کودک  کار  دستگیر نشود

طرح جمع آوری متکدیان در شهریار و روستاها و توابع آن، کودکان کار را از سطح چهارراه‌ها و خیابان‌ها جمع می‌کند؛ این کودکان را به اورژانس اجتماعی انتقال می‌دهند و اگر معتاد باشد به کمپ‌های ترک اعتیاد! پاکستانی‌ها را به اردوگاه ورامین منتقل می‌کنند و افغانی‌ها را هم به مرز می‌برند.
کودکانِ حاشیه‌نشین، کودکانِ بی‌شناسنامه؛ کودکان ایرانی و مهاجر، بلوچ و افغانستانی و پاکستانی؛ از جمله افرادی هستند که هدف ماموران جمع آوری قرار گرفته‌اند. در بیانیه روابط عمومی شهرداری شهریار آمده است: امید است با عنایت خداوند منان دست در دست هم ریشه‌کن این معضل خانمانسوز شهرمان باشیم! می‌گویند: متولی این طرح، معاونت فرهنگی شهرداری شهریار است و با دستور فرمانداری، این کار انجام می‌شود! برخی کاربران توئیتر با هشتگ #کودک_دستگیر نشود به طرح جدید جمع‌آوری کودکان کار اعتراض کردند. از مدت‌ها قبل هم ماموران شهرداری در چندین شهر رفتارهای به مراتب تندتری با دستفروشان داشته‌اند. اقداماتی که عمدتاً با ضرب و شتم دستفروش و بهم ریختن بساط آنان ختم به خیر می‌شود! سال گذشته بود که سیلی ماموران ضربت شهرداری به صورت یک پیرزن در فضای مجازی واکنش‌هایی را به دنبال داشت و منجر به جریحه دار شدن افکار عمومی گردید. اما از آنجایی که برخی به تعبیری جزو ۴ درصدی‌ها نیستند! خم به ابرو نیاوردند و آب از آب تکان نخورد.
ما به مدد روحیه قیم مآبی و خلقیات استبدادی از همان بدو تولد بشر چنین بی مهابا به مصاف مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی خود رفته‌ایم. فراموش نکرده‌ایم که در دولت گذشته برای کنترل قیمت دلار نیروی ویژه به ناصر خسرو اعزام کردیم! غافل از آن که کنترل قیمت ارز نیاز به حرکات گاز انبری ندارد و از فرمول‌های اقتصادی تبعیت می‌کند. در حوزه فرهنگ نیز به جای ارائه برنامه جهت رفع مشکلات فرهنگی جوانان گشت ارشاد به راه انداختیم و سیاست بزن تو سرش را در دستگاه انتظامی ترویج دادیم. هر زمان هم که کسی خواست به این نوع روش‌ها اعتراض کند به تعبیر محمد جواد لاریجانی، که گفت منظور اصلاح طلبان از کنسرت مجلس بزن و برقص است! در آن واحد انواع و اقسام مارک‌های خارجی بر پیشانی دید! از غربزدگی و سکولار – لیبرالی گرفته تا عنوان مشهور ضد انقلابی بودن!
این بار هم مجدداً نوبت شهرداری است، کودکان کار هم نقش زباله دارند که باید جمع آوری شوند، انگار پایتخت همین یک ایراد را دارد و لابد هیچ نازیباییِ دیگری بر چهره ندارد جز کودکانِ کار و بی‌شناسنامه حاشیه‌نشین.
در مورد بکارگیری خشونت به بهانه برخورد با معضلات اجتماعی که بعضاً در دستور کار قرار می‌گیرد، کم انتقاد نشده است. اما گویی داستان این نوع رفتارها بی پایان است. غافل از آن که به کارگیری طرح‌های ضربتی و پر از خشونت، راهکارِ پایداری برای سالم سازی اجتماع نیست.
البته انتظاری از هم مسئولین فرهنگی نداریم، با خیل عظیم مشکلات اجتماعی و فرهنگی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم، برخی هنوز شب راحت خوابشان می‌برد! و مرد مسلمان به تعبیر حضرت امیر اگر از غصه بمیرد رواست. همین چندی پیش وقتی بحث گورخواب ها مطرح شد با همین تاکتیک آن‌ها را جمع آوری کردیم! ما همواره جهت حل معضلات خود صورت مسئله را پاک می‌کنیم. همانطور که در داستان حقوق معوقه کارگران با شلاق به استقبالشان رفتیم تا دیگر کسی بابت معوقات خود حرفی به میان نیاورد و اعتراضی نکند.
خشونت با کودکان کار؛ با کودکانی که فقط کودکند اما از حق تحصیل و زندگی عادلانه محرومند! آمارها نشان می‌دهد یک میلیون و ۵۰۰ هزار کودک بدون هویت در ایران زندگی می‌کنند! این آمار شوخی بردار نیست. شهرداری در برخورد با دستفروشان، سگ‌های ولگرد و کودکان کار از یک فرمول تبعیت می‌کند و البته جای شکرش باز باقی است، با کودکان کار همچون سگان ولگرد رفتار نمی‌کنند!
کاش جدیتی که برای کودک کار به خرج می‌دهیم کمی هم در مورد املاک نجومی به خرج می‌دادیم، کودک کار مجرم نیست، اما بازداشت او مصداق بارز کودک آزاری است.