هیاهو برای هیچ!

همه‌چیز تمام شد، لابی‌ها، رایزنی، حرف‌های درگوشی، تلاش‌های شبانه‌روزی پیمان‌کاران، مشاوران و قس علی‌هذا! شهردار سابق باسمنج اینک شهردار تبریز است! وی در جلسه دیروز شورای شهر توانست با کسب هفت رأی از رقیب خود پیشی گیرد و شهردار کلان‌شهر تبریز شود.
در اکثر کلان‌شهرها لیست امید با اکثریت آرا راهی شورای شهر شد، در تبریز شرایط به‌گونه‌ای دگر رقم خورد! از ۱۳ کرسی موجود در شورا فقط هشت کرسی به لیست امید رسید و پنج کرسی دیگر عاید اصولگرایان شد. اما باز جای نگرانی نبود و اکثریت با لیست امید بود می‌شد به آینده امیدوار شد. ولی شرایط رفته‌رفته نگران‌کننده شد. تا افتخارات امروز کسب گردید.
موضوع این مقال گزارشی واضح از تمام اتفاقاتی است که دست‌ به‌دست هم داد و موجبات روسفیدی لیست امید را فراهم کرد!
جلسه آغاز می‌شود، موضوع انتخاب شهردار اولویت پنج است! ناگهان رئیس بازی می‌خورد! اعتراض دو تن از نمایندگان شورا که از قضا رفیق گرمابه و گلستان آقای شهردار هستند در مورد نحوه اولویت‌بندی دستور جلسه بالا می‌گیرد! رئیس فوراً جبهه خالی می‌کند، اعتراض قلی زاده مبنی بر اینکه برای تغییر دستور جلسه باید رأی دوسوم اعضا باشد کار را به رأی‌گیری می‌کشاند. نتیجه معلوم است، تصمیمات از قبل گرفته‌شده و مغز متفکر آرام و بی‌صدا در حال چیدمان مهره‌های شطرنج است. موضوع انتخاب شهردار به اولویت اصلی باز گردانده می‌شود، رئیس بازی می‌خورد، اما با علم به این موضوع همچنان در حال گل به خودی زدن است! نزدیکان آقای شهردار صحن شورا را قرق کرده‌اند! از موتوری شهرداری تا … . این موضوع زمانی آشکار شد که نتیجه اعلام شد، شورا یک‌باره منفجر شد!
تنفس نیم‌ساعته اعلام می‌شود، تماس‌ها شروع می‌شود! به‌جای رایزنی با یکدیگر لابی‌ها آغازیدن می‌گیرد! تماس پشت تماس! دراین ‌بین جلسات چند نفره اعضا با یکدیگر هم دیدن دارد. جز بهشتی که صراحتاً اعلام کرد اهل لابی نیست و در بین خبرنگاران و مهمانان حاضر شد بقیه کار خودشان را می‌کنند. نجواهای یواشکی، حرف‌های درگوشی! نگرانی‌ها بالا می‌گیرد! برخی جهت اعلام رأی خود از لابی‌ها اجازه می‌گیرند و خبرنگاران هاج و واج منتظر پایان زمان بین دونیمه هستند. در بازی فوتبال رسم بر این است که اعضای گروه‌ها فقط در رختکن خود باشند و با همبازیانشان به ادامه بازی بیندیشند! این بازی متفاوت است! از فیفا تبعیت نمی‌کند! اینجا بازیکنان لیست امید در رختکن حریف هستند! بوی خیانت می‌آید! هوای صحن دم‌کرده! شرایط لحظه‌به‌لحظه نگران‌کننده می‌شود!
پایان وقت بین دو نیمه اعلام می‌شود! رئیس بازی ‌خورده متن انشای همکارش را قرائت می‌کند، به نام خدا، شهردار پاک دست باشد، و حتماً …. باشد! متن گویاست! مهره چین اصلی نخواست خودش خطیب باشد، این مهم را به رئیس بازی‌خورده سپرد! کار اسم‌نویسی آغاز می‌شود، مهره چین اصلی در بزنگاه‌ها میکروفون را روشن و با نظر قاطع رأی نافذ خود را اعلام می‌کند! اجازه نمی‌دهد اسم همه کاندیداها نوشته شود! حق دارد! شاید از دیشب تا به حالا خیلی‌ها نظرشان عوض‌شده باشد! عجب بازی می‌کند این مهره گردان و عجب مهره خنثی‌شده است آقای رئیس! در دور باطل او گیر افتاده! اعتراض مشاور حقوقی بی‌تأثیر است! دبیری کارش را کرد! اسم دو نفر در تابلوی منظور شده حک گردید!
آغاز رأی‌گیری! بهشتی رأی باز می‌دهد! کار شمارش توسط دبیر اول آغاز می‌شود! مهره گردان اصلی کارش را کرده! آرام نشسته به بازی خوردن لیست امید تماشا و در دلش به حالشان می‌خندد! اعلام نتیجه رأی گری، شهین باهر با ۷ رأی شهردار تبریز می‌شود! رئیس سابق و مهره گردان اصلی سریعاً صحنه را ترک می‌کند! صدای تشویق بلند می‌شود! به‌جز آن دونفری که به شهردار منتخب رأی داده‌اند بقیه لیست مغموم بر کرسی لمیده و توان حرکت ندارند! رئیس به تشک چسبیده! شانه‌هایش را بدجور با خاک آشنا کردند! ماراتن تمام می‌شود! لیست امید بازی را باخته! حال رئیس بازی‌خورده تماشا دارد! عجب حکایتی داشت کتاب‌های فارسی دهه شصت! انگار برای آینده نوشته‌شده بود! داستان معروف تصمیم کبری! و روباه و زاغ! کار تمام می‌شود! اصولگرایان با قانون گل طلایی بازی را می‌برند! مهره گردان کارش را کرده و برای انتخاب گزینه خود برای شهرداری نیازی به رئیس شدن نداشت! فقط از هوش و ذکاوت خود بهره جست! ده ما دیگر هم بر صندلی ریاست شورا خواهد نشست! به ریش آنها هم خواهد خندید! لزوم استعفای دسته‌جمعی اعضای شورای اصلاح‌طلبان استان و پرده‌برداری از دو عزیزی که خیانت کردند اهم برنامه‌های بعدی است! انصافاً چه بازی خور خوبی است! آقای رئیس! بفرمایید پیتزا با نوشابه خنک!
وحید خدادادی