دکتر سعید نیکو خصلت: به یک شورای شیشه ای نیاز داریم که همه مسائل آن شفاف باشد

* وحید خدادادی
پیوند ورزش و مسائل اجتماعی پیوندی تنگاتنگ است از آنجایی که ورزش در طول تاریخ به بزرگترین اجتماعات بشری منجر گشته است. در دوره پنجم شورای شهر تبریز یک ورزشکار با پیشینه تحصیلات آکادمیک وارد عرصه شد و در قالب لیست امید به شورا راه یافت. لزوم پیوند ورزش و جامعه، نقش شهرداری در ورزش همگانی و … از جمله دلایلی بود که با دکتر سعید نیکو خصلت به گفتگو بنشینیم. در ادامه مصاحبه اختصاصی روزنامه امین را با وی می خوانید:

* از دغدغه های شما در رابطه با شورای شهر تبریز شروع کنیم، چه پیوندی مابین شورا و ورزش قهرمانی و تربیت وجود داشت؟ چه عاملی زمینه ساز حضور شما در این عرصه شد؟
-ورزش یک پدیده اجتماعی است و از ریز خورده های اجتماعی است و بالطبع آن کسی که در این حوزه حضور ندارد لاجرم مسائل اجتماعی را هم تجربه می کند، بزرگترین گردهمایی های بشری در ورزش اتفاق می افتد، بزرگترین پیام های معنوی و اخلاقی در ورزش اتفاق می افتد، به آرم المپیک نگاه کنید نشان می دهد که قاره ها باید در بهم پیوستگی کامل با هم قرار بگیرند و البته بزرگترین قراردادهای تجاری بشری که در جهان ورزش اتفاق می افتد، قراردادهایی که حتی در حوزه معماری و عمران و قراردادهای علمی هم لنگه ندارد! بزرگترین معماری های بشری در حوزه ورزش رخ می دهد، پس ناخواسته یا خواسته ورزش جایگاه فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی دارد، پس من از حوزه ای بیگانه و ناآشنا به این عرصه وارد نشده ام.
اگر دیده باشید در شوراهای بزرگ دنیا و حتی در میان فرمانداران آمریکا هم چنین مواردی سراغ داریم. و دیده ایم که ورزشکاران همیشه به عنوان سفیران صلح انتخاب می شوند. ما یک پدیده اجتماعی شدن از طریق ورزش داریم، ما اقتصاد ورزش،روانشناسی ورزش، جامعه شناسی ورزش، صنعت ورزش و طب ورزشی! و این نشان می دهد این حوزه، حوزه ای بین رشته ای و بین بخشی است و من با این حوزه غریب نیستم، و هیچ گونه احساس غربتی در شورای شهر نمی کنم و از سویی به اکثر شهرهای ایران در قالب همین تورهای ورزشی مسافرت کرده ام و اقلا به چهل کشور هم رفته ام از ژاپن و امریکا گرفته تا ماکائو و امارات و یونان و کرواسی و فنلاند و المان. و این باعث شده با فرهنگ های مختلف از نزدیک آشنا شوم و با عنایت به اینکه مجهز به علم اکادمیک و زبان علمی هم هستم در نقش پلی باشم بین دانشگاه و مدیریت شهری، پلی باشم بین اصحاب ورزش و فرهنگ و هنر از جایی که ورزش همپوشانی با هنر دارد و زندگی ورزشی ام با هنر عجین بوده است. احساس کردم می توان در این حوزه هم کمک حال بود و چون جامعه ما نمی تواند از پایین دکترین ارائه دهد باید از جایگاه استراتژیک به این مهم دست زد تا ارتباط علمی بین دانشگاه و نهادهای قدرت ممکن شود.

