انتخاب

لیست اصلاح طلبان برای انتخابات شوراهای شهر و روستا حواشی زیادی به دنبال داشت، مشکلی که در انتخابات مجلس دهم وجود داشت و البته پر بیراه هم نبود! هر انتخابی قطعا با انتقاداتی همراه است و چیدمان لیست اصلاح طلبان از دو مشکل اساسی رنج می برد؟ مشکل اول مربوط به موضوع رد صلاحیت هاست، هم در انتخابات مجلس و هم در انتخابات شوراهای شهر و روستا با علم به رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان در هر دو دوره شورای عالی، مجبور بود به دلیل رد تیم اصلی با نفرات امید به میدان بیاید. مشکل بعدی موضوعی است که ریشه در فرهنگ سیاسی ما دارد، به دلیل ضعف کار تشکیلاتی و بالا بودن هزینه های کار سیاسی با برند اصلاح طلبی و از آن جایی که صراحت هزینه داشت ایهام گویی و رفتارهای کج دار مریز در این سرزمین رواج یافته و عمدتا افرادی که وارد گود سیاست می شوند به هزار و یک دلیل از شفافیت مواضع سیاسی تبری می‌جویند. روی همین دو اصل لیست اصلاح‌طلبان با ائتلاف جریان کارگزار که این بار با نام جدید اعتدال به میدان آمده بود لیستی را منتشر کرده است که دارای نواقص بسیاری است اما با وجود این نواقص باز بدلیل استارت کار تیمی و رای لیستی دارای ارزش لازم بود.
این حواشی در انتخابات شوراها با لیست شورای شهر تهران تشدید شد و این روزها برخی رسانه های همسو با جریان اعتدال بی میل نیستند که سند این موفقیت را در افکار عمومی به نام خود و دولت متبوعشان ثبت نمایند. در همین راستا از سوی همین رسانه ها بعضا انتقادات صریح به شورای عالی اصلاح طلبان و رئوس جریان اصلاح طلبی می شود که نمونه ان را پریروز در پایگاه خبری انتخاب در یادداشتی با عنوان متخصص سکوت به عینه دیدیم! که در واقع بعد از انتقادات چند روز گذشته به جریان مشارکت این بار به ایستگاه عارف رسیده بود. نفس دامن زدن به چنین اختلافاتی اشتباه است و قطعا نه به صلاح اصلاحات و نه به صلاح شهروندان است اما با توجه به برخی انتقادات لزوم پاسخ به آن امری ضروری است. باز باید اشاره کرد که نفس لیستی رای دادن و ائتلاف کار بزرگی بوده و بهتر بود این مسائل به دور از فضای رسانه در داخل خود شورا حل و فصل شود اما از جایی که گویا دوستان کارگزار بی میل به رسانه ای شدن آن نیستند لازم است برای دفاع از شان اصلاح طلبی موارد مورد اتهام پاسخ داده شود. البته این یادداشت نه در مقام تطهیر عارف است که بارها در همین ستون به نوع رفتار وی در مجلس انتقاداتی وارد شده است! صرفا برای ایجاد توازن و یک طرفه به قاضی نرفتن است.
جریان اصلاح طلبی از دوم خرداد ۷۶ و با روی کار آمدن دولت توسعه سیاسی آقای خاتمی آغاز شده است و در مسیر خود با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده است. در واقع به دلیل نبود حزب بماهو حزب در کشور ما، هنوز در قرن ۲۱، باز جامعه سیاسی ایران حول محور اشخاص جریان دارد. اگر بخواهیم روشن تر بگوییم جامعه از خاتمی به اصلاح طلبی رسیده است و نه بالعکس! از این رو پیش کشیدن مسائلی که بخواهد حیثیت این سید بزرگوار را خدشه دار کند نه به صلاح است و نه اصلاحات چنین اجازه ای خواهد داد از آنجا که حذف خاتمی در راستای پروژه حذف اصلاحات این بار به دست خودی هاست. همانطور که جامعه ایران در سال ۵۷ از خمینی به انقلاب رسید و نه بر عکس!؟ وگرنه قبل از آن جایگاه سیاسی کارگزاران در ردیف جناح راست مدرن تعریف می شد و دولت سازندگی نقش عمده ای در بازتولید فضای رادیکال در کشور بازی می کرد و عطف بماسبق این ادعا را به وضوح نشان می داد و آرشیو جراید و نشریات بر آن اذعان دارد و در همان ایام مشهور بود که کارگزاران همچون خاکشیر با هر مزاجی سازگاری دارند از این رو تخطئه عارف که امروز به موجب مصلحتی بالاتر صورت گرفته نباید باعث شود تا برخی بی مهابا بر او تاخت کنند و همه مساعی خود را در راستای تخریب وی به دلیل رفتارهایی نمایند که خود قبل ها ید طولایی در انجامش داشتند! اما چه می شود که امروز همین جریان با بازار یابی به موقع و رفتارهای هوشمندانه رهبر کاریزمای خود مرحوم هاشمی در ورژن جدید آیتم های اصلاح طلبی را هم جای داد و دکانی مشتری پسند در بازار سیاست باز کرد.
خوب است کسانی که در پشت صحنه این رسانه ها قرار دارند واقف باشند که در هر دو دوره یازدهم و دوازدهم و انتخابات مجلس و شوراها موفقیت این جریان تک عاملی بود، عاملی به نام پیام سه دقیقه ای! بهتر است دوستان از آسیب شناسی از انتخابات اخیر نقش پیام خاتمی و البته ضعف اصولگرایان در معرفی چهره ای علیه السلام تر را کسر کنند احتمالا الباقی همان رتبه ۳۰ انتخابات مجلس ششم خواهد بود البته با ارفاق! از این رو بهتر است به جای کوبیدن بر طبل نفاق برخی ایراداتی که همه به ان اذعان دارند حل و فصل شود و بی میلی اصلاحات به شهرداری آقا محسن باعث نشود کل زحمات زیر سوال برود.