوردار هستند، به جهت فعالیت فردی تاثیر گذاری بیشتری نسبت به دیگر احزاب دارند. در همین انتخابات اخیر شورای شهر نیز و تشکیل شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان بیشترین تاثیر گذاری ها را همین افراد و احزاب داشتند!
مورد بعدی شخصیت های سیاسی استان هستند! بعضا افرادی در شورای هماهنگی مطرح شدند و در قالب شورای اصلاح طلبان امروز تاثیر گذارند که عضو هیچ حزب و تشکیلاتی نیستند! و صرفا سبقه سیاسی شان باعث حضور آن ها در شورا است. در کل مجموعه شورای اصلاح طلبان مجموعه ای متکثر و معیوب است و نیاز به باز تعریف و بازسازی دارد و نمی توان از آن به تعریف درست رسید.
در بحث شورای شهر این سه طیف یعنی احزاب به نسبت متشکل، احزاب تک نفره و شخصیت های سیاسی لیستی بنام لیست امید تشکیل دادند. در این لیست همانطور که همه شاهد بودیم نقش احزاب تک نفره و شخصیت های سیاسی بی حزب بسیار به چشم آمد. احزاب تک نفره با توجه به این که واجد هیچ گونه تشکلیات رسمی نیستند نتیجتا برای تصمیمات خود هم به کسی پاسخگو نخواهند بود و عمدتا تصمیمات آنها شخصی است.
اجمالا می توان گفت: لیست امید محصول لابی ها و نفوذ و نقش اساسی احزاب فصلی و تک نفره ای بوده است که به طور مختصر تعریفی از آنها ارایه شد.

احزاب تک نفره در تحلیل شما برجستگی دارد، این اهمیت و برجستگی را یک مقدار توضیح دهید.
-آنها در کوران معرفی افراد به شورای اصلاح طلبان نفراتی معرفی کرده بودند که شناختی از آنها وجود نداشت. و در هیچ انتخابات و تشکل سیاسی در جرگه اصلاحات دیده نشده بودند. و همین افراد نهایتا در لیست قرار گرفتند و بخشی از آن ها به شورا راه یافتند.

لطفا به تغییرات پیاپی لیست امید در شورای شهر هم بپردازید.
-بخشی از تغییرات متمادی سوای مسایلی که عرض شد و بعضا مورد اعتراض برخی از اصلاح طلبان واقع می شد مربوط به بحث رد صلاحیت ها بود. علی رغم این که پیش بینی می شد با توجه به حضور دولت و مجلس فعلی فضای بررسی صلاحیت ها نسبت به گذشته تلطیف شود اما همگان شاهد بودیم که دقیقا در استان ما طیف مخالف این مهم را در دست داشت! و نمایندگان همین افراد بر مسند هیات های اجرایی تکیه زدند! و افراد را قلع و قمع کردند و امکان رقابت عادلانه سلب شد. همین موضوع باعث شد در مرحله ی ثبت نام اصلاح طلبان اصیل وارد صحنه نشوند و دیگرانی همچون بنده و برخی از دوستان بعد از سپری شدن ۲ روز از تبلیغات انتخابات تایید صلاحیت شویم.
باید اشاره کنم در تبریز انسان های بزرگی زندگی می کنند که می توانستند در صحنه انتخابات مجلس و شورای شهر حضور داشته باشند این افراد به دلیل وجود ذهنیت حذفی و رویه نهادهای بررسی کننده صلاحیت در انتخابات ثبت نام نمی کنند و با عدم حضور این افراد عده ای فرصت طلب که حس می کردند در این دوره لیست رای خواهد داشت با توسل به شیوه های درست و نادرست خود را در بین اعضای لیست امید جای دادند! و همین عدم حضور اصلاح طلبان راستین باعث شد تا این افراد برای حضور در لیست سرو دست بشکنند و برای مصاحبه صف بکشند.

