دکتر مجید بهشتی روی:پیام انتخابات شورای پنجم تبریز این بود: عدم اعتماد شهروندان به شورای چهارم و شهرداران و مدیران منتخب آن!

* وحید خدادادی- سرویس سیاسی: دکتر بهشتی روی از صاحب‌نظران شهر و شهرسازی در ایران و از جمله افرادی است که هر بار که به سراغش رفتیم، صادقانه نشست و از مشکلات و دغدغه‌های شهر تبریز سخن گفت، این بار بحث اعضای جدید شورا و مشکلات پیش روی شهر تبریز مطرح بود، دغدغه‌هایمان را مطرح کردیم از چیدمان جدید شورا گرفته تا چالش‌های اساسی شهر! ماحصل مصاحبه اختصاصی روزنامه سراسری امین را با دکتر مجید بهشتی روی می‌خوانید:
*آقای دکتر، مقارن با روزهایی هستیم که شورای شهر در حال بررسی نفرات برای انتخاب شهردار قرار دارد به نظر شما شهردار تبریز باید چه خصوصیاتی داشته باشد و اعضای شورا باید چه معیارهایی را در انتخاب خودشان ملاک قرار دهند؟
– با سلام و احترام و عرض ارادت خدمت مخاطبین محترم روزنامه وزین امین، در خصوص پاسخ سؤال نخست، باید عرض کنم: شهروندان تبریزی همچون بسیاری دیگر از شهروندان شهرهای کشور در ۲۹ اردیبهشت‌ماه ۹۶ پیام ویژه‌ای به شهر، مدیریت شهری و اعضای شورای شهر چهارم و پنجم و حتی اعضای شوراهای قبلی دادند. این پیام باید درک شود. پیام انتخابات شورای پنجم تبریز این بود: عدم اعتماد شهروندان به شورای چهارم و شهرداران و مدیران منتخب آن!
شهروندان در انتخابات شورای پنجم از مجموع ۲۵ نفر اعضای اصلی و علی‌البدل شورای چهارم، تنها به ۲ نفر رأی مثبت دادند! این پیام حکایت از عدم اعتماد شهروندان به شورای چهارم حکایت دارد. این عدد ۲ مفهوم اعتماد کمتر از ۱۰ درصدی به مدیریت قبلی شهر را نشان می‌دهد. قطعاً این پیام مخاطبینی داشت و دارد. شهر، مدیریت شهری و اعضای شورای منتخب پنجم و حتی چهارم و قبلی و مفهوم پیام این است که مردم نقش شورای چهارم و منتخبین آن اعم از شهردار و دیگر مدیران را در بهبود وضعیت شهر مثبت و قابل‌تقدیر ندانسته و از تکرار اعتماد به آنان سرباز زده است.
درک این پیام باید در صحن شورا به‌درستی صورت گیرد. مردم انتظار برای اتفاقی خوب از شورای شهر پنجم را دارند. اتفاقی خوبی که تاکنون متصدیان توسعه شهری نتوانسته‌اند آن را محقق نمایند. پس در معیار انتخاب شهردار، اولین معیار “انتخاب متفاوت” است. انتخابی که شبیه انتخاب‌های شوراهای قبلی و مدیریت‌های قبلی شهر نباشد. بی‌شک افراد شایسته‌ای در طی چهار دوره شورای شهر، سکان‌دار مدیریت شهر بوده‌اند و لاکن مردم درخواست انتخاب اصلح‌تر و شایسته‌تری را نسبت به‌پیش دارند: انتخاب فرد یا افرادی که از جریانی که مهروموم‌ها بر تبریز حاکم بوده و مورد حمایت برخی نهادهای قدرت در شهر و هماهنگ با مدیریت سیاسی پیشین استان بوده‌اند، نباشد. این یعنی مردم انتظار دارند: شورای پنجم، “شهرداری متفاوت و غیر شبیه با مدیران پیشین” که به نظر مردم در محیط فاسد رشد و نمو یافته‌اند. انتخاب نماید.
