۱. شناخت محدود (زیر ده درصد) از پیچیدگی های اقتصادِ بین الملل؛

۲. شناخت محدود از وابستگی های متقابل اقتصادِ اروپا و آمریکا؛

۳. شناخت محدود از جایگاه آمریکا در اقتصادِ بین الملل؛

۴. شناخت محدود از اولویت اقتصادِ بین الملل نسبت به حقوقِ بین الملل؛

۵. شناخت محدود از حاشیه‌ای بودن سازمان ملل در روابط بین الملل؛

۶. شناخت محدود از محصور بودن قدرتِ سیاسی چین در منطقۀ شرق آسیا؛

۷. شناخت محدود از محصور بودن قدرتِ سیاسی روسیه در شرقِ اروپا و آسیای مرکزی؛

۸  .شناخت محدود از جایگاهِ شرکت های بزرگ در سیاستِ خارجی آمریکا؛

۹ .شناخت محدود از تعیین کننده بودن نفوذ یهودیان در سیاستِ خاورمیانه ای آمریکا؛

۱۰ .شناخت محدود از اولویت لابی‌ها نسبت به قوه مقننه و مجریه در سیاستِ خارجی آمریکا؛

۱۱. شناخت محدود از روانشناسی قدرت و حفظِ قدرت در کشورهای عربی خلیج فارس؛

۱۲. شناخت محدود از ماهیتِ اقتصادی سیاستِ خارجی آمریکا در خاور میانه؛

۱۳.شناخت محدود از نقشِ سهم بازار در اقتصاد بین الملل؛

۱۴. شناخت محدود از تعیین کننده بودن تولیدِ ثروت برای تامین امنیت ملی؛

۱۵. شناخت محدود از سهم جزئی کشور در تبادلات کالا و خدماتِ بین المللی؛

۱۶. شناخت محدود از اهمیتِ وابسته نمودن همسایگان به اقتصادِ کشور برای تامین امنیت ملی؛

۱۷ .شناخت محدود از کاهشِ تدریجی قدرتِ سیاسی اروپا در روابطِ بین الملل؛

۱۸ .شناخت محدود از اهمیتِ دلار در نظامِ مالی و بانکی بین المللی؛

۱۹. شناخت محدود از کارآمدی اقتصادی به عنوان مهمترین هدف سیاستِ خارجی؛

۲۰. شناخت محدود از اولویت شفافیت بر پروپاگاندا؛

۲۱. شناخت محدود از پرداختن به موضوع محیط زیست در استراتژی سیاستِ خارجی؛

۲۲. شناخت محدود از پیامدهای منفی سیاستِ خارجی با افق های کوتاه مدت؛

۲۳.شناخت محدود از اثراتِ منفی رضایت های آنی روانی در تقابل با کشورهای دیگر؛

۲۴. شناخت محدود از عواقب نداشتنِ تمرکز در سیاستِ خارجی؛

۲۵. شناخت محدود از تمایزمیان پروپاگاندا و دیپلماسی عمومی؛

۲۶. شناخت محدود از اهمیتِ ثبات رفتاری در سیاستِ خارجی کارآمد؛

۲۷. شناخت محدود از اهمیتِ اعتبار جهانی شرکت ها در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری؛

۲۸. شناخت محدود از توهماتِ توانِ کشور در ایجادِ  اختلاف میان اعضای تیم سیاستِ خارجی آمریکا؛

۲۹. شناخت محدود از توانمندی های شبکه های مجازی در بروز دادن تناقضات گفتاری و رفتاری؛

۳۰. شناخت محدود از اشتباه گرفتنِ مدیریتِ سیاستِ خارجی با پروپاگاندا.