روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

آقازاده، کلیدواژه جنجالی سال های اخیر در ایران! واژه ای که اخیرا سریالی در شبکه نمایش خانگی هم با همین نام ساخته شده و دو طیف آقازادگان را به تصویر کشیده است. قبل تر و به کنایه از واژه ژن خوب که ساخته و پرداخته تخیلات خود بزرگ پندارانه پسر عارف فیلم سینمایی ژن خوک هم ساخته شد که حواشی خاص خودش را داشت.
اخیرا و در یکی دو روز اخیر صحبت های غرضی وزیر دوران جنگ جنجال آفرین بوده است. او مدعی شده که رقمی حدود ۵ هزار آقازاده در آمریکا زندگی میکنند و اگر به این رقم عزیزان تاج سری که در اروپا و سایر بلاد کفر زندگی می کنند را اضافه کنید، رقم وحشتناک تر و قابل تامل تر خواهد بود. این آقازاده ها که از قضا فرزندان هر دو جریان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا هستند، به زعم غرضی همه امتیازات به جز کمک به معیشت مردم را بین خود تقسیم کرده اند!
اساسا نظام جمهوری اسلامی و انقلاب سال ۵۷ بر پایه مفاهیم شریفی مانند انقلاب مستضعفان و غرب ستیزی شکل گرفت و اصولا حرکتی بود بر ضد طاغوت و طاغوتیان. از اقتصاد توحیدی سخن به میان آمد و در برههای تمام مظاهر تجمل گرایی و غرب گرایی اقلا در ظاهر حذف گردید. شاه در ساختار سیاسی قبلی به عنوان سمبل گرایش به این دو واژه پلید، تجمل گرایی و غربگرایی از تخت قدرت به زیر کشیده شد و تصویری که از آمریکا در اذهان عمومی شکل گرفت، تصویری استعمارگر و امپریالیستی بود.
در افکار عمومی آمریکا به عنوان منتهی علیه شرارت و ظلم پذیرفته و هنوز که هنوز است در صفوف نماز و مراسمات دینی و ملی شعار مرگ بر آمریکا پر رنگتر از هر شعار دیگری است. هنوز مسئولان ما چنان با مشت های گره کرده این شعار را در صفوف راهپیمایی ۲۲ بهمن و ۱۳ آبان و … سر می دهند که از این همه اخلاص مو بر تن انسان سیخ می شود. نگو که آمریکا برای مردم بد بوده و زندگی کردن و استفاده از مواهب حیات در جهان اول برای خودی ها اشکالی ندارد.
اگر آمریکا جنایت کار بزرگ است، بفرمایید فرزندان شما در این جغرافیای فساد و استعمار چه می کنند؟ این رقم به اندازهای بزرگ هست که نتوان از زیر بار روانی آن شانه خالی کرد. امروز که مردم ما زیر تحریم های همین آمریکا روز به روز فقیرتر می شوند، این که آقازادگان در این بلاد فکر چه میکنند، پرسشی عمومی است که پاسخ آن را باید از عالیجنابان مسئول پرسید و یک خواسته عمومی است. نه فقط آقازادگان که برخی از مسئولان ما هم طبق اخبار منتشر شده در رسانه های داخلی و بعضا از زبان مخالفان شان دو تابعیتی معرفی
شده اند! داشتن تابعیت ایرانی برای کلاس کاری این دوستان دون شان بوده که به تابعیت مضاعف روی آورده اند!؟
حقوق مسئولان و مدیران شاغل در نهادهای مختلف مشخص است و معلوم نیست با این قیمت دلار در بازار ماهیانه این ارقام هنگفت برای تامین هزینه زندگی در آمریکا چگونه پرداخت می شود؟ قطعا این دوستان که برای کار کردن و نان حلال در آوردن تشریف نبردهاند و هزینه هایشان از جیب مبارک همین مشت گره کرده ها پرداخت می شود.
بماند که برخی آقازادگان داخلی هم همواره در پشت صحنه رانت ها هستند و دادگاه های اخیر گواه این ادعاست. اما در افکار عمومی آقازاده فرزند رجایی است که هنوز خود را دختر یک دست فروش ساده معرفی می کند و به شغل شریف معلمی مشغول است. این رقم را باید روزانه و به تکرارگفت، شاید درس عبرتی باشد!