برادر محسن!

سرمقاله:برادر محسن!
📝وحید خدادادی
فرمانده نام آشنا و سابق سپاه و دبیر این روزهای مجمع تشخیص مصلحت نظام و یک پای ثابت انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره اخیر! که قبلا به اظهارات معقول و کارشناسانه خصوصا در مسائل بین‌المللی و اقتصادی شهرت داشت بعد از بازگشت مجدد به جرگه نظامیان به لحاظ رویکردهای سیاسی دچار تحولات عمیقی شده و گاه اظهار نظرهایش متفاوت تر از آنچه از وی انتظار است، موجبات بهت افکار عمومی را
فراهم می آورد!
برادر محسن در جدیدترین توییت خود واکنش جالب و حیرت آوری نسبت به پایان دوره ریاست جمهوری اوباما با این مضمون که «اوباما رفت اما بشار اسد هنوز رییس جمهور سوریه است.» از خود نشان داده است.
گفتمانی که ناخوداگاه ذهن را به سمت افکار کاسترو می کشاند که عادت داشت سال های زمام داری خود را با تعداد رییس جمهورهای آمریکا مقایسه کند.
محض اطلاع دبیر محترم مجمع تشخیص مطالبی را عرض می کنم که اطلاع از آن ها چندان بد نیست. در کشورهای دموکراتیک که بر اساس آرا عمومی اداره می شود اصل بر تغییر در راس قدرت است نه تداوم آن.
در تاریخ چند صد ساله ایالات متحده آمریکا تا بوده همین بوده که رییس جمهور بعد از پایان دوره ریاست جمهوری اش قدرت را به نفر منتخب بعدی واگذار نماید، و این موضوع نه تنها تازگی ندارد که یک امر بدیهی است که بجز یک مورد در دوران جنگ در تمام تاریخ این کشور اوضاع بر همین منوال بوده است، بر خلاف دولت هایی که اساسا بحث انتقال قدرت صرفا در چارچوب وراث قابل تصور است و حکومت موروثی است.
البته در برخی بلاد که اسم جمهوری را یدک می‌کشند نیز گاه شاهد همین مسیر در انتقال قدرت من جمله در آذربایجان و سوریه بوده‌ایم و گاه هم شاهد بازی سیاست در مدل پوتین – مدودف بوده‌ایم که چاره تصاحب قدرت را در اجرای یک نمایش سیاسی دیده اند. ولی تنها نقطه عجیب ماجرای تغییر قدرت در آمریکا شکست هیلاری و ظهور پدیده ای به نام
ترامپ بود.
ثانیا در دنیای کنونی چگونه بر سر قدرت ماندن مهم‌تر از زمان است، و عرصه قدرت سیاسی محل بحث بر سر کیفیت ماندن است و همچنان که در تاریخ اسلام شاهد بوده ایم حکومت کمتر از پنج سال علی بن ابی طالب درخشانترین دوره حکومت در بلاد اسلامی است در حالی که امویان سال ها بر سمند قدرت بودند و امروز نامی از آن ها در تاریخ نیست.
زمان ایراد چنین مطلبی این ذهنیت را در افکار عمومی تداعی می کند که شاید محسن رضایی تحت تاثیر شاه رفت از وداع اوباما با کاخ سفید چنین تعبیر کرده است! غافل از آنکه شاه بدلیل سالها زورگویی در عرصه قدرت از قدرت خلع شد و اوباما با پایان دوره ریاست جمهوری در یک فضای دموکرات عرصه سیاست را به ترامپ واگذار کرد.
دو موضوعی که در این رابطه مهم می نماید اولی بحث کیفیت ماندن بر سر قدرت است و دیگری نحوه انتقال قدرت. قطعا تفاوت های بسیاری در نوع کنار رفتن از قدرت بین نلسون ماندلا و معمر قذافی وجود دارد که اولی داوطلبانه عطای حکومت را به لقایش می بخشد و دیگری برای چند صباحی بیشتر در عرصه ماندن در سودای بمباران هموطنان خود است و نهایتا چنان سرانجامِ فاجعه باری نصیبش می شود.
و ضمنا تفاوت است بین کیفیت ریاست، زمانی که شما قصد داشته باشید برای نمونه دوران ریاست جمهوری صدام حسین را با شخصی مثل آنجلا مرکل مقایسه کنید.
نوع قیاس برادر محسن عجیب و غیر قابل انتظار بود هر چند در این بازار آشفته سیاست این نوع اظهارات چندان هم بعید نمی نماید!