پر کردن جای خالی هاشمی از عهده یک شخص خارج است

*وحید خدادادی
فوت ناگهانی آقای هاشمی جامعه ایران را در بهت و حیرت فرو برد، از سویی آینده سیاسی کشور نیز در نبود ایشان به عنوان یک سنتز سیاسی نگرانی های را در مورد ایجاد تعادل بین دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا ایجاد کرده بود. از این رو سراغ دکتر غلامعلی رجایی رفتیم و از وی در این باب
جویا شدیم:

درباره نحوه و علت فوت آقای هاشمی همچنان اگر ابهاماتی وجود دارد و اخبار رسمی در این زمینه منتشر نشده، ولی گمانه زنی و حرف و حدیث زیادی در این باب خصوصا در شبکه های اجتماعی وجود دارد چقدر این شایعات با واقعیت سازگار است؟
ببینید فوت حضرت آیت الله هاشمی یک امر بسیار مهمی بود، قاعدتا اما و اگر های زیادی در موردش مطرح می شود، ولی آنچه که از سوی نزدیکان ایشان از جمله محمد هاشمی گفته شده ، ایشان طبق روال سالیان گذشته هفته ای یک روز استخر می رفتند که در آن جا به تشخیص پزشکان دچار ایست ناگهانی قلبی شدند. بنابراین ایشان استخر را هفته ای یک بار برای سلامتی خود انجام می دادند نه یک امر تفریحی، و آنجا بود که دچار این عارضه قلبی می‌شوند! بنابراین ابهامی وجود ندارد.

رابطه آقای هاشمی با اصلاح طلبان در طول زمان ترمیم شد، اما این اتفاق در مورد اصولگرایی رخ نداد، دلیل این موضوع را در چه می دانید؟
این را باید خود اصولگرایان جواب بدهند!

تحلیل شما از این موضوع چیست؟
البته اینطور هم می گویید نیست و آقای هاشمی با چهره های اصولگرا هم در تماس و ارتباط بودند، و رفت و آمد هایی می کردند.

مستحضرید رابطه هاشمی با اصلاح طلبان در سال‌های بعد از ۸۸ در مقایسه با سال های میانی دهه هفتاد متفاوت بود!
بله در طول زمان دو طرف به هم نزدیک شدند و این نزدیکی دو طرفه بود. من تصورم این است که درصدی از جریان اصولگرا به ایشان نزدیک بودند امثال آقای غفوری فرد و محسن رفیق دوست با مرحوم هاشمی رفت و آمد داشتند، ولی خب ایشان میانه‌ای با تندروها نداشتند کما این که تندورهای اصلاح طلب هم با وی حشر و نشری نداشتند. حتی مرحوم عسگر اولادی و برخی روحانیون جریان اصولگرایی هم با ایشان در ارتباط بودند و ما این ملاقات ها را دیده بودیم. درصدی از تندورهای جناح راست که در بعضی از احزاب و گروه ها بودند قاعدتا با وی ارتباطی نداشتند اما من خودم یک بار ترتیب دیدار ایشان با آقای بادامچیان از اعضای موثرهیئت موتلفه را دادم! و همه این ها نشان می دهد چهره های اصولگرا هم به مجمع رفت و آمد می کردند.

شخصیت آقای هاشمی به عنوان یک بالانس کننده و همانند نخی که مهره های تسبیح را در کنار هم قرار میدهد نقش ویژه ای در حفظ ارتباط اصلاح‌طلبان با حاکمیت داشتند ، آیا امروز در غیاب ایشان کسی می‌تواند این وظیفه خطیر را انجام دهد؟
ببینید بحث این است که آقای هاشمی با بیش از شصت سال فعالیت سیاسی و کنش‌هایی که در عرصه‌های مختلف سیاسی داشته است نه تنها در ایران که در تمام منطقه تاثیر گذار خواهد بود و قاعدتا جایگزین این شخصیت قطعا شخصی معادل خود وی خواهد بود، که در سن و سابقه و تاثیر که ما جز رهبری دیگر کسی در این عداد سراغ نداریم! و بقیه باید جریان هایی باشند که مجموع این ها جایگزین شخصیت آقای هاشمی بشود و آن را نمایندگی کنند. و بر عهده گرفتن این وظیفه از عهده یک نفر خارج است و این انتظار از یک شخص معقول نیست. بنابراین این امر وظیفه جمعی از عقلای جریانات موجود و افراد موثر که بتوانند این را نمایندگی کنند.

