رطب خورده  منع رطب کی کند!

حال و هوای انتخاباتی صداوسیما که در روزهای اخیر با پخش تصاویر نامزدهای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، گرمتر شده، فارغ از رنگ و بوهای سیاسی و جناحی نیست!
در این بین و در میان تعجب همگان ابراهیم رئیسی، رییس‌ تولیت آستان قدس و کاندیدای ریاست‌جمهوری دوازدهم، پریروز با انتشار‌نامه‌‌ای، پخش اخبار مربوط به حسن روحانی در صداوسیما را زیر سوال برد، نامه ای که ادبیات آن دستوری و از موضع بالا بود، وی همچنین رئیس جمهور را هم از این افاضات بی بهره نگذاشت و روحانی را به رعایت اخلاق انتخاباتی توصیه کرد!
رئیسی اولین ضربه انتخاباتی به روحانی را وارد کرد، رقیب روحانی که یکباره و بدون پیش بینی قبلی وارد عرصه رقابت شده است گویا بهترین دفاع را در حمله دیده و از همین حالا قصد دارد با اتخاذ تدابیری از این قبیل چهره ای معصومانه به خود بگیرد!
اینکه رسانه ملی باید به همه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری فرصت برابری اعطا کند تا خود را به مردم معرفی کنند، سخن بجایی است که علی القاعده تابع قانون انتخابات بوده و در موعد مقرر تبلیغات انتخاباتی لحاظ خواهد شد. این که رسانه باید رویکردی «ملی» داشته باشد و به قول منتقدانش با سوگیری‎های سیاسی سلیقه‎ای برخورد نکند هم حرف درستی است.
اما نامه رئیسی از ابعاد مختلف قابل بررسی است، این که رسانه ملی این روزها از سوی طرفداران دولت به غرض ورزی متهم است از آن رو که تقریبا در هیچ برنامه ای حمله به دولت و زیر سوال بردن عملکرد آن فراموش نمی شود و اگر رئیسی چنین نوشته یا قصد مزاح داشته یا این که هدفش صرفا یک بازی انتخاباتی است. صداوسیما در همکاری با منتقدین دولت بیشترین همراهی را داشته و انگ حمایت از دولت به رسانه ملی نسبت ناروایی است! رسانه ملی از همان روزهای اول دولت یازدهم به طرق مختلف از در تخریب دولت برآمده است و چنین اتهامی برای رسانه ای که نماز جماعت رئیسی را به طور زنده پخش می کند بی انصافی است، از سویی شبکه خراسان رضوی این روزها تبدیل به ستاد انتخاباتی شده و بهتر بود رئیس تولیت آستان مقدس رضوی قبل از تحریر نامه وضعیت را کاملا ارزیابی می کرد. هر چند سوال دیگری در این میان پیش می آید: آیا اقدام رئیسی شتاب زده نیست آن گاه که بدانیم بحث تایید صلاحیت ها هنوز به سرانجام نرسیده و بهتر بود تا این ادعا زمانی مطرح می‌شد که رسما به عنوان رقیب انتخاباتی تعیین می‌شد وگرنه چنین نامه نگاری هایی با علم به عدم مشخص شدن صلاحیت ها بی معنی جلوه می کند آن گاه که بدانیم وی فعلا یک شهروند عادی است نه رقیب انتخاباتی، در حالی که روحانی به لحاظ جایگاه حقوقی رئیس جمهور است و رسانه ملی هم موظف است اخبار مربوط به دولت را به افکار عمومی منتقل نماید و به این ترتیب وی اولین قاف انتخاباتی خود را داد! هر چند بایستی از آقای رئیسی پرسید پخش سخنرانی رئیس جمهور به ما هو جایگاه حقوقی‎اش در روز ارتش که یک رخداد ملی است، مصداق تبلیغ انتخاباتی است؟
ضمنا با توجه به پیشینه رسانه ملی، دولت هیچ حسابی روی رسانه ملی باز نکرده و قرار است این مهم را شبکه های اجتماعی بر عهده بگیرند و رسانه ملی تقریبا در اختیار اردوگاه اصولگرایان است.
در نهایت باید اشاره کرد بهتر بود کاندیدای نو ظهور جمنا قبلا برنامه های رسانه ملی را بررسی می کرد تا در اولین حرکت انتخاباتی اش قاف ندهد! امروز رئیسی هیچ فرقی با سایر ثبت نام کنندگان ندارد و سوال آخر در این بین آن است: آن شهروند عادی که در انتخابات ثبت نام کرده هم نسبت به عدم رعایت انصاف به رسانه ملی معترض است چه باید بکند؟