نظام جمهوری اسلامی قائم به آرای عمومی است

پای صحبت های یار و همرزم مرحوم آیت الله قاضی با سابقه دو دوره ریاست بر دستگاه قضایی آذربایجان شرقی و از فعالان سیاسی که نقش مهمی در شکل گیری مجمع روحانیون مبارز استان داشت، نشستیم تا در ایام الله دهه فجر از خاطرات آن دوران و حال و هوای تبریز در دوران انقلاب بشنویم. در ادامه مصاحبه اختصاصی روزنامه سراسری امین را با حجت الاسلام والمسلمین آقازاده می خوانید:

به عنوان فردی که در متن جریانات انقلاب حضور داشتید، قیام ۲۹ بهمن ۵۶ مردم تبریز چقدر در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت؟
_ با درود و سلام به روح متعالی حضرت امام و ارواح طیبه شهدا و سلام و درود به پیشگاه رهبر انقلاب و ناخدای کشتی انقلاب، اینکه بخواهیم مقدار این نقش را تعیین کنیم نشدنی است اما باید گفت که قیام ۲۹ بهمن ستون فقرات رژیم شاه را شکست، یعنی هر قدر که شکستن ستون فقرات می تواند سلامتی یک نفر را با مشکل روبرو کند به همان اندازه نظام شاهنشاهی بعد از قیام ۲۹ بهمن با مشکل روبرو گردید. یعنی اگر اغراق نباشد این قیام ۹۰ درصد در پیروزی انقلاب نقش آفرینی کرد برای اینکه آن ها روی قیام مردم آذربایجان حساب باز نکرده بودند یعنی استنباط دربار این بود که چون مردم آذربایجان شناخت کمتری نسبت به امام دارند و شخص امام مرجع عام مردم آذربایجان نیست پس مشکلی از بابت تحرکات سیاسی در آذربایجان وجود ندارد اما وقتی دیدند مردم آذربایجان یک پارچه به امر امام حرکت کرد مایوس گردیدند و از این حرکت مرعوب شدند خصوصا که مردم ایران بعد از این اتفاق اربعین های پشت سر هم برای شهدا گرفتند، از این رو این قیام یکی از مهم ترین اتفاقات آن روزها بود.

تبریز از ابتدا به عنوان یک شهر سیاسی مطرح بوده است، خصوصا از زمان قاجار که مرکز مبارزات مشروطه خواهی بود تا خود قیام ۲۹ بهمن و همچنین در متن جریانات سیاسی حوادث اول انقلاب قرار داشت، اما این روزها شاهد هستیم که دیگر آن تاثیر گذاری سیاسی لازم را ندارد و همچنان که دکتر زیبا کلام هم اشاره کرد تبریز غیر سیاسی شده است، دلیل این امر را در چه می بینید؟
_ گفته های زیبا کلام معیار وضعیت سیاسی تبریز نیست، چون شناخت کافی از فضای تبریز ندارد. اگر خوب نگاه کنید اغلب سیاستمداران حاضر که در تنظیم سیاست نظام نقش داشتند و دارند اغلب اهل تبریز و آذربایجان هستند، خود وجود رهبری که با کل کشور برابر است از آذربایجان است. و علاوه بر وجود مبارک رهبر انقلاب بزرگانی مثل موسوی اردبیلی هم که در راس جریان انقلاب حضور داشتند آذری هستند. الان هم در ترکیب مجلس اکثر نمایندگان و کسانی سیاسی هستند اهل تبریزند. پس به صرف عقیده یک نفر نمی توان تبریز را غیر سیاسی خطاب کرد .