فضای پسا هاشمی را چگونه می بینید؟
قاعدتا آقای هاشمی کارکردهای مختلفی داشتند، هم امین و پشتوانه ای برای رهبری بودند و هم نقش تاسیسی که در نهادهای فعلی نظام داشت غیر قابل کتمان است و هم نقش عمده در بالانس جریانات سیاسی و جلوی خیلی از تندروی ها را می‌گرفت و هم از این جهت که نگاه ویژه به برنامه چشم انداز توسعه داشت و فقدان ایشان با سکسکه هایی همراه خواهد شد، و برداشتن پرچم آقای هاشمی از عهده یک نفر خارج است و ده ها نفر باید این پرچم را بردارند. و قطعا با نبود ایشان ما دچار وقفه‌هایی خواهیم شد. ولی در رابطه با ایجاد تعادل بین اعتدالیون و اصلاح طلبان با کمترین وقفه از سر گرفته می شود . احساس می کنم این ائتلاف در نبود ایشان قوی تر از قبل دنبال خواهد شد.

در سیاست و کیاست آقای هاشمی شکی وجود ندارد و مشهور است که حافظ اسد به پسرش گفته بود هر وقت در کشور داری دچار مشکل شدی با آقای هاشمی مشورت کن، اکنون در نبود ایشان چنین برمی آید که دولت بزرگترین حامی خود را از دست داده است و حتی برخی معتقدند که کمر دولت شکست! به نظر شما دولت آیا قادر خواهد بود در چالش های پیش رو و در نبود هاشمی موفق عمل کند؟
بهر حال رییس دولت بیش سی سال با آقای هاشمی همراه بوده است در این سال هایی هم که دولت را اداره می‌کرد دیدگاه های هاشمی را گرفته بودند و چیزی برایشان مخفی نیست و به نظر من با تجاربی که ایشان در این مدت به دولت منتقل کرده است برای اداره بهتر کشور، و با توصیه های دلسوزانه‌ای که داشتند می تواند از این مسیر پر چالش عبور کند، ضمنا آقای هاشمی در رابطه با صیانت از آرا توصیه‌های جدی داشتند، که دولت یک مجری سالم برای انتخابات باشد و منتخب مردم از صندوق های رای شوراها و ریاست جمهوری بیرون بیاید. که این موضوع حتما مدنظر دولت خواهد بود بخصوص که رهبری گفتند رای مردم حق الناس است. از طرفی دولت پشتوانه بزرگی را از دست داد البته من تعبیر کمر شکستن را قبول ندارم! اما هاشمی پشتوانه ای برای نظام و حاکمیت بود و پناهی برای مردم بود و به صدای مردم تبدیل شده بود. در این چهار سال مکررا بین رییس دولت و آقای هاشمی ملاقات هایی بود از این رو نگرانی از بابت اخلال در روند حرکتی دولت وجود ندارد.

آیا خبر دارید وصیت نامه جدیدی از ایشان پیدا شده است یا همانی است که مربوط به سال ۷۹ و قبل آنژیوگرافی مرقوم فرموده بودند؟
نه در حدی که من امروز صبح هم صحبت می کردم هنوز چیزی به عنوان وصیت نامه پیدا نشده است. و اگر پیدا شد حتما توسط بیت ایشان اطلاع رسانی خواهد شد.

به عنوان سوال آخر آیا عجیب نیست که برای کسی که خاطرات روزانه می‌نوشته، وصیت نامه‌ای نداشته باشد؟
کسی نگفته است که هاشمی وصیت نامه دیگری ندارد، ما گفتیم فعلا پیدا نشده است. فعلا معلوم نیست احتمالا لای کتابی چیزی گذاشته باشند!