ساعت زنگ دار ؟!

کمتر از چند ماه به آغاز رویداد مهمی به نام تبریز ۲۰۱۸ باقی نمانده است، خوشبختانه یا متاسفانه قرار است وظیفه میزبانی از مهمانان ۲۰۱۸ جهان اسلام را تبریز برعهده گیرد! وظیفه ای که بعد از تلاش های مستمر و پیگیر به دست آمده و یزد دیگر شهر کشورمان دیگر گزینه این داستان بود و از بخت بد این قرعه به نام ما افتاده است! چرا می گویم ما؟ چون تاریخ نشان داده که هر مدیری نهایتا رفتنی است، هر سیستمی قابل تغییر است، اما آنچه می ماند تبریز است و ساکنانش و خیلی از مشکلاتی که از همین مدیریت های فصلی بر پیکره شهر می ماند.
امروز در شرایطی که زمان زیادی به آغاز این اتفاق مهم نمانده بررسی وضعیت فعلی و تلاش برای رسیدن به حداقل ایده آل ها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. ما از گذشته کوهی از مشکلات را به دوش می کشیم، از بی مهری به تاریخ تبریز و تخریب گذشته ارزشمند آن با نام مناطق فرسوده(شما در اصطلاح علمی بخوانید بافت قدیمی و سنتی شهر) گرفته تا پروژه های سنگینی که صرفا در اثر چشم و هم چشمی اجرا کرده ایم(مترو)که به لحاظ شهر سازی و استاندارهای شهری نیازی به آن ها نداشتیم، همه و همه امروز برای این شهر کهن به ارمغان مانده است. از گذشته که بگذریم امروز پدیده پایتختی ۲۰۱۸ و میزبانی مهمانان داخلی و خارجی اصلی ترین دلیل این نوشته است. آنچه در گذشته صورت گرفته و ادامه دارد نیازمند آسیب شناسی و البته تحلیل های منطقی است و از حوصله بحث ما خارج! امروز واقعیتی بنام میزبانی تبریز وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.
دیگران را اگر از تبریز ۲۰۱۸ خبری نیست، عجب نیست! وظیفه این اتفاق مهم بر دوش تک تک شهروندان این شهر است! اینکه فلانی فعلا در حال لابی های پشت پرده برای حفظ جایگاه خود است موضوع عجیبی نیست! تا بوده همین بوده و ما با اتفاق خارق العاده ای روبرو نیستیم، حفظ صندلی و زدوبندهای پشت پرده که مرسوم است و بازارش پر رونق. شورای این روزها مشغول وزن کشی سیاسی است و از بالاترین مناصب مدیریت شهر گرفته تا پایین ترین آن هنوز مطمئن نیستند فردای روزگار در این پست خواهند ماند یا نه! از بخت بد تبریز ۲۰۱۸ مقارن با تحویل دولت جدید است و بحث انتصاب ها و … که داستانش جداست و در این بین این طفل گریز پای در کشمکش این اتفاقات در انتظار یتیم نوازی است. شعار هر شهروند یک میزبان بجاست آنجا که من و تو باید این مهم را به سرانجام برسانیم، تاریخ این شهر همواره با مهمان نوازی همراه بوده و حتی همین دو سه تا هتل آپارتمانی هم که مثلا به نام تبریز ۲۰۱۸ بنا گردیده نبودند خود اهالی شهر به وفور خانه خالی برای بجا آوردن سنت حسنه مهمان نوازی داشتند بدون آنکه ریالی از کسی و پستی از جایی طلب کنند.
مگر زمانی که این شهر زیر توپخانه شدید روس‌ها قرار داشت و حکومت مرکزی عاجز از کمک بود این شهر تسلیم شد که امروز در این رویداد نیز عاجز بماند. تا از تبریز ۲۰۱۸ سخن به میان می آید بحث آن چند هتلی می شود که صحبتش را کردیم! انگار تمام این رویداد بحث اسکان مهمان هاست!؟ نه، داستان چیز دیگری است! کاش مسئولان وظیفه اسکان مهمانان را به خود مردم شهر واگذار می کردند بجای این کار فکری اساسی برای نشان دادن فرهنگ و تمدن این شهر و این کشور می کردند! تا امروز ما با خیلی از سوالات بی پاسخ روبرو نباشیم! این که ما برای نشان دادن مکاتب این شهر چه کرده ایم؟ مگر نه این است که وظیفه این رویداد باز تولید این مکتب ها و عرضه آنهاست! از نگاه برخی مدیران میزبانی یعنی شب اتاق برای مهمان داشتن؟! که نیست اینگونه، ما به برجسته سازی نرم افزاری بیشتر نیاز داریم تا پیشبرد اهداف سخت افزاری! قطعا اکثر کسانی که به این شهر می‌آیند در بلاد خود سازه‌های به مراتب بزرگتر و مدرن تر دارند و هتل های کشورهای خودشان نه اسمی که واقعا از استانداردها برخوردار است!
کسی نیست بگوید بسته فرهنگی ما برای تبریز ۲۰۱۸ چیست؟ این بسته با صلاحدید کدام اندیشمندان ترتیب داده شده است؟ قرار است این بسته به چه زبانی عرضه شود؟ ما برای ارائه توانایی های نرم افزاری خود کدامین بزرگ را به پای کار دعوت کرده ایم؟ چقدر در بسیج افکار عمومی موفق بوده ایم؟
در این بین کسانی هم در حوزه رسانه قرار دارند مواضعی منفعلانه اتخاذ کرده‌اند و اصلا به ما چه! در قالب تبریز ۲۰۱۸ قرار است چه رویدادهای مهم فرهنگی و ورزشی در این شهر رخ بدهد؟ چرا رسانه از مطالبه این حقوق ابا دارد؟ چرا صدایی از کسی نمی خیزد؟ موضوع سیاسی هم نیست که برخی به دلایل امنیتی از ورود به آن طفره روند؟
وظیفه رسانه مطالبه این حق و حقوق است به عنوان پلی میان مردم و مسئولان، وظیف رسانه بسیج افکار عمومی، بزرگ نمایی و بولد کردن نقاط قوت و مطالبه سایر حقوق مربوط به این رویداد است! به تکرار می پرسم چرا همه خواب مانده اند! ما به نوبه خود این زنگ هشدار را به صدا درآوردیم!