روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

این روزها یکی از مهم ترین اخبار روز اقتصادی در کشور موضوع لایحه بودجه ۱۴۰۰ است. انصافا نباید از حق گذشت که دولت روحانی انضباط زمانی تحویل لایحه بودجه را همواره رعایت کرده و شرایط را به گونه ای ترتیب داده که مجلس زمان کافی برای بررسی آن را داشته باشد.
این انضباط زمانی امسال و در آخرین سال بودجه نویسی دولت تدبیر و امید نیز به همان ترتیب سالیان گذشته رعایت شد و نوبخت از آمادگی خود برای تحویل آن به بهارستان تا نیمه آذرماه خبر داد.
اما توضیحات کلی رییس سازمان برنامه و بودجه در مورد این لایحه خود گواه از غیر واقعی بودن آن میداد و مصداق مصرع تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل بود!
نوبخت اظهار داشته که در بودجه سال بعد نرخ ارز را حدود ۱۱ هزار و پانصد تومان در نظر گرفتیم و برآوردهای اولیه برای نفت بشکهای حدود ۴۰ دلار است. همین توضیح کلی کافی است که متوجه شویم قرار است در سال آینده چه اتفاقاتی بیافتد.
دولت هنوز دلار ۳۰ هزار تومانی را باور ندارد و مرغش یک پا دارد!
اگر به نرخ امروز محاسبه کنیم، دلار در کف بازار و چهارراه استانبول نزدیک سی هزار تومان است و نوبخت توضیح نداده که این مابه التفاوت وحشتناک قرار است چگونه جبران شود؟ اگر فاصله این دو در دو سه هزار تومان خلاصه میشد، شاید میتوانستیم توجیهی برای آن بتراشیم اما فاصله بیست هزار تومانی فاصله ای نادیده بگیریم. حباب هم که باشد به اندازه ای متورم است که هر آن امکان ترکیدن بر سر مردم را دارد.
از سویی صحبت از نفت و لحاظ قیمت آن شده است. اگر بر فرض میانگین قیمت فروش نفت را بشکهای ۴۰ دلار در نظر بگیریم، با این توصیف بایستی پرسید، مگر نفت ما را میخرند؟ آیا دولت تحریم نفتی ایران را مد نظر قرارداده یا لحاظ کردن پول نفت در بودجه از قبل امید به آینده و بر چیده شدن تحریمهاست. اگر دولت برای تامین بودجه سال آینده روی پول نفت حساب کرده باشد، از حالا باید توافق ایران و آمریکا و برچیده شدن تحریم ها را امری واقع در نظر گرفت، حتی اگر در بلبشو انتخابات ناگهان ورق بر گردد و بایدن اوت شود.
این که بخواهیم لحاظ قیمت دلار یازده هزار تومانی و پول نفت را در بودجه سال بعد را صرفا از دریچه خوش خیالی دولتمردان بنگریم، عاقلانه نخواهد بود. به احتمال یقین و با توجه به سیگنال هایی که طرفین منازعه رد و بدل میکنند تصور یک توافق تمام و کمال دور از ذهن نیست! اخیرا هم که این زمزمه ها در جریان اصولگرایی شنیده میشود که اگر برجام محقق شود، میتوان پای میز مذاکره نشست!
بدون در نظر گرفتن توافق کامل ایران و ایالات متحده آمریکا لایحه بودجه ۱۴۰۰ چیزی شبیه رویا پردازی خواهد بود و این که دولت قرار است رقم کلان بودجه سال بعد را از کجا تامین نماید، پرسشی است که میتوان پاسخ آن را به زودی و با انتشار لایحه بودجه متوجه شد. از این رو پرداختن به ریز آن چه در بودجه سال بعد گنجانده شده بماند برای بعد انتشار اما یک ضرب المثل ترکی می گوید “ناهاردان معلوم دی شامادا نه وار”