#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

«دعوا سر برجام نیست چراکه برجام جای دعوا ندارد بلکه دعوا سر مسئله بزرگ‌تر و مسئله بالاتری است»!
بخش کلیدی سخنان رییس جمهور که به مناسبت آغاز سال تحصیلی دانشگاهها و در جمع دانشجویان سخن می گفت همین جمله طلایی بود. او که تا پیش از این کمتر به این صراحت درباره اختلاف اصلی موجود در میان مقامات کشور سخن می‌گفت، این بار از یک اختلاف ریشه ای و استراتژیک حرف زد.
این که در ارتباط با دنیا، استراتژی نظام تعامل باشد یا تقابل؟ یکی از چالشی ترین مباحثی است که در طول این سالها در سطح مدیران عالی نظام وجود داشته و گویا لاینحل می نماید.
در طول شش سالی که از عمر دولت روحانی می گذرد، وی گاه و بی گاه در مورد اجرای اصل ۵۹ قانون اساسی اشاراتی تلویحی و بعضا تند داشته است، اشاراتی که به آرزو شبیه بوده تا تصمیم.
به تعبیری اصل ۵۹ یکی از پر بحث ترین و مورد اختلاف ترین مباحث میان روسای جمهور و بدنه حاکمیت و جریان اصولگرایی بوده و حتی احمدی نژاد به عنوان نماینده این جریان سیاسی در دو سال آخر ریاست جمهوری، نیم اشاره ای به این اصل داشت که البته با واکنش های تندی در میان همفکران سیاسی خود مواجه شد.
در حالی که برخی صاحب نظران امور سیاسی، نظرخواهی از مردم در موارد حساس را در شرایط کنونی کشور راهگشا می‌دانند، عده‌ای دیگر بهره گیری از آن را زمینه ساز خدشه دار شدن اقتدار و قاطعیت حاکمیت در تصمیم گیری ها تلقی می‌کنند. موانع عدیده و البته نامرئی موجود بر سر راه اجرای اصل ۵۹ که از ذهنیت منفی برخی از کنشگران سیاسی در این رابطه سر چشمه می گیرد، باعث شده است تا عملیاتی شدن آن جزو محالات باشد و به یک تابوی سیاسی بدل شود.
علی رغم صراحت این اصل هنوز روایت ها و تفسیرهای گوناگونی از آن صورت می گیرد که مسیر برآورده شدن آن را صعب العبور می نماید. موضوعات عدیده ای چون برجام، الحاق به پالرمو و سی اف تی و نحوه تعامل با دنیای غرب از جمله مسائلی است که می شود به زعم برخی از تحلیل گران سیاسی و البته رییس دولت در مورد آن ها به آرای عمومی مراجعه کرد.
کیهان واکنشی جالب به سخنان رییس جمهور داشت و آن را به رویکرد مثبت حسن روحانی در ایجاد رابطه مستقیم با آمریکا تاویل کرد!
در این بین پرداختن به برخی مسائل می تواند در این مسیر راهگشا باشد. مراجعه به آرای عمومی شیوه مرسوم در کشورهایی است که ساختار سیاسی شان بر مبنای دموکراسی های مستقیم است. دو نمونه بارز این نوع تصمیم گیری سیاسی را در جریان پرداخت یارانه به شهروندان سوییسی و برگزیت شاهد بودیم.
اما چرا رییس جمهور در سال های آخر عمر ریاست جمهوری چنین بی مهابا در موارد این چنینی اظهار نظر می کند؟ شاید بتوان بخشی از این پاسخ را در اعلام برائت دولت مردان از وضعیت فعلی کشور یافت. روحانی این ناسازگاری را به عمد فریاد زده است تا نشان دهد که او و دولتش در پی دستیابی به توافق تازه‌ای با اروپا و آمریکا هستند، اما جناح دیگر ادامۀ مقابله‌جویی را در دستور کار خود دارد! رییس جمهور در طول همه این شش سال کاملا متوجه شده که حتی سخن گفتن تلویحی در این باب چه مخاطراتی پیش روی دولت او به وجود خواهد آورد و حتی نزدیک شدن به آن هم در تصور نمی گنجد. نگارنده معتقد است که عدم اجرای اصل های چالشی قانون اساسی را نباید صرفا در واکنش های سخت جریان رقیب جست و انصافا نه در شخص رییس جمهور و نه اعضای تصمیم گیر نهاد ریاست جمهوری عزمی برای هزینه دادن در این گونه موارد وجود ندارد.
دولت حتی نتوانست هزینه اصلاحات اقتصادی را بپردازد و در مقابل واکنش ها برای اصلاح قانون بودجه عقب نشینی کرد. برای انجام یک سلسله امور سیاسی و اقتصادی در ساختاری این چنین نیازمند روحیاتی هستیم که متاسفانه در دو دولت منتسب به جریان اصلاحات یعنی خاتمی و روحانی چنین روحیاتی نیست. پیش کشیدن چنین مباحثی چاره کار اوضاع فعلی کشور نیست و رییس محترم دولت هم به جای ایجاد حاشیه و سخن گفتن در مسائلی که توان اجرای آن را ندارد، به فکر حل و فصل مشکلات اقتصادی مردم در این چند صباح باقیمانده از عمر دولت باشد که آرزوی اجرای این اصل امری نزدیک به محال است