* و با در نظر گرفتن این تجربیات ارزنده که اشاره کردید بزرگترین چالش شهر را در چه می دانید؟
-بزرگترین چالش این شهر سوای آلودگی و ترافیک عدم یکپارچگی مردم و استراتژیست هاست. این مشکل به اندازه ای بزرگ است که حتی دولت هم نمی تواندآن را مرتفع کند و من معتقدم برای رسیدن به ایده آل ها وحدت الزامی است. دغدغه اصلی من قرار گرفتن شهر در مسیر درامد زایی پایدار است که اگر محقق شود هم میزان بیکاری کاهش می یابد و به طبع این کاهش مشکلاتی که از قبل آن رخ می دهد نیز کاهش می یاید و این سیستم در تمام دنیا وجود دارد و هر سیستمی که به طرف پول حرکت نکند شکست می خورد و منفعت محوری با سیاست های دنیا عجین است و این که چرا اکثر کارخانه های ما به سود دهی نمی رسند و ورشکسته می شوند چون مسیر حرکتشان به سمت پول نبود و به جای سود به سوبسید فکر می کنند و به وام های کم درصد و دیر بازده! و همین موضوع باعث شده تا از خلاقیت ها به دور بمانند. اگر شهر ما نیز به سمت خلاقیت پیش نرود و همچون مملکت داری مان که با فروش نفت انجام می شود و شهرداری مان که با فروش تراکم همراه می شود و دانشگاه داری مان با فروش مدرک توام باشد، در این حالت راه نویی برای حرکت بوجود نمی آید. من شدیدا علاقمندم به سمت شهر خلاق حرکت کنیم تا از این طریق به ثروت برسیم نه از راه تراکم فروشی از طریق توریسم، صنایع دستی و تاریخش و … . ما نباید خود را گول بزنیم ما نه نفت داریم که مثل دبی برج خلیفه درست کنیم و از این راه برند سازی کنیم و قطب شمال را در شهر پیاده سازی کنیم و با افتتاح بهترین مجتمع های تجاری و خودروهای گران قیمت جذبه ایجاد کنیم یعنی آن پول باد آورده را نداریم، تکنولوژی خودرو سازی آلمان مثل بنز و بی ام و را هم که نداریم، تنها چیزی که ما می توانیم از آن به ثروت برسیم بحث توریسم است در حالی که یک سری از قوانین ما گردشگر گریز هستند، مثل نداشتن credit card ، هیچ توریستی دوست ندارد آن حجم از پول را با خود حمل کند و در این شرایط میل به خرید بیشتر و اقامت بیشتر از بین می رود، همین موضوع credit card را در بحث تبادلات علمی هم در نظر بگیرید. ما می توانیم برای طیف سنی بالای چهل سال بستر مناسبی برای گردشگری مهیا کنیم! معمولا جهانگردیها بعد از چهل سالگی شروع می شود تا قبل آن. معمولا افراد مشغول فعالیت و پیشرفت هستند. تبریز هویت علمی مثل ربع رشیدی دارد، هویت تاریخی چند هزار ساله دارد، هویت سیاسی مثل مشروطه دارد، هویت ادبی مثل شهریار و پروین اعتصامی دارد، هویت مذهبی مثل علامه ها دارد، هویت عرفانی مثل شمس دارد، یعنی تبریز یک پکیج کامل را داراست و شهر زنده ای است و می توان شهرت آن را بر زبان ها انداخت. اما همه این اتفاقات وحدت و همدلی می خواهد. از جمله تفکراتی که این شهر را تهدید می کند آن است که ما احساس کنیم هیچ نیازی به دیگران نداریم! و خیلی قدرتمند هستیم، اینها ما را مثل ازدواج فامیلی محدود می کند در گفتگوی تمدن ها و تضارب آرا هر میزان ارتباطات بیشتر باشد پیشرفت بیشتر میسر می شود.