حاج آقا یکی از مهم ترین بنیان های فکری انقلاب مبارزه با طاغوت و تجمل گرایی بود، اما امروز شاهدیم که همان تفکر و شیوه زندگی در میان مدیران نظام شیوع پیدا کرده و روزی نیست که شاهد یک تخلف اقتصادی نباشیم در حالی که امام و رهبری بر ساده زیستی اشاره و اهتمام دارند دلیل این رفتار مسئولین و فاصله گرفتن از آرمان های امام را در چه می بینید؟
_ این موضوع البته برای همه مسئولین صادق نیست بلکه در مقطعی یک گروه خاص که اگر خوب به ریشه آنها نگاه کنید سهمی در انقلاب نداشتند و در اواسط انقلاب وارد میدان شدند و چون ریشه انقلابی نداشتند و می دانستند اگر در آینده مردم از عملکردشان آگاه شوند از آن ها روی گردان خواهند شد سو استفاده هایی از قدرت کردند که این در تمام نظام های سیاسی دنیا مرسوم است که درصدی تخلف در آنها وجود دارد و این موضوع عیبی متوجه نظام نمی کند و این نوع موارد در زمان رسول الله و حضرت امیر نیز وجود داشته است اما مهم این است که اصل نظام این سو استفاده ها را قبول ندارد و از آن متنفر است و کسانی که در یک دوره به اطرافیان خود سهمی از بیت المال دادند در انقلاب هیچ سهمی ندارند و قطعا مستحضرید که هرگاه در روند عادی یک سیستم نامحرمی وارد شد کار خودش را خواهد کرد و باید حواسمان را جمع کنیم که افراد با این تیپ در درون نظام ورود نکنند که این کارها نوعی خیانت است. بیگانگان زمانی که دیدند نمی توانند از قبل کارهایی از جمله جنگ کاری از پیش ببرند دست به غارت زدند.

به نظر شما چه عواملی باعث شده است که افرادی از این قبیل به کلان مدیریت سیاسی کشور دست یایند؟
_ تملق، یعنی خاصیت نفاق روی آوردن به تملق است. شما نگاه کنید انقلابیون هیچ گاه تملق نمی کنند و همیشه با صراحت صحبت می کنند. چون قاعده انقلاب صراحت است، انقلابیون با کسی تعارف ندارند اما کسانی که سابقه و پایگاهی در نظام ندارند به تملق روی می آورند خصوصا برای مسئولین رده بالا. بعد از آنکه به کمک تملق جایی برای خود باز کردند از این فرصت برای خسارت زدن به نظام استفاده می کنند.

حضرتعالی سال ها در کسوت رییس دادگستری استان آذربایجان شرقی فعالیت کردید، و چندی قبل هم شاهد انتشار منشور حقوق شهروندی بودیم تا چه حد به لحاظ حقوقی برای این منشور ضمانت اجرایی قائلید؟ آیا اصلا در دستگاه قضایی ما چنین عزمی را برای اجرای آن می بینید؟
_ این بسته به برخورد دستگاه قضایی دارد، هر نظامی که دستگاه قضایی قدرتمندی داشته باشد در آن نظام هم حیف و میل کم می شود هم حقوق شهروندی رعایت می شود و هم حقوق مستضعفین استیفا می شود و هم چپاولگران نمی توانند بر مستضعفین دست درازی کنند، و همه این ها بسته به اقتدار قوه قضاییه دارد. و هر زمان که قوه قضاییه تضعیف شد و با متخلفین از در تعارف درآمد و به سیاسی کاری مشغول شد در آن زمان حقوق ملت هم پایمال می شود.

چقدر در دستگاه قضایی ما چنین آمادگی را می بینید؟
_ من معذورم از اینکه بخواهم میزان این آمادگی را بگویم. اما می توانم دوران گذشته و زمان حضرت امام را مثال بزنم که رییس قوه قضاییه در برخورد با عمال شاه با اقتدار برخورد می کرد.

فضای سیاسی کشور در دوران پسا هاشمی چگونه پیش بینی می کنید؟
_ رحلت شخصیت هایی نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله موسوی اردبیلی خسارت بزرگی برای کشور است اما اینکه بگوییم برای نظام کمر شکن خواهد بود من چنین دیدگاهی ندارم برای اینکه نظام قائم به اشخاص نیست،بلکه این نظام بر آرا عمومی و اراده مردم قائم است. و علاوه بر همه این ها وجود مبارک ولی امر مسلمین جهان است که وجودش فعلا در میان ما هست و نظام را هدایت می کند البته نباید وجود آقای هاشمی را هم نادیده گرفت که خسارتی بزرگ بود، ایشان از استوانه های انقلاب بودند. اما نبود این افراد نمی تواند با توجه به وجود قانون اساسی و ولایت فقیه خطری را متوجه کشور کند بلکه خطر از سوی دوگانگی ها است خطر در تفرقه است، خطر این است که هر کسی بخواهد از این نمد برای خود کلاهی ببافد و در قالب مارک های اصلاح طلبی و اصولگرایی تفرقه انداختن است، اما وجود هاشمی برای کنترل حد و حدود اصلاح طلبان مهم بود و اکنون نگرانی ان است که چه کسی این ها را کنترل کند. ولی در عین حال امیدوارم تفرقه کلام نباشد در سایه یک پرچم واحد یعنی اسلام و پرچمدار اسلام ولی فقیه.