مردم انتظار دارند: شورای پنجم، “شهرداری متفاوت و غیر شبیه با مدیران پیشین” که به نظر مردم در محیط فاسد رشد و نمو یافته‌اند. انتخاب نماید.
پس معیار نخست انتخاب فردی متفاوت است. متفاوت از همه آن‌هایی که به باور مردم بیش از آنکه دلسوز شهر تبریز باشند. دلسوز خود و هم‌تیمی‌های خود بوده‌اند. معیار دوم انتخاب “آدمی عاشق شهر خودش” است. بی‌شک انتخاب شهردار باید از بین شهروندان این شهر صورت گیرد. آدمی که عاشق شهر خود باشد و در وضعیت اسفبار کنونی که شهر بدون هیچ آمادگی باید به استقبال تبریز ۲۰۱۸ برود و شهرداری که با دفاع بد در طی سه دهه گذشته به یک امپراتوری شهری مبدل شده، امپراتوری شهری که با غفلت از شهروندان و غفلت از واگذاری خدمات به شهروندان به یک لشکر بزرگ فاقد کار آیی مبدل شده است.
یعنی فردی مسئولیت تصدی سکان این کشتی را، نوح وار باید بر عهده گیرد. بی‌شک انتخابی این‌چنین صحیح، می‌تواند نشان دهد: که مردم اعتماد درستی به منتخبین خود داشته‌اند یا نه؟ به اعتقاد بنده شورایی شایسته، می‌تواند کارهای شایسته انجام بدهد و اولین کار شایسته، انتخاب شهرداری متفاوت و شهروندی عاشق شهر تبریز است که بتواند با شناخت مسائل و مشکلات موجود شهر و شهرداری تبریز در ابعاد مختلف، راه‌کارها و راه‌حل‌های کاربردی به صحن شورا بیاورد.
* با توجه به مشخص شدن کاندیداهای احراز این پست کدام‌یک با خصوصیات یادشده بیشترین همخوانی را دارد؟
-در خصوص پاسخ سؤال دوم، باید عرض کنم: به اعتقاد بنده شورای پنجم، باید از بین گزینه‌های مطرح کنونی، ارجحیت انتخاب را به افراد متفاوتی بدهد که تاکنون در شکل‌گیری وضعیت نابسامان کنونی امپراتوری شهری تبریز نقشی نداشته‌اند. به عبارتی: محدود کردن گزینه‌ها به افرادی که دارای دانش و توانایی لازم باشند و از هرگونه ارتباط با جریان القاکننده قحط‌الرجالی سال‌های پیشین، که معیارهای ارتباط با جریان‌های قدرت از آنان افرادی مشهور ساخته و بسان بت‌هایی که حاصل جریان فاسد بت‌پرستی حاکم بر جهل حاکم بر شهر بوده‌اند، منزه باشند. لذا حضور افرادی چون الموسوی در لیست کاندیداها باید غنیمت شمرده شود. البته من هیچ ارتباط خاصی با ایشان نداشته‌ام و لاکن با توجه به شناخت جامعه شهروندان از ایشان، شخصیتی اجتماعی و سیاسی متفاوتی است که می‌تواند نگاهی متفاوت به شهر داشته باشد.
در طی سال‌های گذشته سه خیانت بزرگ در حق شهر تبریز روا داشته شده است:
۱- تخریب آثار باستانی تبریز، از ارک علیشاه تا محوطه مسجد کبود و …
۲- ایجاد انحراف در هدایت جریان توسعه شهر و هدایت توسعه شهر بر روی گسل …
۳- تخریب باغات شهر تبریز
متخلفین مشارکت‌کننده در این خیانت‌ها نباید هیچ جایگاهی در مدیریت شهری تبریز داشته باشند!