* چه درس هایی می توان از شورای گذشته گرفت و عملکرد شورا و شهرداری را چگونه ارزیابی می کنید؟
-شورای ما آن طور که خود نیز اذعان دارند استراتژی لازم را نداشت. یعنی نقشه کار را در دست نداشتند، استراتژی کار یعنی ما قرار است به کدام سمت حرکت کنیم و این حرکت باید چگونه باشد؟ وقتی ما نمی دانیم تازه شهر را به کدام سمت توسعه خواهیم داد بقیه داستان هم مشخص است! آیا قرار است حاشیه زدایی کنیم یا نه؟ رفتار ما با روستاهای اطراف تبریز چگونه خواهد بود؟ ارتباطات بین المللی این شهر چگونه تعریف خواهد شد؟ تعامل ما با شهری مثل باکو چگونه خواهد بود؟ قرار است بحث توریسم را چگونه ساماندهی کنیم؟ زمانی این شهر محل تردد توریست درمانی بود، از آنجایی که استراتژی لازم را نداشتیم نتوانستیم استفاده بهینه انجام دهیم و بعد از مدتی این امتیاز را از کف دادیم. و وجود نرخ های متفاوت انواع کالاها، مهمترین گلایه ها را در این بخش متوجه شهر کرده بود، نرخ متفاوت زرنگی نیست از بین بردن اعتماد توریست است. از طرفی ما باید نقاط قوت شهر را هم بزرگنمایی کنیم، برای نمونه امروز بحث پسماند در شهر از جمله کارهای خوبی است که در حوزه شهرداری انجام شده است. اما در داخل باید به صورت شفاف و بر اساس واقعیت ها برخورد کنیم. به چالش های شورا که اشاره کردید یک نمونه اش همین شفاف سازی است و این که ما به شورای شیشه ای نیاز داریم. یعنی مصوبات، تصمیمات، مزایده ها و جذب مشارکت ها باید کاملا ویترینی و در معرض دید عموم باشد. و البته باید اصل یکپارچگی مورد توجه همه ۱۳ نفر اعضای شورا باشد.

*طبق قانون شهرداری موظف به توسعه ورزش های همگانی است و این در حالی است که امروز شهرداری تبریز با بودجه بسیار کلان در حال تیم داری حرفه ای است و نه تنها تیم شهرداری بلکه به خرید تیم در سال های گذشته روی آورده است، که در چنین شرایطی میزان حیف و میل اموال عمومی هم بالطبع افزایش می باید، به عنوان یک ورزشکار حرفه ای برنامه ای در شورای آینده در این حوزه دارید؟
-ببینید چندین نگاه در این مورد وجود دارد، یک نگاه این است که ورزش خود هزینه های خودش را جبران می کند که این امر در مورد ورزش حرفه ای صادق است. چهار مدل در دنیا ورزش داریم، اولی ورزش همگانی است که در اکثر نقاط دنیا وظیفه گسترش آن بر عهده شهرداری است،ورزش قهرمانی است که هیات های ورزشی به آن رسیدگی می کنند. ورزش حرفه ای است که باشگاه ها متولی آن هستند و ورزش هایی که جنبه آموزشی دارند و نهاد اموزش و پرورش هر کشور به آن حوزه رسیدگی می کند. در حالی که اکثر تیم های بزرگ ما توسط دولت ساپورت و اداره می شود و اروپا دهه ها قبل مسائل این چنینی را حل کرده است و تنها در بلوک شرق تا این اواخر شاهد این رفتار بودیم که ورزش را به فساد کشید. در ایران شاهدیم که هزینه های میلیاردی صرف تیم داری می شود و نهایتا به سقوط یا اضمحلال تیم منجر می شود. زندگی الکس فرگوسن را ببینید، این نوع زندگی امروز در دانشگاه های مدیریت و بازاریابی در اروپا و امریکا تدریس می شود. اقتصاد منچستر امروز یک هویت است، ولی در شهر ما و کشور ما شرایط دگرگونه است. امروز اصفهان و تبریز را به لحاظ تیم داری مقایسه کنید. چون صنعت تبریز مرده است چه کسی این قهرمانان را تحت پوشش قرار خواهد داد؟ البته خود این پوشش هم خودش جای اشکال دارد به این می ماند که فرزندی هی از پدر خود پول می گیرد، ما ورزشکاری سراغ داریم که تادیروز در کشورهای خارجی دلار می گرفت که این کار ارز آوری به همراه داشت در حالی که امروز عضو تیم داخلی است که تبدیل به مصرف کننده شده است، ما با این رفتارها مخالفیم. امروز ما علاقمندیم در این شهر مسابقات رالی برگزار کنیم، تور دوچرخه سواری برگزار کنیم اما نه مثل تور اذربایجان در کوه و دشت بلکه در داخل شهر. در وسط شهر مسابقات دومیدانی برگزار کنیم، استانبول دوی ده هزار نفری برگزار می کند، ما هم قادریم هزار نفری برگزار کنیم؟ این نوع مسابقات را چه ارگانی ترتیب می دهد جز شهرداری؟امروز ترکیه برای تبدیل استانبول به جهان شهر ماراتن استانبول را برگزار می کند، ماراتن بوستون ۵۲ سال است که برگزار می شود! مگر نه این است که شهرداری بوستون تمام هزینه آن را پرداخت می کند؟ ما باید از کلانشهر بودن به جهانشهر بودن حرکت کنیم تا از درجازدن و گیر افتادن در باتلاق جان سالم به در بریم. ما همچنان که از کمیته ماده ۱۶ مالیات نمی گیریم همین رفتار را باید در قبال تیم های ورزشی هم داشته باشیم. همین موضوع مسابقات ورزشی به افزایش جایگاه جهانی ما از طریق ورزش کمک خواهد کرد و در نتیجه ما را یه یک برند معتبر تبدیل خواهد کرد.

*یک شهردار ایده آل از نظر شما دارای چه خصوصیاتی است؟
-ما در شورای شهر در جلسات ۱۳ نفره ای که تاکنون ترتیب داده ایم بیش از ۲۰ آیتم را در این ارتباط آورده ایم، نفرات مطروحه باید از فیلتر این آیتم ها رد شوند تا کار به مرحله رای گیری برسد. آنچه بیشتر برای ما مهم است رزومه افراد است، چون مدیریت، پاک دستی و کارایی یک فرد در رزومه او مشخص است. نمونه یک رزومه خوب استفاده از فردی مثل کی روش بود که رزومه اش باعث شده همه به او احترام بگذارند. از بازیکن و مدیران عالی گرفته تا داوران و مربیان تیم های حریف. موضوع بعدی این است که نفر مورد نظر باید دارای پرستیژ کاری باشد چون ویترین شهر خواهد بود پس رفتارهای او باید لحاظ شود. مورد سوم ثبات عاطفی وی است، تا خبرنگاری سوالی، انتقادی پرسید از کوره در نرود، با شورا قهر نکند، با زیر دستان تعامل لازم را داشته باشد، فردای روزگار اگر مشکلی در شهرداری به لحاظ مالی بوجود آمد از میدان فرار نکند و استعفا ندهد. اما تز دیگری هم در همین اساس وجود دارد با توجه به اینکه شهردار تبریز بر خلاف شهر های اروپایی نفر اول شهر محسوب نمی شود! در حالی که در ایران همطراز و بالاتر از شهردار چندین شخصیت دیگر هم وجود دارد! پس عده ای معتقدند ما شهرداری خدوم و تابع بیاوریم تا اینکه به یک لیدر روی بیاوریم! که البته قابل دفاع است که دنبال ستاره برای شهر نباشیم! چون در اینجا مدیریت یکپارچه شهری وجود ندارد! بنابراین آوردن یک سایز بزرگ باعث اصطکاک قدرت می شود چون سایز بزرگ و جایگاه کوچک است! در این رابطه تفسیر و نظرهای متفاوتی وجود دارد. و فعلا هم