روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

۱۹ دی ماه ۱۳۹۵ علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی، از رجال برجسته و شاخص پس از انقلاب اسلامی هنگامی که مشغول شنا در استخر کوشک متعلق به مجمع تشخیص مصلحت نظام در نزدیکی مجموعه سعدآباد بود دچار ایست قلبی شد. بر همین اساس چهارمین سالگرد یاد بود او روز پنجشنبه در تهران برگزار شد.
مرسوم است که فضای سیاسی کشور بعد از فوت بزرگان نسبت به عملکرد او به اظهار نظر بپردازد و همه از ظن خود یار او شوند و در باب عملکردش سخن بگویند. مصادف با چهارمین سالگرد وفاتش اظهاراتی در ابطه با وی در سطح مسئولان و افکار عمومی ایراد گردیده که به زعم نگارنده نیاز به بررسی مجدد داشت.
عموما و بر طبق یک عادت غلط این اظهار نظرها با افراط و تفریط همراه است و این یکی از شاخصه های نظام اجتماعی ماست که افراد را نه بر اساس خود واقعی و عملکردش که بر اساس تصورات خود تحلیل می کنند. تحلیل هاشمی رفسنجانی نیز این روزها در سطح جامعه به مناسبت سالگرد وفاتش بیشتر شده و این مسئله در شبکه های اجتماعی نیز نمود دارد.
عمدتا دو نوع نگاه کلی در رابطه با مرحوم هاشمی وجود دارد که بررسی آن ها خالی از لطف نیست. گروه اول کسانی هستند که به کارگزاران تمایل دارند و عمدتا با القابی چون سردار سازندگی؛ امیرکبیر و … از او یاد می کنند. این گروه طیفی را شامل می شود که در سیاست های کارگزاران ذوب شده و روایت هایشان از هاشمی بیشتر با افراط همراه است. در ساحت سیاسی ایران چهره های راست مدرن و چپ معتدل جزو این دسته هستند. طیف دوم افرادی هستند که ما آنان را جریان تندرو می نامیم. این گروه از اواسط دهه هفتاد و خصوصا بعد از دوم خرداد ۷۶ و روی کار آمدن جریان اصلاحات رویه تفریط در پیش گرفته و هاشمی را لیبرال، خود فروخته و ضد ولایت و مهم تر از همه این ها وی و دولت سازندگی را عامل اصلی تجمل گرایی، فساد سیستمی و کاخ نشینی معرفی کردند و با لقب اکبر شاه از او یاد کردند.
در میان عامه مردم نیز هاشمی عموما با این دو نگاه تحلیل می شود و کمتر هاشمی بدون رتوش را در فضای سیاسی و اجتماعی و نیز در میان مسئولان شاهد بوده ایم. هر چند گفته های اخیر فائزه صبیه مرحوم هاشمی در مورد نقش پدرش در رییس جمهور شدن حسن روحانی تا حدود بسیار زیادی با واقعیت همخوانی دارد، اما همواره اظهارات آنان توام با عواطف پدر و فرزندی همراه بوده و با واقعیت و شخصیت هاشمی همسو نبوده است. این که رییس جمهور در اظهارات اخیرش هاشمی را یکی از مظلوم ترین شخصیت های تاریخ انقلاب معرفی کرده است، محل بحث و تانی بسیار است و به نظر غلو آمیز می باشد. هاشمی بدون رتوش دو چهره متفاوت داشته است.
هاشمی قبل و هاشمی بعد از خرداد ۷۶ ! هاشمی قبل از ۷۶ در حوزه مسائل سیاست داخلی، اجتماعی و فرهنگی یک راست سنتی تمام معنا و رویکردی تمامیت خواهانه داشت. وی این نگاه را با اندکی تغییرات تا پایان عمرش حفظ کرد و نگاهش به این حوزه انعطاف قابل ملاحظه ای نداشت. البته وی بعد از پایان دوران ریاست جمهوری هیچگاه در عرصه تصمیم گیریهای حساس حضور نداشت تا عیار انعطاف پذیری و تغییر رویکردش در میدان عمل ثابت شود. اما حوزه اقتصاد و سیاست خارجی بخش هایی بودند که وی بیشترین انعطاف را داشت و نگاهش در رابطه با نحوه تعامل با جهان غرب و مسائل اقتصادی با بیشترین انعطاف همراه بود.
از این رو شایسته است که نه صرفا در مورد هاشمی که در مورد همه رجال سیاسی هم باید بدون اجحاف سخن گفت و خود واقعی آنان را بدون رتوش عرضه کرد.