در طی سال‌های گذشته سه خیانت در حق شهر تبریز روا داشته شده است. که این سه بی‌هیچ تعارفی، حال و آینده شهر تبریز را به‌شدت مورد تأثیر قرار داده‌اند: اول تخلف تخریب آثار باستانی تبریز، از ارک علیشاه در دهه ۶۰ تا محوطه مسجد کبود و خانه‌ها و بناهای تاریخی بسیاری که طی چهار دهه صورت گرفته و در حافظه تاریخی شهر اسامی اشخاصی که در این جریانات مشارکت داشته‌اند، محفوظ است. دوم تخلف: انحراف در هدایت جریان توسعه شهر از توسعه داخلی به سمت توسعه بر روی گسل فعال تبریز، جریانی که با هدایت توسعه شهر بر روی گسل تبریز، زندگی و سرمایه‌های انسانی و اقتصادی شهر را همواره در ریسک و تهدید قرار داده است و سوم تخلف: همراهی در تخریب باغات شهر تبریز و خصوصاً تخریب بیش از هزار هکتار از باغات حاشیه چای کنار و جاده ائل گلی.
البته شاید بفرمایید تخلفات دیگری نیز بوده که باید عرض کنم این سه موردی که عرض کردم، این سه مورد را قطعاً می‌توان در زمره جنایات علیه بشریت و انسان‌هایی دانست که فضای کالبدی زندگی آن‌ها موردتهاجم شدید قرار گرفته و این سه قطعاً دست‌کمی از تهاجم مغول‌ها علیه شهر تبریز نداشته است. لذا منتخبین شورای پنجم نباید به هیچ‌یک از افرادی که در این ۳ تخلف بارز شهری همراهی و مشارکت داشته و در لیست کاندیداها هم جسارت حضورداشته‌اند، رأی دهند. با این توضیحات می‌بینیم غیر از آقای الموسوی کاندیدای صالح دیگری در لیست باقی نمی‌ماند.
*مهم‌ترین اولویت کاری شهردار بعدی ازنظر شما چه باید باشد؟
– ببینید اولویت‌های کاری شهردار را مشکلات شهر تعریف می‌کند. نخست باید ببینیم در دایره مشکلات شهری تبریز، ابر مشکلات و ابر بحران‌ها کدام‌اند. به اعتقاد بنده اولویت‌ها در چهار محور بحرانی شهر ضرورت دارد.
اولین اولویت را بنده تمرکز بر روی برنامه‌ریزی اقتصادی شهر می‌دانم. شهرداری تاکنون نتوانسته است درزمینه برنامه‌ریزی اقتصادی وارد عمل شده و برنامه‌ای برای توسعه اقتصادی و توسعه اقتصادی شهر داشته باشد. ببینید عملیات شهرداری تبریز در اکثر زمینه‌ها در شرایط کنونی فاقد هدف مشخص اقتصادی و حتی فاقد ارزیابی‌های اقتصادی است. تمرکز شهرداری در بخش ساخت مسکن و واحدهای تجاری مستقیماً از سوی شرکت‌های تابعه و غیرمستقیم با مشارکت مردم، اقتصاد شهر را با ابر بحران خواب سرمایه‌های شهری در بخش مسکن و ساختمان مواجه ساخته است. سرمایه‌های مردم به‌اشتباه به بخشی هدایت‌شده که نیازی به آن نبوده و از نظر اقتصادی مضر برای شهر بوده است. فزون بر این شهرداران مناطق به‌هیچ‌وجه توجیه نشده‌اند که ارزیابی اقتصادی از فعالیت‌هایشان داشته باشند و هزینه تمام‌شده با منافع حاصل از پروژه‌ها مطابقت ندارد.
تجارب جهانی نشان می‌دهد که شهرداری‌های توسعه‌یافته هیچ پروژه‌ای را آغاز نمی‌کنند مگر اینکه ارزیابی‌های اقتصادی توجیه اقتصادی آن‌ها تأیید کنند و نشان دهند درآمد حاصل از پروژه بیشتر از هزینه‌ها خواهد بود و تنها پروژه‌هایی را شروع می‌کنند که یک سرمایه‌گذار شهری آماده اجرای آن باشد. در چنین شرایطی اجرای یک پروژه شهری مانند یک روگذر و یا زیرگذر در داخل یک پکیج سرمایه‌گذاری تعریف می‌گردد. که داری درآمدهایی بیشتر از هزینه‌های آن است.
