#روزنامه امین
#سرمقاله
#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

 

این روزها، کاغذ کمیاب است و قیمت آن فزاینده.
تعدادی از نشریات کشور برای تنظیم دخل و خرج خود تصمیم گرفتند تا از تعداد صفحات روزنامه بکاهند و عمده نشریات اگر تا این لحظه مهر تعطیلی نخورده باشند، به شکل قابل توجهی میزان تیراژ خود را کاهش داده اند!
برخی نیز با افزایش صد در صدی قیمت در صدد درمان های ظاهری برآمدند که با وضعیت دکه ها و میزان فروش نشریات این سیاست هم طرفی نبست. لذا این روش های مقطعی هم بی شک کوتاه مدت است و برای روزها و ماه های آتی معلوم نیست چه بر سر مطبوعات کشور خواهد آمد؟!
آش به قدری شور است که روزنامه هایی نظیر همشهری و ایران که به کر وصلند، در اقدامی قابل توجه هشت صفحه از صفحات خود را کاهش دادند! اگر تا دیروز بحران صرفا در روزنامه های مستقل وجود داشت، امروز دیگر سخت بتوان نشریه ای یافت که از این اوضاع قمر در عقرب ننالد و گرانی به کوچه دولتی ها هم رسیده است.
بماند که برخی نشریات از جمله همشهری در چند وقت اخیر به فکر تعدیل نیرو افتاده و با تعداد قابل توجهی از روزنامه نگاران در این وانفسای اقتصادی قطع همکاری کرده است. وقتی نشریات دولتی که مجموعه ای عریض و طویل دارند و از حمایت ها و رانت های دولتی بهره می جویند، چنین سیاستی در پیش گرفته باشند، حساب کنید که اوضاع نشریات مستقل به چه ترتیب است!
روزنامه سازندگی از تعدیل نیمی از اعضای تحریریه خود خبر می دهد و آرمان از کاغذ قرضی برای ادامه حیات سخن می گوید. کاغذی که تا چندی قبل در حدود دو هزار تومان بود، امروز افزایش قیمت هشت برابری را تجربه می کند و در کانال ۱۸ هزار تومان سیر و سلوک می نماید.
نکته جالب این داستان غم انگیز آن است که همین کاغذ ۱۸ هزار تومانی هم حکم کیمیا را در بازار دارد و برای یافتنش ذره بینی لازم است و کندوکاوی!
دولت در این بین آن نقش حیاتی و پر رنگ “جرم دارد و فضا اشغال می کند” را بازی می کند و تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی برای تامین کاغذ به دلایلی چند از جمله فروش آن در بازار آزاد توسط آقایان محترم رانت خوار با شکست مواجه شد و در اقدام بعدی دولت محترم کاغذ را از اولویت اول به گروه دو منتقل کرد، مفهوم این اقدام این بود که باید کاغذ از طریق ارز نیمایی تامین کرد. البته ناگفته بماند که مطبوعات تنها بخشی از مصرف کنندگان کاغذ هستند و بحران کاغذ، دامن هزاران واحد بسته‌بندی، دفاتر کپی و خدمات فنی، واحدهای صنعتی و کانون‌های تبلیغاتی را نیز گرفته است.
مکانیزم‌های نظارتی دولت توان رصد کردن دقیق مسیر رفت و برگشت دلار ۴۲۰۰ تومانی را نداشته و ندارند و کسی به‌درستی نمی‌داند چه بخشی از این دلارهای ارزان صرف خرید و واردات کاغذ می‌شود و چه بخشی در این رفت و برگشت، دود می‌شود؟!
با وجود ترسیم چنین فضای نگران کننده، دنیا هم چنان به کام جنابان وزراست.
اگر با همین روند پیش برویم بایستی شاهد صف های طویل روزنامه نگاران بیکار خواهان بیمه بیکاری باشیم که بلکه بتوانند از این مسیر تامین معاش نمایند.
در همین راستا عاجزانه از مسئولان محترم خصوصا وزرای ارشاد و صمت که نقش تعیین کننده در این راستا دارند، تقاضا می کنیم که به هیچ وجه خاطر مبارکشان را مکدر ننمایند و به امورات ثانویه خود بپردازند، در این بین، سرنوشت مطبوعات چندان هم مهم نیست و با تعطیلی روزنامه ها اتفاق چندان مهمی نخواهد افتاد.