برخی محافل تندرو در منطقه برای حل‌وفصل تنش‌ها میان ایران و آمریکا، پیشنهاداتی ارائه می‌دهند که در صورت اجرایی شدن می‌توانند برای ایران و کل منطقه تبعات هولناکی داشته باشند.
به گزارش فرارو، از حدود سه ماه پیش که آمریکا در اقدامی نادر، معافیت‌های فروش نفت ایران به هشت کشور را لغو کرد، تنش‌ها میان تهران و واشنگتن وارد مرحله حساس و خطرناکی شد. در بعضی مواقع، مانند آنچه در ماجرای سرنگونی پهپاد آمریکایی «گلوبال هاوک» اتفاق افتاد، دو طرف تا مرز درگیری پیش رفتند.
در روز‌های اخیر، اندکی از تنش‌های لفظی میان آمریکا و ایران کاسته شد، اما برخی ناظران معتقدند که این آرامش، قطعا پایدار نیست و تا وقتی که راه حلی برای مشکلات دو کشور پیدا نشود، هر آن ممکن است در اثر یک حادثه پیش‌بینی نشده، وارد یک منازعه ویرانگر شوند.
در حال حاضر تقریبا اکثر ناظران متقاعد شده‌اند که ایران و آمریکا، هر دو بنا به دلایلی، تمایلی به جنگ تمام عیار ندارند. اما این امر، احتمال وقوع درگیری تصادفی را منتفی نمی‌کند. چه اینکه مقامات ایران معتقدند آمریکا با محدود کردن فروش نفت ایران، علیه این کشور «جنگ اقتصادی» به راه انداخته و در حال ارتکاب «تروریسم اقتصادی» است. بر این مبنا، برخی ناظران معتقدند که ایران برای توقف این جنگ، ممکن است تصمیم بگیرد هزینه‌هایی به آمریکا تحمیل کند تا آن را به عقب‌نشینی از جنگ اقتصادی وادار کند.
در اوایل ماه مه گذشته، آمریکا در اقدامی کم‌سابقه، معافیت‌های فروش نفت ایران به هشت کشور را لغو کرد. از آن زمان دیگر اطلاعات موثقی از میزان صادرات نفت ایران منتشر نشد. گویا، به رغم تحریم‌ها، صادرات نفت ایران همچنان ادامه دارد. شاهد این امر، توقیف نفتکش حامل نفت ایران در تنگه جبل الطارق است. چندی پیش، بریتانیا با ادعای اینکه نفتکش «گریس ۱»، نفت ایران را به مقصد پالایشگاه بانیاس سوریه حمل می‌کرد، آن را توقیف کرد. این نفتکش همچنان در توقیف است و به نظر می‌رسد ایران به زودی به این اقدام بریتانیا پاسخ خواهد داد. البته لندن مدعی شد که چهارشنبه گذشته، چند قایق سپاه پاسداران تلاش کردند یک نفتکش بریتانیایی را در حین عبور از تنگه هرمز توقیف کنند، ولی به دلیل مداخله نیروی دریایی بریتانیا، موفق نشدند. ایران، این ادعا را رد و تاکید کرد که به بریتانیا پاسخ خواهد داد.
در ادامه فشار‌های اقتصادی بر ایران، کشور پاناما اعلام کرده است پرچم خود را از حدود ۶۰ کشتی تجاری که تحریم‌های بین المللی را نقض می‌کنند، پس می‌گیرد. این امر به معنای سخت‌تر شدن صادرات نفت ایران است چرا که برخی از نفتکش‌هایی که از حمل پرچم پاناما محروم شده‌اند، نفت ایران را صادر می‌کردند. به عنوان نمونه، نفتکش توقیف‌شده گریس ۱، تا چند ماه پیش به نام پاناما ثبت شده بود، اما در ۲۹ ماه مه، یعنی حدود یک ماه پس از لغو معافیت‌های فروش نفت ایران، از لیست نفتکش‌های ثبت‌شده در پاناما حذف شد.
