#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه درباره احتمال نابودی برجام گفته است روسیه آتش نشان نیست که همه چیز را نجات دهد. این سخنان پوتین، بازتاب گسترده ای داشته و تفسیرهای متعددی از آن منتشر شده است.
روس ها با کلیدواژه ترکمن چای در حافظه تارخی ملت ما جا خوش کرده اند و سیاست یکی به نعل، یکی به میخ شان که با منافع ملی مسکو هم پوشانی دارد، باعث شده است تا یک کدورت قدیمی به وجود آید و حساسیت عجیبی نسبت به سیاست های بین المللی روس ها در داخل شکل بگیرد. این گفته ها باعث شد تا منتقدان نزدیکی به روس ها در سیاست بین الملل نظریه متحد راهبردی بودن روس ها با ایران را بی پایه و اساس بدانند و بعضا نقدهای تندی در این خصوص منتشر گردید.
در این شکی نیست که بخش عمده ای از اقدامات آمریکا علیه ایران با چراغ سبز روس ها و حتی چین صورت گرفته و اگر نبود چنین رویکردی هیچ گاه پرونده هسته ای ایران سر از شورای امنیت در نمی آورد و آن قطعنامه سنگین بر علیه ما تصویب نمی شد. اهمیت روس ها و نقشی که در چالش بین دو کشور ایران و آمریکا بازی می کنند باعث شد تا ماه جاری میلادی، مسکو میزبان پمپئو و ظریف وزرای خارجه دو کشور درگیر باشد. روزنامه کویتی بخشی از ابعاد مذاکرات فی مابین مسکو- واشنگتن را فاش کرد و از عدم مخالفت پوتین با حمله آمریکا به ایران در قبال رفع تحریم های اقتصادی مسکو خبر داد!
در روزهای اخیر هم کشمکشی میان مقامات پکن و واشنگتن بر سر خرید نفت ایران به وجود آمده و چین همچنان به خرید نفت از ایران ادامه میدهد. اما پرسش اینجاست که سماجت چینی ها و عمل بر خلاف میل یانکی ها آیا بر اساس دوستی و ارتباط دیرینه با تهران است، یا پکن قصد دارد امتیازات بیشتری در قبال تحریم نفتی ایران بگیرد؟ در سوی دیگر اتحادیه اروپا که از مخالفان جدی خروج یک تنه ایالات متحده آمریکا از برجام بود، هنوز و بعد از گذشت یک سال از آن اتفاق نتوانسته تا خواسته های برجامی ایران را برآورده کند و اینستکس اندر خم یک کوچه است. حتی در مواردی از ناتوانی خود در برابر فشار آمریکا پرده برداشته و به این امر اعتراف کرده اند.
با شرایطی که اروپا، چین و روسیه دارند می توان نتیجه گرفت که حمایت های ظاهری بغداد و آنکارا نیز در موارد متعددی برای گرفتن امتیازات بیشتر بوده و جنبه منافع شخصی دارد. این نوع رویکرد هر چند از نگاه ما ایرانی ها که منافع مان با چنین دیدگاهی به خطر می افتد، ناجوانمردانه، غیرمنصفانه و حتی در فقره روس ها ظالمانه است، اما دنیای سیاست، دنیای واقعیت ها و به دور از خیال پردازی است.
منطق هم حکم می کند که تک تک کشورهای فوق اصل را بر منافع ملی خود بدانند و از این در با دنیای بیرون ارتباط داشته باشند. مسئولان عالی رتبه این کشورها از پوتین و مکرون گرفته تا اردوغان و حتی برهم صالح متعهد در برابر قانون اساسی کشورهایشان هستند و در مقابل تعهدی نسبت به منافع ملی ایرانی ها ندارند. لذا حرجی نیست و این واقعیت ملموس را باید پذیرفت و از آن گله مند نبود، در مقابل بایستی همین رویکرد را سر لوحه سیاست بین الملل خود قرار داد.
هر چند وقتی در داخل برخی با علم به شرایط موجود و جنگ اقتصادی نابرابر باز سیاست بازی می کنند و از سروکله هم زدن و جناح بازی دست بردار نیستند، چه انتظاری از سایر کشورهاست؟!
شرایط چند ماه اخیر نشان داد ما در تقویت روحیه حفظ منافع ملی خود ضعف های جدی داریم و مشکلات فرهنگیمان در این خصوص نگران کننده است. این حجم از فساد اقتصادی در روزهای ناخوش اقتصادی حکایت از یک بیماری شاید درمان ناپذیر در فرهنگ سیاسی ما و دولتمردان ما دارد.
ما به بلندای یک تاریخ کهن در حفظ منافع ملی بیراهه رفته ایم و در بزنگاه های حساس هم انتظارات نابجا از دولت های خارجی داشته ایم.