اینجاست که متوجه می‌شویم چرا اکثر بزرگراه‌های شهری جهان در حدفاصل بخش‌های صنعتی شهرها با شهر تعریف‌ شده‌اند و چرا ایجاد اولین پارک‌ها در کنار واحدهای صنعتی توجیه پیدا می‌کند.
در بحث برنامه‌ریزی اقتصادی شهر می‌بینیم که تعریف درآمد پایدار برای شهرداری وقتی امکان‌پذیر است که شهر، دارای درآمد پایدار باشد. در اینجا می‌بینیم که خیلی از ضوابط و بخشنامه‌های ما در شهرداری ضد برنامه‌ریزی توسعه اقتصادی شهر هستند. وقتی ما در محور جاده تهران در شهرداری منطقه ۵ شرایطی را ایجاد می‌کنیم که فعالیت واحدهای اقتصادی توجیه پیدا نمی‌کند و ما مجوز ایجاد واحدهای تجاری و خدماتی را بجای واحدهای تولیدی و صنعتی می‌دهیم. تا درآمد برای شهرداری ایجاد کنیم. چه بر سر اقتصاد شهر می‌آوریم. در عمل می‌بینیم که ما در شهرداری مصداق “بر درختی نشسته و بن می‌برید”، هستیم.
در اولویت دوم: به نظر بنده اولویت کاری دوم شهردار باید بر برنامه‌ریزی سیاسی شهر تمرکز یابد. مباحثی همچون مبارزه با فقر، بی‌عدالتی، حاشیه‌نشینی، کمیابی کالاها در شهر، بیکاری و مشارکت مردمی از این جمله است. که تنها باروی کار آمدن شهرداری بومی و دردآشنا امکان پرداختن به این امور می‌تواند فراهم گردد. ما با حضور یک شهردار دردآشنا می‌توانیم بجای دیوار کشیدن بر حاشیه‌نشینی، فکری برای باز زنده سازی این محلات حاشیه‌ای با استفاده از تجارب جهانی بکنیم.
در اولویت سوم: تمرکز بر برنامه‌ریزی‌های زیست‌محیطی، انسانی، اجتماعی و فرهنگی ضرورت می‌یابد. در این خصوص اصلی‌ترین موضوع بحرانی در این زمینه، بحران آب و تغییرات اقلیمی در شهر با توجه به خشک شدن دریاچه ارومیه است. با کار کارشناسی دقیق باید به عرصه مبارزه با این بحران ورود پیدا کنیم.
و به اعتقاد بنده آخرین اولویت، اولویت تمرکز بر برنامه‌ریزی کالبدی است که مباحثی چون برنامه‌ریزی طراحی شهری و نوسازی شهری در اینجا مطرح می‌گردند. مشاهده می‌فرمایید که اولویت‌های کاری شهردار کاملاً متفاوت با کارها و برنامه‌های کنونی شهرداری است که بیشتر ماهیت اجرایی، زیر ساختی و خدماتی کوتاه‌مدت و بدون چشم‌انداز درازمدت رادارند.
*تبریز رفته‌رفته ماهیت صنعتی بودن و تولید محور بودن خود را از دست‌ داده است، به نظر شما چه نقش جدیدی را می‌توان در آستانه سال ۲۰۱۸ برای آن تعریف کرد؟
– من می‌پذیریم که عصر صنعتی شدن در جهان فروکش کرده والان جهان در مسیر فرا صنعت و در عصر اطلاعات قرارگرفته، لاکن برای شهری مثل تبریز که هنوز دوران صنعتی شدن را به‌طور صحیح نپیموده است. صحبت کردن از نقش جدید خیلی زود است. به اعتقاد بنده با توجه به نیروی کاری کنونی شهر ما باید درزمینه صنایع غذایی، نساجی، ماشین‌سازی، نفت، پتروشیمی و امثال آن، حتی صنعت گردشگری شهری، دایره فعالیت‌ها را توسعه دهیم و از سرمایه‌گذاری‌ها در این زمینه استقبال و حمایت کنیم و با تدارک زیرساخت‌های لازم برای ایفای نقش جدید و از جمله فراهم نمودن اینترنت رایگان با سرعت مناسب به‌صورت فراگیر در سطح شهر، شهروندان را با دنیای مجازی و کار در فضاهای مجازی و عصر اطلاعات و اینترنت آماده نماییم. در این زمینه قطعاً شهرداری و شورای شهر باید ایفای نقش‌ نمایند و با تدارک زیرساخت و اطلاعات و ارائه آموزش‌های لازم زمینه ورود شهروندان به عصر جدید را فراهم نمایند.
