#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

اخبار مربوط به افزایش قیمت ها در ماه های اخیر به یک خبر عادی برای مردم تبدیل شده است. بعد از خبر افزایش قیمت نان در ظاهر امر و طبق اعلام مبادی رسمی ۱۰ درصد ولی در عمل ۵۰ درصدی بود نوبت به شیر رسید و قیمت هر بطری ‏شیر در روزهای اخیر به مرز ۵ هزار تومان نزدیک شده که افزایش ۱۷۰ درصدی طی تنها سه ماه را نشان می‌دهد. قیمت مرغ نیز که ‏معمولا در سال‌های اخیر با وجود نوسانات اقتصادی، کمترین اثر را می‌پذیرفت این بار روی ۱۱ هزار تومان جا خوش کرده است!
این پایان قصه پر غصه تورم ناگهانی در اقتصاد ما نیست و می توان با یک تحقیق هر چند کوتاه میدانی متوجه شد ‏که برای نمونه قیمت ماست نیز نسبت به سال گذشته افزایش ۸۰ درصدی داشته و اگر مجالی بود می توانستیم فهرستی از مایحتاج مردم را که جزو سبد غذایی روزانه هستند ردیف نماییم که عموما نسبت به سال قبل حداقل ۵۰ درصد افزایش را داشته اند!
هر چند این ارقام وحشتناک را مرکز آمار و بانک مرکزی تایید نمی کند و مرغ محاسباتشان یک پا دارد! اخیرا و شاید از روی ناچاری هم که شده مرکز آمار تورم نقطه به نقطه را رقمی حدود ۳۳ درصد اعلام کرد که البته هر چند نسبت به ارقام خنده داری که تا یک ماه قبل تورم را زیر ده درصد نشان می داد، قابل تحمل تر است ولی همه واقعیت های اقتصادی کشور را پوشش نمی دهد. ماجرا به همین موارد ختم نمی‌شود و در حوزه مایحتاج مردم در سایر بخش ها نیز از جمله مصالح ساختمانی تورم ۵۰ درصدی را شاهدیم در کالاهای غیر خوراکی هم می توان قیمت پوشاک را مشتی نمونه خروار توصیف کرد! افزایش یک باره قیمت ها با کاهش قدرت خرید مردم همراه است و کاهش خرید فشار بر روی اصناف و بازاریان را به همراه دارد. اما مهم تر از این ها سختی کار برای کسانی است که حقوق ثابت دارند و درصد زیادی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند! علی رغم ثابت ماندن حقوق ها روزی نیست که شاهد نایابی کالا و در نتیجه اوج گرفتن قیمت آن باشیم!
در این بین واکنش مسئولان ذیربط هم در نوع خود جالب است. همه کسانی که روزی با رای مردم بر سر کار آمده اند و قرار بود شرایط را به گونه ای سامان دهند که به عقب برنگردیم امروز به جای چاره‌ا‌ندیشی اساسی برای معیشت مردم و وضعیت وخیم صنعت و تولید کشور که بعد از سونامی اخیر بازار ارز و افزایش نجومی قیمت دلار شدت بی‌سابقه‌ای گرفته است به نظاره‌گر صحنه این جنگ نابرابر تبدیل شده و تنها به دادن وعده توزیع بسته‌های حمایتی به گروه‌های کم‌درآمد اکتفا می‌کنند، اما حتی چگونگی اجرای این وعده را هم به درستی مشخص نمی‌کنند!
هر روز یک وعده جدید و تصمیمی نو در توزیع این بسته ها به گوش می رسد که نشان از استیصال و بی تصمیمی در ارکان اجرایی کشور دارد. اما حتی اگر وعده توزیع این بسته ها به عمل تبدیل شود چند نکته اساسی در این وانفسا مغفول می ماند. اولا افزایش قیمت ها به گونه ای است که چنین سیاست هایی نمی تواند از آلام مردم بکاهد و بسته حمایتی توان مقابله با دیو افسار گسیخته تورم را ندارد. ثانیا این سیاست مجددا موجب افزایش نقدینگی در جامعه و افزایش چندباره قیمت ها خواهد شد. ثالثا بهتر است تیم اقتصادی دولت و شخص آقای رییس جمهور برای بار چندم سبد رای خود را تحلیل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نماید! رقیبان حسن روحانی با وعده یارانه ۲۵۰ هزار تومانی آمدند و اگر مردم علاقه ای به این سیاست ها داشتند، قطعا آنها در اجرای این نوع روش ها خبره تر از روحانی هستند! از سویی حسن روحانی در استان هایی بیشترین رای را کسب کرده که جزو محروم ترین ها هستند و با این ضمیمه که وی قول اقتصادی مهمی در انتخابات ۹۶ نداشت و در مقابل حریف وعده های چرب و نرم تری داشت. دولت به جای سیاست توزیع نادرست منابع مالی کشور و دامن زدن بر موج نقدینگی ها با کمک اتاق فکر اقتصادی خود تدبیری برای مرحله بحران و عبور از تحریم ها بیاندیشد و سیاست های من درآوردی را از خاطر خود پاک نماید و در راستای کمیته امدادی کردن همه مردم قدم برندارد!