سازمان استاندارد به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های ریاست جمهوری بعد از پایان حکم ریاست نیره پیروز بخت برای مدتی پا در هوا بود. تا جایی که تاخیر در معرفی رییس جدید این تلقی را در نزد افکار عمومی ایجاد کرد که شاید دولت در حال بررسی گزینه های مورد نظر برای انتخاب بهترین است. زمان انتصاب رییس جدید کمی به درازا انجامید و نهایتا از گوشه و کنار اخبار در گوشی در مورد انتصاب غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان به گوش رسید.
با توجه به حجم انتقاداتی که در مورد مدیریت وی در خوزستان داشت، احتمال قبول چنین ریسکی از سوی دولت بعید به نظر می رسید. از سویی او مدرک تحصیلی مرتبط با این حوزه داشت و نه در رزومه کاری او اثری از موضوعات مرتبط با استاندارد دیده می‌شود. مهم تر از این مسئله عرف است که وقتی شخصی در مسئولیتی استانی نتواند وظایفش را خوب انجام دهد و با آماج انتقادات روبروست، دیگر از مجموعه انتخاب دولت خارج می شود.
استانداری که بسیاری از مردم خوزستان از عملکرد وی ناراضی بوده اند و او را اسباب عمده مشکلات استان خود می دانند بعید است که سمت کشوری را در دست بگیرد، آن هم نهادی راهبردی که با تمام ابعاد مصرفی جامعه رابطه مستقیم دارد. اما این درگوشی ها مثل عمده دفعات گذشته درست از آب در آمد و چند روز شاهد بودیم که در عین ناباوری شریعتی با مدرک دکترای ژنتیک قرار است رییس سازمان استاندار شود. این انتصاب موجی از واکنش های منفی را در افکار عمومی به دنبال داشت و نوعی دهن کجی به مردم تلقی می شود.
مرد همه کاره دولت و آقای شماره ۲ پاستور این انتصاب خجالت آور را نوعی نقطه قوت برشمرد و از انتصاب شریعتی با نهایت قدرت دفاع کرد. مردی که هنوز شائبه های زیادی در مورد پرونده همسرش وجود دارد و همین چندی پیش توسط مقام قضایی احضار شده بود، با همه این تفاسیر باز گوش دولت بدهکار نبود و مردی را که خاطراتی تلخ را در خوزستان به خاطر گذاشته ترفیع می دهند. انتصاباتی از این دست چنین تصوری در افکار عمومی ایجاد می کند که هر که مدیریتش مسئله دارتر و شائبه پشت سرش بیشتر باشد، احتمال رسیدنش به مقامات بالاتر بیشتر است. استانداری که توانایی اداره یک استان را نداشت در رأس سازمان مهمی که با سلامت مردم سروکار دارد یعنی سازمان استاندارد قرار می گیرد؟!
شاید روحانی فراموش کرده باشد اما مردم بالاخص خوزستانی ها نحوه برخورد او را با حوادثی از قبیل اعتراضات کارگران هفت تپه، عدم مدیریت صحیح سیلاب که منجر به تخریب خانه‌های مردم شد، عدم تامین مناسب آب شرب برای روستاهایی همچون غیزانیه، رفتارهای بی‌ادبانه با مردم و بسیاری از موارد دیگر را فراموش نکرده و نخواهند کرد. در زمان مدیریت وی کوچکترین مسائلی که می شد با کمی تدبیر حل کرد، در این استان به یک بحران تبدیل شد و آن چه او در این استان به یادگار گذاشته سالهای سال اثراتش باقی خواهد ماند. او حتی اگر شبانه روز تسبیح به دست داشته باشد و مدام ذکر بگوید، باز توفیری در اصل داستان نخواهد داشت.
شریعتی پیش از این هم به عنوان گزینه اصلی برای انتصاب به عنوان سرپرست جمعیت هلال احمر انتخاب شده بود و فشار افکار عمومی مانع این انتصاب گردید. نهایتا دولت که برای انتصاب او به یک مقام بالاتر پا در یک کفش کرده بود، انتقادات را وقعی ننهاد و در نهایت بی اعتنایی به افکار عمومی و نقدهایی که در این ارتباط داشت، حرف خود را به کرسی نشاند.