در مطالب خود از طیف های سیاسی من جمله اصلاح طلبی و اصولگرایی به عنوان تفرقه نام بردید، این یعنی به جامعه بدون حزب و تک صدایی بدون وجود طیف های سیاسی مختلف معتقدید؟
_ نه به جامعه بدون حزب معتقد نیستم بلکه معتقدم احزاب نعمت است برای نظارت بر رفتارهای سیاسی یکدیگر. اما در شرایطی که افتراق و تهمت و حرمت شکنی نباشد. مثلا چقدر به مرحوم آقای هاشمی تهمت زدند؟ این ها از همین گرایی ها نشات گرفت! وگرنه حزب بماهو حزب که دارای آیین نامه و دارای وضعیت روشن باشد و در معرفی افراد طوری باشد که تبعات آن فرد را قبول کند. من به حزب گرایی معتقدم اما حزب گرایی نه هرزه گرایی. اکنون در جامعه ما عده ای بنام حزب گرایی به هرزه گرایی مشغول هستند! و جامعه را آشوب می کشند و شخصیت ها را آلوده می کنند و بجای رعایت مصلحت نظام، مصلحت جیبشان را ملاحظه می کنند و من به این نوع رفتارها منتقدم.

اگر مقدور است چند تا از خاطرات آن دوره را بگویید خصوصا خاطراتی که در این زمان کمک حال ما باشد؟
_ پس بگذارید در همین محور اتحاد خاطره ای عرض کنم، ۲۹ بهمن به رهبری آیت الله قاضی کمر نظام شاهنشاهی را شکست و قیامی وزین و حساب شده بود، ما یک گروه ۲۵ نفری از فداییان امام درست کرده بودیم چون تبریز آفت زده بود و همان طور که گفتم رژیم فکر پیوستن تبریز به انقلاب را نمی کرد در همین اثنا فرمود آن ۲۵ را جمع کنیم و به آن ها فرمود که می خواهیم برای شهدای قم مراسم اربعین بگیریم و در طول تمام این چهل روز در منابر در مورد این مسئله روشنگری و اماده سازی شد و از جنایات شاه و دربار پرده برداشته شد و اهداف امام تبیین شد و قرار شد در مسجد قیزیللی برای شهدای قم مراسم چهلم برگزار شود و فرمود طوری باشد که ندای مظلومیت مردم به گوش جهانیان برسد و از همین رو قرار شد عملیاتی در قسمت های مختلف شهر برگزار شود برای همین منظور این گروه ها با کوکتل مولوتف تجهیز شدند و مراکز فساد را مورد هدف قرار دهند و یکی از بانک هایی که وابسته به بهاییت بود مورد هدف بود. این کار هم صورت گرفت اما جوانان ریالی از پول آن بانک را که زمین ریخته بود برنداشتند که نشان دهند هدفشان غارت نیست.
یکبار هم جمشید آموزگار برای محکوم کردن انقلاب به تبریز آمد و خانان و بی حجابان را دور هم جمع کردند در جلوی استانداری تا بگویند این حرکات مربوط به عناصر خارجی است نه مردم تبریز. آقای قاضی امر کرد که ان ۲۵ نفر را جمع کنیم و آن مراسم را به هم بزنیم و قرار شد سنجاق هایی در دست، در کنار هر یک از حاضرین بیاستیم و سنجاق ها را در بدن این بی حجاب ها فرو کنیم تا مراسم بهم بخورد و معلوم شود این انقلاب از طرف مردم تبریز است نه عناصر بیگانه و شعار دادند» قدمعلی،صدقعلی هاردان اولدی خارجلی « و آموزگار هم وقتی دید فضا ملتهب است از تبریز رفت.