نگاه ابزارگونه روسیه به ایران!

گذشته و آینده روابط سیاسی و اقتصادی ایران و روسیه همواره موضوع بحث، بررسی و تحلیل تحلیلگران سیاست خارجی و روابط بین‌المللی بوده و هست و هر زمان که تحول جدیدی در این حوزه رخ داده این موضوع مجدداً در مظان تحلیل مجدد قرار گرفته است! و شک و تردیدهای تازه‌ای در این خصوص به وجود آمده است.
درست یک روز پس از آنکه دیپلمات روسی با توسل به زبانی تهدیدگونه هشدار داد که احتمال دارد روس‌ها از ایران به‌عنوان کارتی برای تلافی رفتارهای آمریکا و غرب در بحران کریمه استفاده کنند، یک مقام کاخ سفید اعلام کرد که روسیه تا این لحظه هیچ گونه تغییری در استراتژی‌های خود در جریان مذاکرات هسته‌ای با ایران نداده است!
و البته این است که هیچ گاه روس‌ها در هموارسازی راه ایران در مسیر دستیابی به انرژی اتمی کاری نکرده‌اند و به بهانه‌های واهی بارها افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر را به تأخیر انداخته‌اند. مروری بر رخدادهای سیاسی چهار دهه اخیر مؤید مسائلی است که نباید سرسری از کنارش رد شد! روسیه یا به تعبیری اتحاد جماهیر شوروی سابق در اثنای جنگ عراق علیه ایران در کنار عراق قرار گرفت و عملاً هم پیمان نظامی و سیاسی صدام در منطقه بود. این نزدیکی با تشدید اختلافات بین بغداد – واشنگتن عمیق‌تر هم شد. و البته بعد از فروپاشی این اتحادیه باز رفتار این کشور در قبال ایران کج دار و مریز بوده و عمدتاً به یک حرکت پاندولی بیشتر شبیه بوده است! همین رفتارها نهایتاً ارزیابی تحلیلگران را به سمتی سوق داده است که امروز استنباط عمومی این باشد که این کشور قابل‌اعتماد نیست و در بزنگاه‌های حساس احتمال اینکه شرکایش را تنها بگذارد وجود دارد. اتفاقی که در مورد صدام رخ داد و نهایتاً به سقوط دولت بعثی این کشور انجامید.
شواهد و تجارب نشان می‌دهد که مناسبات تهران – مسکو در چهار دهه گذشته تابعی از ملاحظات راهبردی روسیه در سطح بین‌الملل به‌ویژه در بده و بستان‌هایش با غرب، خاصه آمریکا بوده و تلاش این کشور برای گسترش روابط با ایران و امضای قراردادهای نو پس از توافق برجام در دولت حسن روحانی و حضور نظامی روسیه در سوریه و همکاری با ایران در بحران سوریه نوعی اقدام جبری و تاکتیکی از سوی این کشور است!
مبرهن است که پوتین را نباید آن‌قدرها هم احمق دانست که نداند ایران هسته‌ای بیشتر از آمریکا برای خود روسیه مضر است. ایرانی که بمب هسته‌ای در اختیار داشته باشد به روسیه از مرزهای شمالی‌اش نزدیک‌تر ست تا آمریکایی که در یک قاره دیگر و با فرسنگ‌ها فاصله قرار گرفته است. از سویی مجهز شدن ایران به تجهیزات هسته‌ای نهایتاً به آغاز مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه منجر خواهد شد که این اصلاً با مزاج روس‌ها سازگار نیست. از همین رو بود که در ایام تصویب تحریم‌ها هیچ تلاشی برای ممانعت از تصویب آن انجام نداد و در قبال قرارگرفتن ایران در ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل موضع بی‌طرفانه گرفت. کار از این هم فراتر رفت و با وجود آن که ایران تمام مبلغ قرارداد خرید موشک‌های اس ۳۰۰ را پرداخت کرده بود تا مدت‌ها از تحویل آن سرباز زد و نهایتاً شکل تحویل آن هم چندان مناسب نبود و متقابلاً همین هفته پیش قرارداد فروش موشک‌های اس ۴۰۰ را با سعودی‌ها امضا کرد!
اگر معاهدات ننگین گلستان و ترکمانچای را فراموش کنیم! و اتفاقات سال ۱۹۱۵ را که نیمه شمالی ایران را عملاً به منطقه نفوذ روسیه در دوره تزارها بدل ساخته بود را به بخش ناخودآگاه ضمیرمان بسپاریم! رویکرد چهار دهه اخیر این کشور در قبال ایران در دوره پسا انقلاب اسلامی هم چندان که باید خیرخواهانه و شرافتمندانه نیست! این آخری هم گل سر سبد این رفتارهای پاندولی بود که با وجود حمایت اکثر کشورهای مطرح جهان از موضوع برجام ضعیف‌ترین و کم سروصداترین واکنش مربوط به روس‌ها بود! و این در حالی است که امروز بیشترین زاویه نگاه بین واشنگتن – مسکو وجود دارد.
با عنایت به چنین رویکردی مناسب است که پیش از هر نوع گسترش روابط با این کشور مروری بر رفتارهای روس‌ها داشت و البته اجازه نداد مسکو از خلأ حاصله از چالش‌های غرب با ایران، منافع ملی ایران را دچار آسیب کند! در این برهه با توجه به نزدیکی اروپا و شرق آسیا و حتی منطقه قفقاز به ایران می‌توان با تهدید منافع اقتصادی این کشور در داخل روس‌ها مقید به اعمال رفتارهای صحیح‌تر در مقابل ایران کرد! اکنون و بعد از رفع تحریم‌ها زمان آن فرارسیده است که تجدید نظری در رابطه با روس‌ها صورت گیرد تا ایران کارت بازی آن ها نشود! و نگاه شان ابزار گونه نباشد!
وحید خدادادی