روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

کمتر روزی است که از خواب بیدار شویم و سری به اخبار روزانه بزنیم و از تعجب دهانمان باز نماند.
این بار با آنچه از زبان امام جمعه اصفهان و خراسان شمالی ایراد شد، به چنین حالتی افتادیم. امام جمعه محترم اصفهان با اشاره به کشف حجاب و هنجارشکنی برخی از افراد از ناامن کردن فضای جامعه برای بد حجابان سخن گفت و امام جمعه خراسان شمالی در اظهاراتی مشابه بد حجابی را ویروسی خطرناک بر شمرد و از ناجا خواست تا زندگی بد حجابان را نا امن کند!
این اظهارات عجیب موجی از واکنشها را خصوصا در اصفهان به دنبال داشته از آن روی که در سالهای گذشته و به تفسیر از همین آرا شاهد چند نمونه اسید پاشی در این شهر بودیم و از این رو ناظمی معاون وزیر ارتباطات از حجت الاسلام طباطبایی نژاد خواسته تا صراحتا اعلام کنند مشمول اسیدپاشی نیست!
عطف به ماسبق نشان می دهد که یک بار و در سال ۹۴ همین نوع اظهار نظرها در خطبه های نماز جمعه باعث شد تا به فاصله کمی از این سخنرانی فاجعه تلخ اسیدپاشی های زنجیرهای در شهر اصفهان شروع شود!
در همین راستا طرح دو موضوع و پرداختن اجمالی به آن و یافتن پاسخی برای برخی پرسشها خالی از لطف نیست.
قطعا بی بند و باری و بد حجابی از مسائلی هستند که به جهت بافت سنتی و مذهبی حاکم بر جامعه ما اموری ناپسند قلمداد شده و همواره مزمت شده اند. در قانون هم نهادهایی برای برخورد با افرادی از این دست پیش بینی شده و البته که تعداد این افراد به نسبت کسانی که به رفتار حسنه حجاب و پوشش اسلامی معتقدند، بسیار اندک است.
این مردم با تهدید و توصیه و بخشنامه محجبه نشده اند که امروز به تلنگری عنان اخلاق از کف دهند و رو به بی بند و باری آورند.
رضاخان با آن همه دبدبه و هیمنه نتوانست چادر از سر وا کند و نهایتا تمام تلاشش تنها در مجموعه خانواده خودش و اطرافیانش به نتیجه نشست. توصیه هایی از این دست مستمسکی برای برخی عقده گشایی ها می شود و عملا امنیت روانی زنان را برهم خواهد زد.
از عزیزانی که در کسوت نمایندگی ولی فقیه در استانها فعالیت دارند انتظار بیشتر از این است و از آن جایی که حجاب امری فرهنگی است، ساز و کار مقابله با بد حجابی هم باید فرهنگی باشد و توصیه هایی چنین بی مهابا صورت خوشی ندارد.
از این رو بهتر است پرداختن به مسائل فرهنگی اندکی با تامل و تانی همراه باشد و دستاویزی در دست دشمنان نظام و اسلام نشود.
موضوع بعدی در رابطه با وضعیت اخلاگران اقتصادی است. اگر قرار است ناجا و یا هر ارگان دیگری زندگی اخلال گران فرهنگی را ناامن کنند، تکلیف اخلالگران اقتصادی چه می شود؟
متعجبیم که در همه این سالها کسی از ناامن کردن زندگی این افراد که همچون اختاپوس بر بیت المال چنبره زده اند و بخشی از وضعیت اسفناک فعلی رهاورد عملکرد آنان است، سخن نگفت!
اینان وقاهت را به جایی رسانده اند که رشوه های میلیاردی را در صحن علنی دادگاه کادوی دوستانه می پندارند و بر حضار و قاضی دادگاه از اینکه چنین دوستانی ندارند، خرده می گیرند. آن دیگری که آش را با جایش برده فعلا در زندان دلبری می کند و عزیز دیگری هم که اخیرا گزارشی از زندگی لاکچری اش در زندان منتشر گردید. قطعا اگر چنین حساسیتی در همه امورات می بود و قرار بر این بود تا زندگی مفسدین اقتصادی هم ناامن شود، کسی جرات نمی کرد تا بیت المال را تاراج کند. کاش این چوب تر برای مفسدین اقتصادی هم می بود کاش…