تشدید فشار‌های اقتصادی علیه ایران، احتمالا این کشور را به واکنش نشان دادن وادار کند. همین احتمال، آمریکا را بر آن داشته است که ائتلاف نظامی جدیدی در خلیج فارس تاسیس کند. تحرکات احتمالی ایران، محافل ضدایرانی در واشنگتن، تل‌آویو و ریاض را نیز نگران کرده است. در نتیجه، آن‌ها را به فکر چاره‌جویی در برابر ایران انداخته است. منتهی، راه حل‌هایی که پیشنهاد می‌کنند، بسیار خطرناک به نظر می‌رسد.
پیش از پرداختن به راه حل‌های محافل یادشده برای فیصله دادن به مشکلات ایران و آمریکا، لازم است شرایط فعلی دولت دونالد ترامپ، مختصرا بررسی شود. تا برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا کمی بیش از یک سال باقی مانده است. دونالد ترامپ، که ستاد انتخاباتی خود را مجددا فعال کرده است، به شدت از احتمال وقوع درگیری نظامی گسترده با ایران هراس دارد. چرا که چنین منازعه‌ای مطمئنا جایگاه او نزد رأی‌دهندگان آمریکایی را تضعیف خواهد کرد و به دمکرات‌ها بهانه خوبی خواهد داد تا سیاست خارجی ترامپ را به باد انتقاد گیرند. خصوصا که او تاکنون از دستیابی به یک دستاورد چشمگیر در سیاست خارجی عاجز مانده است. به رغم اظهارات محبت آمیز ترامپ درباره کیم جونگ اون، رئیس کشور کره شمالی، پیونگ یانگ تسلیحات هسته‌ای را رها نکرده است. جنگ تجاری چین و آمریکا هنوز به پایان نرسیده است. روابط آمریکا با روسیه همچنان سرد است. نظام ونزوئلا به رهبری نیکولاس مادورو، سرنگون نشد. ایران راه خروج تدریجی از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را در پیش گرفته و فراتر از سقف تعیین‌شده در برجام، اورانیوم غنی‌سازی می‌کند.
با توجه به اینکه ایران در حال تبدیل شدن به فوری‌ترین چالش سیاست خارجی آمریکاست، تندرو‌ها در واشنگتن و چند پایتخت منطقه‌ای، راهبردی طراحی کرده‌اند که به زعم‌شان به ترامپ یک پیروزی سریع نظامی می‌دهد و او را از درگیر شدن در یک جنگ تمام عیار در خاورمیانه خلاص می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا، اخیرا به این امر اشاره کرده و دو بار گفته درگیری با ایران طولانی نخواهد بود.
اما راهکار‌های تندرو‌ها برای تنش‌های ایران و آمریکا چیست؟
محمد السلمی، کارشناس مسائل ایران در ریاض و رئیس انستیتوی مطالعات ایران، در گفتگویی با روزنامه ایندیپندنت عربی، دو گزینه برای مدیریت و فیصله دادن به تنش‌های مرتبط با ایران پیشنهاد کرده است.
افزایش گشت‌زنی دریایی همزمان با افزایش تحریم‎ها
السلمی به این روزنامه گفته است گزینه اول باید بر افزایش محافظت از کشتی‌ها در برابر حملات جدید، افزایش گشت‌زنی دریایی، هضم کردن موقت تحرکات ایران، افزایش تحریم‌ها و هدف قرار دادن بخش‌های جدیدی در اقتصاد ایران و بالا بردن نارضایتی داخلی مبتنی شود.
به نوشته ایندیپندنت عربی، از اظهارات مقامات دولت آمریکا درباره تاسیس یک ائتلاف بین المللی برای محافظت از کشتیرانی بین المللی و نیز اصطکاک ادعایی میان ایران و بریتانیا در تنگه هرمز، اینگونه برمی‌آید که گزینه نخست در حال اجرایی شدن است.