شورای اصلاح طلبان را مجموعه ای معیوب توصیف کردید، مصداقا تعدادی از این معایب را نام ببرید؟
برای پاسخ روشن به سوال شما ابتدا مقدمه ای مختصر مطرح می کنم. در جامعه مترقی و مدرن چند حزب باید فعال باشد؟ امروز شاهدیم که در سایت وزارت کشور بیش از ۲۰۰ حزب به ثبت رسیده است در صورتی که در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد. در کشورهای دموکراتیک طیف بندی انجام شده، و در داخل این طیف ها مسائل و مواضع سیاسی روشن می شود. در کشور ما شرایط به گونه ای دگر پیش رفته است. افرادی که در حزب هستند تا با فردی اختلاف عقیده پیدا می کنند از حزب جدا می شوند و خود اقدام به تشکیل حزب می نمایند. نحوه ثبت و فعالیت احزاب در ایران بی شباهت به نحوه ثبت شرکت های تجاری نیست! به ترتیبی که دیگر امروز مشی سیاسی، اقتصادی و … احزاب دیگر آنگونه که باید مشخص نیست و عملا نمی توان احزاب را بر اساس این موضوع از هم سوا کرد.
مطلب بعدی بحران اخلاقی است که فضای سیاسی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. شما ببینید تعهدات درون حزبی و درون شورایی به راحتی زیر پا گذاشته می شود! به راحتی آب خوردن. جالب تر آنکه افرادی که این میثاق نامه ها و تعهدات را زیر پا می گذارند عوام جامعه نیستند و از قضا از خواص هستند! در همین انتخابات شاهد بودیم که چقدر راحت میثاق نامه شورای اصلاح طلبان نادیده گرفته شد هم از طرف احزاب و هم از طرف شخصیت های سیاسی! حتی اگر بخشی از این تعهدات اجرا می شد مشکلات فعلی را نداشتیم.
برای نمونه می گویم، شما از ۱۳ نفر لیست امید نمی توانید یک عکس در کنار همدیگر در ایام انتخابات پیدا کنید ! یعنی این ۱۳ نفر هیچ گاه در کنار هم نبودند!
ذات و وظیفه شورای اصلاح طلبان ایجاب می کرد به وحدت و همگرایی لیست امید اقدام کنند. چون در سوال شما به مصداق آوردن نیز اشاره شده بنده چند نمونه عرض می کنم. البته قصد تعریض به احدی را ندارم. فقط از باب اصول اصلاح طلبی و تعهدات حقوقی و اخلاقی به این مصادیق اشاره می کنم.
چون خودم در لیست حضور داشتم به قطعییت اشاره می کنم، ما میثاق نامه ای را امضا کرده بودیم که حداقل از بار اخلاقی برخوردار بود این میثاق نامه اصلا به ما مجوز تبلیغ شخصی نمی داد! این میثاق نامه به ما اجازه نمی داد با هیچ گروهی ائتلاف کنیم. در صورتی که به غیر از بنده همه ۱۲ نفر دیگر با گروه های مختلف سیاسی و غیر سیاسی که عموما در فضای انتخاباتی با عناوین مختلف اعلام وجود می کنند، ائتلاف داشتند و جالبتر آنکه بعضا با نفرات جناح رقیب هم در یک لیست قرار می گرفتند. از لیست امید نفری داریم که با آقای بجانی انصار حزب الله در یک لیست قرار داشت!
نقص دیگری که به شورای هماهنگی اصلاح طلبان و تک تک لیست امید وارد است عدم ارایه یک برنامه مدون و علمی بود به نظر من انتخابات شورای شورای شهر میدان ارایه طرح و برنامه های شهری است. برای من جالب بود عموم افرادی که در صحنه رقابت های شورای شهر بودند برای حیف و میل اموال و کثیف کردن معابر عمومی مسابقه گذاشته بودند. این واقعا با ذات کاری که در شورای و شهرداری باید انجام می دادند مغایر بود.
متاسفانه سستی شورای اصلاح طلبان و فعالیت انفرادی به جای همدلی و همکاری برای موفقیت لیست شرایط به گونه ای پیش رفت که نفرات لیست امید با همدیگر به رقابت پرداختند به جای آنکه با لیست های دیگر رقابت کنند.

