چند روز قبل در سفری که به تبریز داشتم سوار تاکسی شدم و راننده بعد از پرسیدن مقصد گفت: تهرانی هستی؟ پاسخ مثبتم را که شنید گفت: چقدر مردم تهران، مردم خوبی هستند. بدون اغراق از این جمله که برای اولین بار می شنیدم یکه خوردم و آن را به حساب مهمان نوازی تبریزی ها گذاشتم و تشکری زیر زبانی کردم. راننده اما به همین اکتفا نکرد و گفت: جدی گفتم. مردم تهران خیلی خوبند. من هم جدی تر پاسخ دادم: لطف داری. من هم از مردم تبریز چیزی جز خوبی ندیدم.

راننده میانسال که فهمید صحبت هایش را حمل بر تعارف کرده ام از خاطرات چند سال قبلش در تهران گفت که «مدتی کوتاه در تهران زندگی کردم و همان روزهای اول، صبح زود حوالی میدان راه آهن برای خرید پنیر به یک سوپرمارکت رفتم. مغازه دار با خواهش از من خواست که به سوپرمارکت بغل مراجعه کنم چرا که او مشتری کمتری داشته و بهتر است روزی به دست او برسد»

راننده صحبت هایش که به انتها رسید گفت: دیدی راست گفتم مردم تهران خوبند؟ من که از قضاوت مرد راننده و معرفت آن مغازه دار سرشار از شعف شدم ذهنم تا مدتها از جمله همین الان که در حال نوشتن هستم مشغول شد. قیاس جزء به کل مرد راننده را ابتدا به حساب سادگی او گذاشتم اما بعد تر که تامل بیشتری کردم فهمیدم که چقدر رفتار این راننده در درجه اول و بعد آن مغازه دار در درجه دوم گمشده این روزهای ماست.

روزهایی که با استرس و اضطراب ناشی از مشکلات جامعه سپری می کنیم و تنها و تنها بدی های یکدیگر را می بینیم و برای هم زبان به زبان پژواک بدی هایمان می شویم اما در همین جامعه و در کنار ما و در شهر و کشورمان چه بسیار خوبی هایی که نمی‌بینیم و اگر هم که می بینیم قیاس به کل نمی کنیم و برای هم تعریف نمی کنیم.

این روزها در کنار همه اخبار منفی و پژواک های گوشخراش، جای اخبار خوب خالی است و اگر اندکی انصاف داشته باشیم در مترو و اتوبوس و تاکسی و کنار خیابان می توانیم خوبی های بسیاری از همنوعانمان ببینیم که حالمان را خوب می کند و گفتنش می تواند حال دیگران را هم بهتر کند. کاش آنجایی که به تعبیر میرزا اسماعیل دولابی مرتب دنبال بیل زدن باغچه دیگران هستیم تا کرمی پیدا کنیم از زیبایی های گل آن باغچه هم لذت می بردیم.

حال این روزهایمان می تواند خوب تر شود اگر حداقل اخبار منفی را با صدای کوتاه تری فریاد کنیم و اطرافمان را بهتر بببینیم.

من از آن روز زیبای تبریزهم حس بهتری نسبت به شهرم و همشهریانم دارم و هم نگاهم به خوبی های مردم تبریز تثبیت شد.