* روند آماده‌سازی شهر برای تبریز ۲۰۱۸ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
-ببینید فرصت گران‌بهای ۲۰۱۸، فرصت مناسبی برای عرض‌اندام کشور ایران و شهر تبریز در عرصه گردشگری و خصوصاً گردشگری در میان کشورهای جهان اسلام است. باید از این فرصت گران‌بها نهایت استفاده صورت پذیرد. ما در استانی سوق‌الجیشی و شهری سوق‌الجیشی قرار داریم و در شرایطی که همه شوراها و حتی شورای کلان‌شهر تهران شهردار خود را برگزیده‌اند ما با فشارهای سیاسی در حال فرصت سوزی هستیم. لازم است نخست شهرداری متفاوت برگزینیم و سپس در بحث آماده‌سازی ۲۰۱۸ ورود کنیم. در این راستا در روند آماده‌سازی شهر نیز مشکلاتی وجود دارد. بخشی از مشکلات، مشکلات داخلی شهر است. واقعیتی است که ما برای احیای تبریز کهن باید تغییر رفتار، تغییر تفکر، تغییر کردار در شهر و منطقه و خصوصاً مدیران آن ایجاد نماییم. در داخل شهر برای آنکه مفهوم کلان‌شهر تبریز واقعیت عینی یابد. ناچاریم تبریز را به کانون فعالیت‌های مراکز علمی، هنری، سیاسی و اقتصادی مبدل نماییم. این نیازمند همت جمعی است. همه شهروندان و مدیران شهری و دستگاه‌های دولتی بایدید واحده‌ای بشوند جهت شکوفایی مراکز علمی، هنری، سیاسی و اقتصادی. لذا شهردار باید از مقبولیت کامل در بین شهروندان برخوردار و زمینه مشارکت مردم را فراهم نماید. از سویی دیگر بدون تعارف باید سنگ‌اندازی دستگاه‌های دولتی و غیر نیز باید متوقف گردد. ورود خیل گردشگران برای رویداد تبریز ۲۰۱۸، موکول به تغییر رفتار، تغییر نگاه و تفکر و تغییر کردار مردم و مسئولین شهر و مدیران نسبت به همدیگر و نسبت به گردشگران است. اینجا اگر شهروند، سرمایه‌گذار و یا گردشگر هر یک غیرخودی! یا دشمن! تصور گردند. امکان هیچ موفقیتی فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که هرکس می‌آید مهمان است و ما از امتیاز مهمان‌نوازی باید برخوردار باشیم.
در بحث خارج شهر و محیط بیرونی برنامه‌ریزی هم دو مشکل وجود دارد که باید فکری برای رفع آن‌ها صورت پذیرد. مشکل نخست عدم وجود دیوار مهربانی بین تبریز و پایتخت است. اینجا لزوم کاستن از ارتفاع دیوار نامهربانی بین تهران پایتخت و تبریز کهن و کاستن از شبه تحریم‌ها در زمینه‌های (اعتبارات ملی، عدم تعریف طرح‌ها و پروژه‌های جدید، عدم همراهی و تأیید نیروهای بومی خبره، زمینه‌سازی مهاجرت نیروها و سرمایه‌ها، عدم تکمیل پروژه‌های ملی، عدم توجه به بازسازی و روزآمدسازی دستگاه‌های زیربنایی و صنعتی موجود و …) ضروری است و در استمرار آن دیوار مهربانی باید جایگزین دیوار نامهربانی با کشورهای دیگر و از جمله کشورهای همسایه میهن اسلامی گردد و جریان یک‌ طرفه برد همسایگان به معامله برد دو طرف تغییر یابد.