با علم به اینکه خود شما هم در این لیست حضور داشتید بفرمایید شرط حضور افراد در لیست امید چه بود؟ و آیا منتخبین حائز شرایط فوق بودند و به آن پایبند هستند؟
-طبیعتا باید اصلاح طلبان در ان حضور می داشتند. از اعضا خواسته شده بود نفراتی را معرفی کنند و بعدا افرادی که بیشترین رای از سوی اعضا داشتند در مصاحبه حضور یابند، و عمده موضوع مطروحه سوابق افراد بود. یعنی در سوابق آنها پاک دستی، خلق و خوی اصلاح طلبی، تحصیلات مرتبط داشته باشند! بررسی ها در درون این شاخص ها صورت گرفت.

عملکرد هشت نفر لیست امید را که به شورای شهر راه یافته اند در این مدتی که از عمر شورا گذشته است چطور ارزیابی می کنید؟
-اخبار و نتایج حاصله در این مدتی که از عمر شورا می گذرد نشان می دهد که هشت نفر همچنان که قبل از انتخابات بین ۱۳ نفر هماهنگی وجود نداشت! ناهماهنگ عمل کرده اند.
هیچ رابطه تشکیلاتی با هم ندارند! تعهداتی را که قبل از جلسات رسمی برقرار کرده بودند به طاق فراموشی می سپارند. بنده این موارد را از اخبار گرفته ام اگر این موارد صحت داشته باشد باید فکر عاجلی برای رفع این ناهماهنگی صورت بگیرد. تبعات این ناهماهنگی ها در آینده متوجه این دوستان و تفکر اصلاح طلبی خواهد شد.

عملکرد رییش شورای شهر را چگونه ارزیابی می کنید؟
-در مورد رئیس شورای شهر باید بگویم سوابق نمایندگی مجلس و عضویت در ادوار گذشته ی شورای شهر تبریز از دکتر اکبر نژاد ذهنیتی ایجاد کرده بود که ایشان با توجه به آن سوابق فرد ایده آلی برای ریاست شورای شهر تبریز خواهند بود. متاسفانه بعدها در کوران جریان انتخاب شهردار دیدیم که این ایشان آن گونه که ما در ذهن خود تصور می کردیم نبودند و تصمیمات خلق الساعه می گیرند و گاها آن اشراف مدیریتی که از ایشان انتظارهست را ندارد!