حمله همه‌جانبه به زیرساخت‌های ایران
پرسش اصلی این است که اگر پس از تشکیل ائتلاف بین المللی و افزایش گشت‌زنی دریایی در خلیج فارس، میان ایران و آمریکا یا متحدانش درگیری اتفاق بیافتد، آمریکا چه پاسخی خواهد داد؟
در ماجرای سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک توسط سپاه، برخی از محافل جمهوریخواه در کنگره و رسانه‌های آمریکایی، به شدت از عقب‌نشینی ترامپ از حمله انتقامجویانه به ایران انتقاد کردند. اینان ادعا کردند با خودداری ترامپ از حمله محدود به ایران، هیبت آمریکا به طور جدی آسیب دید. بنابراین، در صورت تکرار ماجرای گلوبال هاوک یا وقوع درگیری دیگری، آمریکا باید به ایران پاسخ نظامی دهد. اما چه تضمینی وجود دارد که ایران به پاسخ آمریکا، پاسخ ندهد. چنین چیزی، آمریکا و ایران را درگیر زنجیره‌ای از کنش و واکنش نظامی خواهد کرد که نه به نفع ترامپ است نه به نفع متحدان منطقه‌ای آمریکا.
اینجاست که گزینه دوم تندرو‌های ضدایرانی مطرح می‌شود. آن‌ها می‌دانند که ترامپ مایل نیست سناریوی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ را تکرار کند؛ لذا باید سناریویی طراحی کرد که ترامپ به ایران حمله‌ای محدود، اما ویرانگر انجام دهد. حمله‌ای که حداقل تا پایان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا، خیال ترامپ را از ایران راحت کند.
السلمی معتقد است که حمله محدود به ایران، فایده‌ای ندارد و فقط نظام ایران را تقویت می‌کند. بنابراین، هرگونه حمله محتمل آمریکایی باید چنان سهمگین و برق‌آسا انجام شود که تمام زیرساخت‌های حیاتی ایران را نابود کند، تا ایران نتواند به این حمله پاسخ دهد. بر اساس این سناریو، اگر حمله به طور محدود انجام شود، ایران احتمالا به آن پاسخ خواهد داد؛ لذا به گفته السلمی، در حمله همه‌جانبه آمریکایی باید «تمام مواضع حیاتی، پایگاه‌ها، فرودگاه‌های نظامی، سامانه‌های راداری، آشیانه‌های جنگنده‌ها و اتاق‌های عملیات نظامی» نابود شوند تا ایران نتواند پاسخ واقعی دهد. چنین حمله خطرناکی، به زعم السلمی، توانمندی پاسخ‌دهی جمهوری اسلامی ایران را از بین می‌برد، آن را فلج می‌کند و باعث تسلیم آن خواهد شد. امری که نهایتا، طبق ادعای این کارشناس، باعث وقوع ناآرامی در ایران و براندازی خواهد شد.
شاید پیشنهادات السلمی، هیچ‌گاه محقق نشود. اما نباید فراموش کرد که این کارشناس به محافل قدرت در ریاض نزدیک است و احتمالا دیدگاه‌های حکومت کشورش را منعکس می‌کند. بعید نیست که عربستان برای اجرای همین ایده‌ها در واشنگتن لابی‌گری کند. خصوصا که این اواخر، ریاض فعالیت‌های لابی‌گری خود در واشنگتن را شدت بخشیده و در این راه میلیون‌ها دلار هزینه کرده است. از این گذشته، با حضور افرادی مانند جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا، در کاخ سفید، به نظر نمی‌رسد که اسرائیلی‌ها و سعودی‌ها نیاز چندانی به لابی‌گری دارند.
تنش‌ها میان ایران و آمریکا، همچنان ادامه دارد. درست است که در چند ماه اخیر رفت‌وآمد‌های دیپلماتیک به ایران بیشتر شده، اما اغلب راهکار‌های دیپلماتیک به جایی نرسیده است. به همین دلیل، امکان استفاده از دو گزینه یادشده وجود دارد.