#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

بعد از فروکش کردن هیاهوی رسانه ای دیدار کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی با پرزیدنت ترامپ رییس جمهور آمریکا و به بن بست رسیدن مقطعی مذاکرات بین دو کشور، موضوع مذاکره مستقیم ایران و ایالات متحده آمریکا به سوژه جدید رسانه ها تبدیل شده است.
با وجود آرایش جنگی در خلیج فارس و اعزام ناوهای متعدد به منطقه، مقامات کاخ سفید از باز بودن درهای مذاکره سخن می گویند و حتی کار به شماره تلفن دادن و انتظار پشت گوشی تلفن هم رسیده است.
نکته جالب در این خصوص آن است که طرفین مخاصمه با سیاست انداختن توپ به زمین حریف سعی در رفع اتهام عدم مذاکره دارند!
با اوجگیری تنش ها میان دو کشور، برخی دولتهای منطقه برای تنشزدایی میان دو طرف پا در میانی کرده اند. اما این رفت وآمدها، که غالبا با هدف جلوگیری از تشدید تنش های نظامی میان تهران و واشنگتن صورت گرفته است، تاکنون بنا به دلایل متعدد به گشودن باب مذاکرات میان دو طرف منجر نشده است!
کشورهایی نظیر عراق، عمان، قطر، سوئیس و حتی ژاپن درست در نقطه مقابل دولت هایی نظیر عربستان و امارات و نیز اسراییل سعی در تلطیف فضای سیاسی منطقه دارند. فضایی که با ورود تجهیزات نظامی متعددی نظیر ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و بمب افکن های بی ۵۲، به شدت در معرض هر نوع اتفاق پیش بینی ناشدهای قرار دارد.
بعد از عادل عبدالمهدی که سعی دارد با اعزام تیم های جداگانه به تهران و واشنگتن پیشنهاداتی را مطرح نماید، عمان نیز برای وساطت میان ایران و آمریکا اقدام کرده است. سفر غیر منتظره یوسف بن علوی به تهران و دیدار با همتای ایرانی خود را می توان در همین راستا به تحلیل نشست.
عمان که در سال های گذشته نیز در موارد متعددی نقش میانجی را ایفا کرده، این بار نیز قصد دارد تا بانی آغاز مذاکراتی باشد که در شرایط عادی احتمال تحقق آن به صفر میل
می نماید. گمانه زنی در خصوص سفر بن علوی از آن جهت نزدیک به یقین است که پمپئو وزیر امورخارجه آمریکا چندی پیش تماس تلفنی مهمی با سلطان قابوس در همین خصوص داشته است. حتی برخی منابع از سفر محرمانه محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر به تهران در جهت کاستن از میزان تنش ها خبر داده اند.
هر چند تهران عمانی ها را در فقره میانجیگری معتمدتر از قطری ها می داند و از این رو شاید واشنگتن وظیفه ای مشابه با آن چه آل ثانی داشت، به بن علوی محول کرده باشد.
از سویی برخی از مقامات ایرانی از جمله حسن روحانی هم در روزهای اخیر از باز بودن درهای مذاکره خبر داده و از اینکه طرفدار دیپلماسی و گفتگوست، سخن گفته است.
علی رغم همه این اتفاقات ریز و درشت و گمانه زنی هایی که از احتمال آغاز مذاکرات بین دو کشور حکایت دارد، سابقه ترامپ در نحوه مذاکره با کره شمالی و تابوی مذاکره با آمریکا در داخل ایران احتمال تحقق آن را دور از ذهن مینماید.
اقلا ایران شرایط فعلی را برای ورود به مذاکرات با آمریکا مناسب نمیداند. این حجم از
تحریم های بی سابقه و ظالمانه در کنار رفتارهای نظامی آمریکا در خلیج فارس که حکایت از یک نوع آرایش جنگی دارد، سبب شده است که مقامات عالی رتبه از نه بزرگ به مذاکره تحت فشار سخن به میان آورند.
روحیه گرفتن امتیازات صد در صدی ترامپ که در مذاکراتش با اون نمود پیدا کرد، ایران را برای رسیدن به یک راهکار منطقی در شرایط فعلی ناامید کرده است. با این همه نگارنده معتقد است که با وجود سفرهای مهمی که در بالا اشاره شد، ایران همچنان رویه نه جنگ، نه مذاکره را اقلا تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ اتخاذ نماید!
حتی متن پیام های هر دوی این وزرا را بایستی در خوش بینانه ترین حالت ممکن برای پیشگیری از درگیریهای غیر منتظره دانست، پیامهایی که بعید است با چاشنی آشنای تهدید همراه نباشد.
بی اعتمادی ایران بعد از خروج آمریکا از برجام در بالاترین سطح خود قرار دارد و از سویی تهران بی میل نیست تا به طرف مقابل ثابت کند جنگ روانی فعلی آمریکا و تهدیدات نظامی آن علیه ایران کارآمد نیست!