ارزیابی شما از روند انتخاب شهردار تبریز چیست؟
در تحلیل عملکرد چند ماهه شورای پنجم با شاخص انتخاب شهردارمی هم می توان به ارزیابی شورای پنجم شهر تبریز پرداخت.
واقعیت این است که اصلی ترین وظیفه شورا انتخاب شهردار است. دوستان ما از یک مسئله اساسی غفلت کرده اند، که با ذات عمل شورایی مخالف است. شورا باید بر اساس شاخصه هایی که قبلا تدوین کرده بود فردی را انتخاب می کرد و بعدا از او خواهش می کردند که این مسئولیت را قبول کند!
فرایند انتخاب شهردار دارای ایراد بود. اصلا چرا باید افراد امتحان پس داده مدیریت این شهر را بر عهده می گرفتند؟ وقتی مردم به تغییر رای داده اند لزومی برای معرفی افرادی که امتحان خود را در ادوار گذشته و در سمت های مختلف داده اند نیست.
فردی که در انتخابات اخیر عملا در جناح مقابل فعال بوده و به طنز گفته است من با اینکه در ستاد فلان کاندیدا بودم قلبم با روحانی بود! یعنی برخی از دوستان لیست امید قصد داشتند طیف فکری را که در انتخابات های اخیر شکست خورده و مردم روی آن ها نظری نداشته اند بر مسند امور بگذارند!
در خصوص شهردار به صورت جمله معترضه به این نکته هم اشاره می کنم. برخی می گویند شهردار نباید سیاسی باشد!
این جمله با توجه به ساخت اجتماعی جامعه ما به شدت برای عام مردم جذاب است. یعنی عموما تلقی از سیاست یک مفهوم جا نیفتاده و بر پایه رفتارهایی است که مردم از برخی سیاسیون در ذهن دارند . یعنی تلقی عمومی از سیاست مفهوم منفی آن و به اصطلاح سیاست بازی است.
افرادی که در مجامع شورایی و سیاسی چنین عقیده ای را مطرح می کنند دقیقا همان هایی هستند که سیاست بازند و سیاست را هم خوب فهمیده اند! علتش این است که چون الان جریان فکری شان نفوذی ندارد چنین می گویند! در ایامی که قدرت دستشان بود سیاسی ترین نفرات را به کار می گمارند!
به نظر من شهردار شهری در قواره تبریز باید دارای دیدگاه سیاسی باشد! این مفهوم قطعا با سیاست بازی و باند بازی مغایرت دارد. اگر سیاسی بودن شهردار عیب است چطور عموم شهرداران سابق در تهران و کلان شهر ها سیاسی بودند؟
به این ترتیب برخی از اعضای شورا به جای دخیل کردن منویات شهروندان و ترجیح وجود دیدگاه علمی به سیاست و در مدیریت شهری دوستان نزدیک خود را برای شهردار شدن معرفی کردند! فردی که دیدگاه سیاسی نداشته باشد در نتیجه فاقد دیدگاه های حقوقی، اجتماعی و اقتصاد ی است!
مسایل حوزه علوم انسانی مسایل به هم تنیده هستند صرف داشتن تحصیلات مرتبط به زعم بعضی ها که نهایتا به توسعه سخت افزاری منجر شده است. این دیدگاه در شهرهای ما خصوصا در تبریز جواب نداده است! نتیجه برج سازی ها، نرده کشی ها ، زیر گذر ها و روگذر ها چه بوده است؟ علی رغم همه این اقدامات باز مشکلات همچنان باقی است. باید این واقعیت را پذیرفت، صرف توسعه سخت افزاری نا موفق بوده است و اگر یک در هزارم این هزینه ها برای توسعه فرهنگی و بالا بردن آگاهی عمومی شهروندان صرف می شد نتایج به مراتب بهتری را شاهد بودیم. البته این توسعه نافی توسعه سخت افزاری نیست. یک سیاستمدار که افکارش منبعث از یک نحله فکری باشد می تواند در حوزه سخت افزاری هم راهگشا باشد یعنی اگر زیر گذری هم قرار است احداث شود حتما پیوست فرهنگی و انسانی دارد. تازه نحوه ورود به حوزه سخت افزاری هم ناشیانه بوده است همین اقایان متخصصی که به تعبیر این افراد غیر سیاسی بوده اند ببینید چه بر سر شهر آورده اند؟ کافی است نیم ساعت در شهر باران ببارد تا کل شهر مسدود شود! اغلب پروژه ها با کیفیت بسیار پایین احداث شده است. وقتی به حوزه علوم انسانی و مباحث زیبایی شناسی بی توجهی شود نتیجه این می شود برج های بدقواره و… بدون هویت شهری در جای جای شهر سبز شوند. البته با این نظریه مخالف کارکرد مهندسان نیستیم، اما مهندسانی که به این دیدگاه ها هم باور داشته باشند یا اقلا تحت مدیریت یک فرد که حائز این خصوصیات این امور را پیش ببرند.

به عنوان سوال پایانی، با توجه به شرایط پیش آمده اعضای لیست امید چقدر توانستند بر اساس خواست و نظر شهروندان عمل کنند؟
-رای لیستی صبغه کاملا سیاسی و فکری دارد. در این دیدگاه از انحصار، عدم شفاف سازی، دخالت برخی نهادهای غیر مرتبط خبری نیست. البته زمان زیادی از شروع به کار شورای پنجم سپری نشده است. به این دلیل نمی شود ارزیابی و تحلیل متقن و محکمی از کل عملکرد شورا و لیست امید ارایه نمود. ولی همچنان که عرض شد فرآیند انتخاب شهردار و حواشی آن خیلی با مشی اصلاح طلبانه و خواسته های عمومی همخوانی نداشت. خصوصا این که در این باره با بی توجهی به اصل شفافیت به نظرات طیفی از اصلاح طلبان که خواسته های خود را به طرق مختلف ابراز کرده بودند بی محلی شد.