پوپولیسم  و مبحثی بنام سهام عدالت!

قطعاً در هر انتخاباتی رأیی که به صندوق ریخته می‌شود، تنها تعیین کننده نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نیست! بلکه خبر از رفتارها و تقاضاهای اقتصادی و سیاسی مردم می‌دهد و دولتمردان با تحلیل این آرا می‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند و حتی منطق بازار هم دستشان بیاید.
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران که اردیبهشت امسال برگزار گردید قریب به اتفاق مناطق محروم کشور از جمله کردستان و سیستان و بلوچستان به کاندیدایی رأی دادند که نه حرف از افزایش یارانه زد! و نه وعده‌های نجومی داد و اتفاقاً تمام حرف‌های عامه پسند را نیز به چالش کشید! سبد رأی روحانی حکایت از روزهای تازه‌ای در رفتار سیاسی شهروندان ایرانی داشت! برای اولین بار در ایران توزیع ثروت دیگر جذابیت نداشت!
در حالی که استان کردستان با ۱۶ درصد سومین نرخ بیکاری در کشور را داراست و قریب به دوسوم جمعیت سیستان و بلوچستان به آب شرب سالم دسترسی ندارند اما حتی در آن مناطق وعده‌های نجومی طرفی نبست و اتفاقاً روحانی در این استان‌ها بیشترین رأی را به خود اختصاص داد. این در حالی است که چنین جوامعی به دلیل توسعه نیافتگی و انباشت مطالبات وصول نشده به شدت مستعد بروز پوپولیسم است. اما همچنان که اشاره کردیم این رفتارها طرفی نبست و نهایتاً عقلانیت مجدداً بر کرسی اجرایی تکیه زد.
در اوایل دولت یازدهم طرح توزیع سبد غذایی آغاز شد! طرحی که هم با شأن شهروندان ایرانی ناسازگار بود و هم سیاستی نادرست خفته در ناخودآگاه پوپولیستی سیاستمداران این دیار. دولت به سرعت پی به اشتباه خود برد و موضوع را فیصله داد. این بار در آغاز دولت دوازدهم نیز گویا دولت قرار است مجدداً اشتباه آن ایام را در قالب سهام عدالت تکرار کند. یعنی منتقد عوام پسند گرایی خود این روزها به رواج اقتصاد صدقه‌ای کمک کند! و این در حالی است که زخم‌های بجا مانده از همین سیاست‌ها بر پیکره این کشور در آن هشت سال کذایی هنوز به طور کامل التیام نیافته است.
با وجود تمدید مهلت افزایش صورت‌حساب سهام عدالت تا پایان مهر ماه و اعلام دو برابر شدن ارزش این سهام توسط رئیس سازمان خصوصی‌سازی، بازهم به نظر نمی‌رسد بخش بزرگی از دارندگان این اوراق ترغیب به واریز مبلغ ۴۷۰ هزار تومان مابقی ارزش سهام خود شوند. «سهام عدالت» همچون هدفمندی یارانه‌ها و «مسکن مهر» یکی از میادین مین به جای مانده از دولت‌های نهم و دهم است که خنثی کردن مین‌های آن دقت و توجه بسیار و چه‌بسا مهارتی بیش از پیش را می‌طلبد. در رسانه‌های مختلف بی‌میلی به سرمایه گذاری در بورس و خرید سهام در قالب این جمله طلایی برنده نوبل اقتصاد «ریچارد تالر» که گاهی انسان‌ها لذت آتی و هم‌اکنون را ترجیح می‌دهند. حتی اگر بدانند که با صبوری خواهند توانست پول بیشتری یا زندگی بهتری داشته باشند، تحلیل شده است که به نظر ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. دید عمیق‌تر به موضوع حکایت از واقعیات دیگری دارد.
جامعه ایران نشان داده است که به مدد رفتارهای گذشته دولتمردان عمدتاً اعتماد خود را از دست داده است و رغبتی برای شراکت با دولت در امور اقتصادی ندارد و دولت‌ها را به‌ مثابه یک شریک مکار می‌بیند! در شق دوم همان موضوع اساسی پوپولیسم است. به‌هرحال بحث سهام عدالت حتی اگر در دولت گذشته با نیات شریفی اجرا شد اما در ادامه چماقی برای کسب رأی و حفظ جایگاه اجتماعی بود و رنگ تطمیع به خود گرفت.
ادامه این روش‌ها قطعاً نه در شان دولت روحانی و نه در شان تیم اقتصادی اوست. سهام عدالت خواسته یا ناخواسته از مصادیق بارز عوام‌فریبی در جامعه سیاسی ایران است! شایسته نیست دولتی که مدعی پیاده سازی اقتصاد مبتنی بر علم روز است به چنین سیاست‌هایی تمایل پیدا کند! یک تحلیلگر ساده هم می‌تواند سبد رأی رئیس جمهور را برایش تبیین کند تا این گونه در خلاف مسیر آرا خود حرکت نکند! دولت روحانی و البته خود جریان کارگزاران به لحاظ خط و مشی‌های سیاسی و اقتصادی در جریان راست تعریف می‌شود. چنین عملی با این جریان فکری ناهمخوانی دارد و اگر دولت مستقر گرایشاتی همچون سوسیال دموکراسی داشت می‌شد این حرکت را در این راستا توجیه کرد.
شایسته است دولت محترم به جای رفتارهای نسنجیده این‌چنینی مباحث کلانی همچون اصلاح نظام مالیاتی، یکسان سازی نرخ ارز، موضوع کاهش ارزش پول ملی و مواردی از این قبیل را سامان بخشد و اگر دلسوز مردم است سندروم ناتوانی در ایجاد شغل را درمان کند. و گرنه دیگر کسی پول مفت نمی‌خواهد!
وحید خدادادی