* با توجه به جایگاه ویژه تبریز به ‌عنوان دروازه اروپا، در مقام مقایسه با کلان‌شهرهای دیگر دنیا چه کاستی‌هایی وجود دارد؟
در جواب باید عرض کنم در تحقق عینی مفهوم کلان‌شهری فزون بر عوامل تمرکز و تراکم جمعیت و بالا بودن قیمت زمین، تبریز برای ورود به دنیای کلان‌شهرها، لاجرم باید به قطب مراکز علمی، هنری، سیاسی و اقتصادی منطقه مبدل گردد و این امر محتاج همت جمعی شهروندان، مدیریت شهری و شهردار تبریز و حمایت دولت مرکزی است. باید برنامه استراتژیک شهر برای تحقق این امر تدوین گردد. این شهر برای ایفای نقش کلان‌شهری و رقابت با دیگر کلان‌شهرهای مطرح جهان باید به بهشت عالمان و دانشمندان، هنرمندان، شعرا، سیاسیون و اقتصاددانان منطقه مبدل گردد. چیزی که در گذشته در این شهر محقق شده است و ربع رشیدی و مقبره الشعرا و مقبره العرفا از نشانه‌های آن می‌باشد. برای تحقق این امر شهر باید به فضایی شاد، سرزنده، امن و پرتحرک مبدل گردد. لازمه امر استرس زدایی از شهر و محیط شهر و مساعد و مناسب‌سازی فضاهای شهری است. در این زمینه سرمایه‌گذاری در امر توسعه فضای سبز، ایمن‌سازی رفت‌ وآمدهای شهری و توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی و مطالعه در شهر توسط شهرداری پیش‌نیاز ضروری امر می‌باشد.
*به‌عنوان سؤال آخر بفرمایید چالش‌های اساسی که امروز در حوزه شهری با آن مواجه چیست؟
-به اعتقاد بنده چالش اساسی کنونی که در انتخاب شهردار نیز خود می‌نماید. موضوع باندبازی‌ها است. سالهاست باند و باندهای قدرتی شکل ‌گرفته و ساختار یافته‌اند. که اجازه مشارکت به شهروندان را در امور شهر نمی‌دهند. که نخست سلطه این باندها باید شکسته شود. نقل به این مضمون از سیاستمدار انگلیسی داریم که: وقتی اسب‌های توانا اجازه ورود به میدان مسابقه را نداشته باشند هر الاغی می‌تواند، به خط پایان برسد! (وینستون_چرچیل) حال اگر همه شهروندان اجازه مشارکت در امور شهر را داشته باشند. بعید می‌دانم ظرفیت‌های موجود شهر نتواند اثرات توسعه‌ای مناسبی را بر جای بگذارد.
به‌ راستی به یاد دارید؟ کی ما از شهروندان تبریز نظرسنجی کرده‌ایم؟ وقتی آقایان قائل باشند که همه‌چیز را می‌دانند و به‌ غیر از زمان رأی‌گیری نیاز به مشارکت شهروندان وجود ندارد. اینجاست که ناچار می‌شویم به ‌جای مشارکت مردم دست به دامن سرمایه‌گذار ترک و عرب ببریم. در این زمینه برخی از صاحبان قدرت، توانایی زیادی بر کنترل اطلاعات شهری داشته و از مزایای استفاده از رانت دسترسی به اطلاعات برخوردارند. که این امر باید شکسته شود.
به اعتقاد بنده، باید بپذیریم که برای انجام کار بزرگ تصدی مسئولیت شهرداری شهر، انسانی متفاوت، عاشق و آدمی بزرگ برای انجام کاری بزرگ را به ‌عنوان شهردار بر گزینیم. آدمی که قادر و حاکم باشد بر نفس خود، احوال، صفات، کلام، سکوت، قهر و لطف خود. به بزرگ‌ترین چالش شهر فائق آمده‌ایم. “البته این تعریف بنده از آدم‌بزرگ نیست، این مطلب از حضرت شمس تبریزی است” و شهر می‌تواند با مدیریت همچو فردی به سمت توسعه اقتصادی، سیاسی، کالبدی و فرهنگی رهنمون گردد. انشا الله.
ممنون از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید.