روزنامه امین
سرمقاله
وحید خدادادی/روزنامه نگار

داده های آماری نشان می دهد که در سه دهه ی آینده با افزایش ۳۰ درصدی سالمندان مواجهیم، سالمندانی که قدرت تولید ندارند و چشمشان به دست اندک نیروی جوان کشور خواهد بود.
باید نگران بود چرا که از سال ۹۴ در حال دست و پنجه نرم کردن با بحران کاهش جمعیت هستیم و نرخ رشد جمعیت در دهه ی ۹۰ در سراشیبی تندی قرار گرفته است.
در سال ۹۰ این نرخ ۱٫۲۹ درصد بوده و در سال ۹۵ به ۱٫۲۴ درصد کاهش یافته و در سال ۹۸ به کمتر از یک درصد رسیده است.
طبق پیش بینیها حدود ۲۰ تا ۲۵ سال آینده نرخ رشد جمعیت ایران به صفر درصد سقوط می کند!
آن چه از نظر گذشت بخشی از دغدغه های کارشناسان اجتماعی و تنی چند از مسئولان کشور در باب کاهش فرزندآوری و روند نگران کننده پیری جمعیت در ایران است.
به عبارتی کشور در سه دهه گذشته تحولات چشمگیر جمعیتی را تجربه کرده، تحولاتی که شاید متأثر از برنامه ریزی های مختلف بوده است حال آنکه کاهش باروری و به تبع آن کاهش جمعیت در ایران و افزایش سالمندی از مهمترین چالشهای پیش روی کشور است.
دهه شصت و متاثر از فضای سیاسی و نظامی کشور افزایش جمعیت به عنوان یک اصل در دستور کار قرار گرفت و غلو نیست اگر از این دهه به عنوان دهه فرزندآوری نام ببریم، دهه ای که کشور اقتصادی تک محصولی به نام فرزند داشت و پیامدهای این سیاست بیش از سه دهه بر فضای اجتماعی و اقتصادی کشور سنگینی می کند.
از همین رو است که دهه شصتی ها در سپهر اجتماعی کشور به عنوان نسل سوخته در ادبیات عامیانه یاد می شود و در ادامه روند کنترل جمعیت و شعار دو بچه کافی است، در دستور کار قرار گرفت.
تحولات سیاسی و اقتصادی از جمله بحران های ناشی از فضای بعد از جنگ، تورم، تحریم و … شرایط را به سمتی سوق داده که امروز نه تنها شعار دو بچه کافی است، محلی از اعراب نیست، بلکه اگر ازدواجی در کار باشد، تصمیمی برای بچه دار شدن اقلا در دهه اول ازدواج گرفته نمیشود. پدیده پیر شدن جمعیت چالشهای خاص خود را به همراه دارد، نبود زیرساختهای لازم برای تسهیل زندگی سالمندان و نبود نیروی کار کافی و جمیعیتی فعال و پویا از آن دست نگرانی های جدی در آینده اجتماعی ایران است.
البته پدیده پیر شدن جمعیت مختص جامعه ایران نیست و کشورهایی چون ژاپن و روسیه نیز تا حدودی با این مشکل دست به گریبانند. اما برای نمونه در کشوری چون روسیه که اقتصاد چندان توانمندی هم ندارد، برای حل مشکل ازدواج و فرزندآوری تسهیلات متنوعی که عمده آنها بلاعوض است، در نظر گرفته شده است.
لذا برای عبور از این مشکل خود ساخته که ممکن است در آینده به بحران تبدیل شود، بایستی از مباحث کلامی فاصله گرفت و به سمت تصمیمات منطقی و عملیاتی رفت.
در این رابطه می توان به اعطای وام ازدواج بلاعوض یا با اقساط بسیار جزیی و بدون بهره اشاره کرد، در شرایط فعلی پروسه دریافت وام ازدواج از سیستم بانکی به جهت نبود تضمین در زوج های جوان برای عودت مبلغ فوق، در مواردی چند متعددی امکان پذیر نیست.
مسائلی نظیر تامین مسکن، درآمد مکفی امکان ازدواج و فرزندآوری را با مشکلات جدی مواجه کرده است. طبیعی به نظر میرسد وقتی در یک جامعه افزایش قیمت ها به ترتیبی است که شما هر روز حس و حال اصحاب کهف را دارید، صحبت کردن از دغدغه های اجتماعی برای جوانان نوعی بد و بیراه حساب می شود.
در جامعه ای که پدیده کانکس نشینی و پشت بام خوابی و بحران هایی از این دست را اعتنایی نیست. تا زمانی که اقتصاد ما بیمار است و فکری برای علاج آن صورت نگرفته باشد.
بحران های اجتماعی رابطه مستقیم با درآمد آحاد مردم دارد، مشکل اقتصاد که حل شود، بخش عظیمی از این مشکلات مرتفع خواهد شد. شرایط ازدواج که فراهم باشد، قطعا شاهد رواج این سنت حسنه در جامعه خواهیم بود.